شما وارد حساب خود نشده و یا ثبت نام نکرده اید. لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید تا بتوانید از تمامی امکانات انجمن استفاده کنید.


تبليغات
سامانه ي پيامکي آز پي ان يو مقالات ISI
فروشگاه اينترنتي آز پي ان يو خريد شارژ آز پي ان يو

ازدواج با زور و دعوا ! {گفتگو و نظر} زمان کنونی: ۱۶-۹-۱۳۹۵، ۰۶:۱۹ :صبح
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: mostafa haddadi
آخرین ارسال: nematolahi_22
پاسخ: 3
بازدید: 569

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 22 رأی - میانگین امتیازات: 4.27
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

ازدواج با زور و دعوا ! {گفتگو و نظر}

۲۵-۱۱-۱۳۹۰, ۱۱:۲۵ :عصر
ارسال: #1
ازدواج با زور و دعوا ! {گفتگو و نظر}
سلام به همه

لطفا با دید طنز به این موضوع نگاه نکنید
هر دوستی که نظر خوبی داشت خوشحال میشیم نظرش رو بدونیم

................................................................................​............................................

«بچه جون همین که من و بابات میگیم، باید رشته تجربی رو انتخاب کنی و دکتر بشی.»، «اگر میخوای بری کلاس ورزش باید شنا رو انتخاب کنی بقیه رشته ها به درد نمی خورن.»، «اگر می خوای من و مادرت با ازدواجت موافق باشیم و حمایتتون کنیم باید با فلانی ازدواج کنی!» و...

این جملات و جملاتی از این قبیل را از زبان خیلی از والدین می شنویم. والدینی که به بهانه خیرخواهی برای فرزندان شان، عقیده خود را تحمیل می کنند. آنها بر این باورند که فرزندانشان هنوز همان کودکان دیروزند و یقیناً نمی توانند خوب و بد را از هم تشخیص دهند. به همین دلیل سعی می کنند براساس تجربیات خود، فرزندانشان را هدایت و حمایت کنند هرچند اگر آنها نخواهند.


ازدواج به عنوان یکی از مهمترین مراحل و پیشرفت های زندگی، مورد تمایل و رغبت بسیاری از افراد است. اما گاهی همین فرآیند شیرین که می تواند ابزاری برای رسیدن افراد به موفقیت باشد، با فعل «تحمیل شدن» تبدیل به عاملی برای شکست و نابودی آنها می شود.

ازدواج های تحمیلی به دو دسته تقسیم می شوند.

1. تحمیل و فشار از سوی خانواده و اطرافیان: گاه افراد به دلیل فشارهای وارده از طرف پدر و مادر، برادر یا خواهر کوچکتر و... می پذیرند که بدون هیچ شرطی با فردی که اصلاً به او علاقه و اعتمادی ندارد، ازدواج کنند.

2. خود تحمیلی: برخی از اوقات خود فرد به دلایل مختلف، خود را مجبور به ازدواج بدون قید و شرط با فردی خاص می کند که در ذیل به برخی از آن ها اشاره می شود.


- فرار از فشارهای والدین و شرایط نامناسب خانواده : وضعیت نابسامان اقتصادی، بی اخلاقی والدین، خشونت پدر یا مادر، فشار خواهر یا برادرها و...

- ترس از تهدیدهای فرد مقابل: این امر بیشتر اوقات در مورد دوستی های دختر و پسر قبل از ازدواج رخ می دهد. یعنی زمانی که یکی از طرفین (به خصوص دختر خانم ها) قصد ترک رابطه را دارند. در این حالت فرد مقابل او را به انحاء مختلفی چون خودکشی، اسید پاشی، آبروریزی با اسناد و مدارک موجود و ... تهدید کرده و نه تنها او را از ترک و ازدواج با دیگری منع می کند بلکه مجبور به ازدواج با خود می نماید.

- باز کردن راه برای خواهر یا برادر کوچکتر: معمولاً در خانواده های سنتی که همچنان بر ازدواج فرزندان به ترتیب سن تاکید بسیاری دارند، فرزند بزرگتر مجبور می شود به هر ازدواجی تن بدهد تا راه برای خواهر و برادر کوچکترش باز شده و آنها بتوانند با فرد مورد علاقه شان ازدواج کنند.

