شما وارد حساب خود نشده و یا ثبت نام نکرده اید. لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید تا بتوانید از تمامی امکانات انجمن استفاده کنید.


تبليغات
سامانه ي پيامکي آز پي ان يو مقالات ISI
فروشگاه اينترنتي آز پي ان يو خريد شارژ آز پي ان يو

آیا مرغ پرواز می کند؟!!(طنز) زمان کنونی: ۱۴-۹-۱۳۹۵، ۱۱:۳۸ :صبح
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: manjoon
آخرین ارسال: manjoon
پاسخ: 1
بازدید: 365

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 13 رأی - میانگین امتیازات: 3.62
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

آیا مرغ پرواز می کند؟!!(طنز)

۱۰-۶-۱۳۹۱, ۰۶:۴۱ :عصر
ارسال: #1
آیا مرغ پرواز می کند؟!!(طنز)
آیا مرغ پرواز می کند؟!!(طنز)




الو!


- داری میای مرغ بخر!


سلامت کو؟


- برو بابا شارژ ندارم.


گوشی را قطع کرد. یک شارژ 5 هزار تومانی برایش خریدم و اس ام اس کردم. دوباره زنگ زد:


سلاااام شوهر جان!


- علیک سلام. لقمان را گفتند ادب از که آموختی؟ گفت از همسران بی شارژ.


تیکه ننداز. مرغ خریدی؟


- صدا نمیاد؟ چی؟ جغد؟


جغد چیه؟ مرغ! مرغ!


- مرغ؟ شیب؟ بام؟


گزینه اول!


- جدا بخرم؟ آخه برای چی؟


سوال می کنی؟ خب مرغ بخر بخوریم دیگه.


- گناه دارن مرغا! بیا از مرغا حمایت کنیم.


چی می گی تو؟ ماشین زده بهت؟

- نه. تو خوبی؟


مرسی. تو چطوری الان؟


- قربونت، مامان اینا خوبن؟


با مامان من چیکار داری؟


- من با مامانت کاری ندارم.


الان کجایی؟

- تو خیابون. دارم راه می رم.


واسه چی با تاکسی نمیای؟


- در حفظ ونگهداری محیط زیست می کوشم.


آفرین! حالا مرغ می خری یا نه؟


- صدات نمیاد.


دروغ نگو.


- از کجا فهمیدی دروغ میگم؟


مگه دروغ می گفتی؟

- آره.


پینوکیو. مرغ می خری؟


- مرغو می خوای چیکار کنی؟


می خوام بهش پرواز یاد بدم!



- نه این غیرممکنه. تو خل شدی!

آره از دست تو دارم خل می شم.


- خب کسی که به مرغ بخواد پرواز یاد بده مثل کسیه که بخواد با بابابزرگ من تمرین دموکراسی کنه.


مگه بابابزرگت چشه؟


- با بابابزرگ که واسه شام می رفتیم پیتزا بخوریم، بهونه می گرفت که الا و بلا من آبگوشت می خوام. هر چی هم می گفتیم، در جواب می گفت بیا رأی بگیریم. رأی می گرفتیم همه می گفتن پیتزا این آقا می گفت آبگوشت. بعدش با عصا ما رو سرکوب می کرد، مجبور می شدیم بریم آبگوشت بخوریم.


چه جالب.


- آره جالب بود.


ببین می خوام بهت یه حقیقتی رو بگم.


- بگو جانم.


راستش من نمی خواستم به مرغ پرواز کردن یاد بدم. فردا مامانم اینا می خوان بیان، گفتم یه کم زرشک پلو درست کنم.

- حالا که بحث صداقت و روراستیه بذار منم یه حقیقتی رو بهت بگم.


بگو عزیزم.


- من پول ندارم مرغ بخرم!


چی؟ صدا نمیاد!

- می گم پول ندارم.


خش خش می کنه، نشنیدم، چی نداری؟ غول؟


- دروغ نگو! شنیدی.


ااا خب چرا پول نداری؟


- مرغ رفته بالا.


وا! مرغ که نمی تونه پرواز کنه، چه جوری رفته بالا.


- متاسفانه شرایط جوی تو ایران یه جوریه که مرغ مجبوره پرواز کنه.


به خاطر تورم؟


- آره دیگه، مرغ هم مثل بادکنکه، تورم که می شه باد می کنه و می ره بالا.


خب با این اوصاف امکان یاد دادن پرواز به مرغ وجود داره.

- خب یاد دادنش که کار من و تو نیست، مسئولین محترم بهش پرواز یاد می دن، ما باید بریم از تو هوا جمعشون کنیم که آیتم خیلی دشواریه!چه کار سختی.


- البته کار مسئولین سخت تره.


صددرصد. فردا چی بزارم جلوی مامان اینا؟

- املت درست کن بگو مرغ خریده بودیم گذاشتیم بیرون، فرار کرد.


نه بابا تابلوئه دروغ می گیم.


- یه کار دیگه هم می شه کرد، موقع شام براشون منطق الطیر عطار می خونم که یاد مرغ و سیمرغ بیفتن.


اینجوری که بیشتر هوس مرغ می کنن، من یه پیشنهاد بهتر دارم. قبل شام از شیوع دوباره آنفلوانزای مرغی می گیم، بعد من بلند می شم می گم کی دلش زرشک پلو با «مرغ» می خواد؟ مسلما حالشون بهم می خوره می گن املت درست کن منم می رم املت درست می کنم.


- عالیه! همینو می گیم. من رسیدم خونه، در رو باز کن.
کــــــــاش گاهی زنـــــــــدگی
[◄◄ι] [ ιι ] [■] [►] [ι►►]

داشت . . . !
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط AliReza ، The DaRk PrOpheT ، kaka ، hichkas ، sinderela ، Masoud Ebrahimi
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان


آپلودسنتر آز پي ان يو تالار گفتمان آز پي ان يو
تبلیغات نیازمندی های استان چهارمحال و بختیاری