شما وارد حساب خود نشده و یا ثبت نام نکرده اید. لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید تا بتوانید از تمامی امکانات انجمن استفاده کنید.


تبليغات
سامانه ي پيامکي آز پي ان يو مقالات ISI
فروشگاه اينترنتي آز پي ان يو خريد شارژ آز پي ان يو

ابراهیم در آتش....شعر و صدای احمد شاملوزمان کنونی: ۲۱-۹-۱۳۹۵، ۰۳:۲۷ :عصر
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: The DaRk PrOpheT
آخرین ارسال: The DaRk PrOpheT
پاسخ: 1
بازدید: 996

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 38 رأی - میانگین امتیازات: 4.16
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

ابراهیم در آتش....شعر و صدای احمد شاملو

۲۴-۱۲-۱۳۹۰, ۰۱:۲۸ :عصر
ارسال: #1
ابراهیم در آتش....شعر و صدای احمد شاملو
مهمان ها نمي توانند تصاوير را ببينند و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.












دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.








در آوار خونين گرگ وميش
ديگرگونه مردی آنک،
که خاک را سبز می خواست
و عشق را شايسته ی زيباترين زنان ــ
که اين اش
به نظر
هديتی نه چنان کم بها بود
که خاک و سنگ را بشايد.

چه مردی! چه مردی!
که می گفت
قلب را شايسته تر آن
که با هفت شمشير عشق
درخون نشيند
و گلو را بايسته تر آن
که زيباترين نام ها را
بگويد.

و شيرآهن کوه مردی ازاين گونه عاشق
ميدان خونين سرنوشت
به پاشنه ی آشيل
درنوشت.ــ
رويينه تنی
که راز مرگ اش
اندوه عشق و
غم تنهايی بود.

«ــ آه، اسفنديار مغموم!
تو را آن به که چشم
فروپوشيده باشی!»

«ــ آيا نه
يکی نه
بسنده بود
که سرنوشت مرا بسازد؟

من
تنها فرياد زدم
نه!
من از
فرورفتن
تن زدم.

صدايی بودم من
ــ شکلی ميان اشکال ــ،
و معنايی يافتم.

من بودم
و شدم،
نه زان گونه که غنچه يی
گلی
يا ريشه يی
که جوانه يی
يا يکی دانه
که جنگلی ــ
راست بدان گونه
که عامی مردی
شهيدی

تا آسمان بر او نمازبرد.

من بی نوا بنده گکی سربه راه
نبودم
و راه بهشت مينوی من
بزرو طوع و خاک ساری
نبود:

مرا ديگرگونه خدايی می بايست
شايسته ی آفرينه يی
که نواله ی ناگزير را
گردن
کج نمی کند.

و خدايی
ديگرگونه
آفريدم».

دريغا شيرآهن کوه مردا
که تو بودی،
و کوه وار
پيش از آن که به خاک افتی
نستوه و استوار
مرده بودی.

اما نه خدا و نه شيطان ــ
سرنوشت تو را
بتی رقم زد
که ديگران
می پرستيدند.
بتی که
ديگران اش
می پرستيدند.
بودن آدم عین هو امضاشه...
-متین فروزنده:؟؟
-حاضر...
همین که خودمم نه یکی دیگه،یعنی:
امضا،متین فروزنده...
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط SHIRIN ، الهه ، nasrin67 ، nasrin
ارسال پاسخ 


موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  .:| اشعاری از احمد شاملو |:. mostafa haddadi 73 4,320 ۱۲-۳-۱۳۹۱ ۰۴:۰۳ :عصر
آخرین ارسال: mostafa haddadi

کسانی که از این موضوع بازدید کرده اند . . . ( آز پی ان یو )
2 کاربر زیر موضوع را خوانده اند:
Administrator (۲۴-۱-۱۳۹۳, ۰۳:۲۸ :عصر)، jico (۲۴-۱-۱۳۹۳, ۰۳:۲۳ :عصر)

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان


آپلودسنتر آز پي ان يو تالار گفتمان آز پي ان يو
تبلیغات نیازمندی های استان چهارمحال و بختیاری