- از دست دادن فرصت های خوب قبلی: تعلل در ازدواج و بدون دلیل جواب رد دادن به موردهای خوب یکی دیگر از دلایل ازدواج های تحمیلی است. معمولاً افرادی که به دلایل واهی چون زیبا بودن فرد مقابل، پولدار بودن، تحصیلات داشتن و... از مورد های خوب صرف نظر می کنند پس از مدتی به این نتیجه می رسند که دیگر فرصت های مناسب تمام شده و یا دیگر خواستگاری ندارند یا خواستارانشان موردهای مناسبی محسوب نمی شوند. در این حالت تنها به دلیل بالا رفتن سن و نبود کیس مناسب تن به ازدواج داده و فرصت نامناسب فعلی را می پذیرند.

چنانچه اشاره شد برخی از افراد به دلیل اصرار والدین و اطرافیان و برخی دیگر به دلایل متفاوت دیگر خود را مجبور به ازدواج با فرد مقابل می کنند. به این ازدواج ها در اصطلاح «ازدواج های تحمیلی» گفته می شود که از دید همه کارشناسان ازدواج، ممنوع اند.

علت اصلی تاکید کارشناسان برای اجتناب از ازدواج های تحمیلی «از چاه در آمدن و به چاله افتادن» است. به بیان دیگر درست است که فرد با این ازدواج از شرایط نامناسب و گذرای موجود خارج می شود ولی وارد زندگی می شود که دارای شرایط نامناسب و مداوم است.

زندگی که پر از تلخی و سختی است و یا فرد باید تا پایان عمر آن را تحمل کند و یا از همسرش جدا شده و با آینده نامعلوم یک فرد مطلقه دست و پنجه نرم کند. در حالیکه با مقداری صبر و حوصله و توکل از سویی و دقت و توجه در مورد فرد مقابل از سوی دیگر می تواند به ازدواجی موفق دست یابد.

شما چه می کنید؟

خودتان را به جای مهسا بگذارید. او فوق لیسانس معماری دارد و در یک شرکت موفق مشغول به کار است. این برتری ها توقع او برای ازدواج را بسیار بالا برده بود به همین دلیل همه خواستگاران خود را رد کرد. الان به درجه ای رسیده که هم سنش بسیار بالا رفته، هم خواستگاران کمتری دارد و هم والدینش مدام به دلیل از دست دادن فرصت های خوب قبلی مدام به او سرکوب می زنند. از همه بدتر خواهر کوچک او خواستگاران بسیاری دارد و والدینش او را تحت فشار قرار داده اند که با خواستگار فعلی اش که فردی مطلقه، و سیگاری ... است ازدواج کند تا راه برای خواهر کوچکتر باز شود و او هم به قولی پاسوز مهسا نشود. اگر شما جای مهسا بودید چه می کردید؟


این سوال را به گونه ای دیگر برای آقایان هم مطرح میکنیم:

خودتان را جای حجت بگذارید، او داری شغلی مناسبی با حقوق و مزایای بسیار خوب است
به دلیل چندبار رفتن خواستگاری، و نه شنیدن، از ازدواج کناره گیری می کرده، و ملاک هایش برای انتخاب همسر آینده اش سخت تر شده، و وسواس بیشتری در انتخاب همسر آینده ی خود به خرج میدهد، پدر و ماد، به خصوص خواهر هایش به او مدام گوشزد می کنند که «پیر شدی دیگه ...».
از جایی دیگر چند بار و به طور اتفاق حرف برادر کوچکترش با مادرش رو به طور اتفاقی شنیده که می گفت: «تا داداش ازدواج نکنه، یعنی منم نمی تونم ازدواج کنم...!، آخه من چه گناهی دارم؟»


شما جای حجت بودید چکار میکردید؟
« اَلَیسَ اللهُ بِکَافٍ عَبدَهُ ... »
آیا خدا برای بنده اش کافی نیست؟!

سوره ی مبارکه ی زمر - آیه ی نورانی 36
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط سامانی ، nematolahi_22
۲۶-۱۱-۱۳۹۰, ۰۶:۵۰ :عصر (آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۶-۱۱-۱۳۹۰ ۰۷:۰۲ :عصر، توسط سامانی.)
ارسال: #2
RE: ازدواج با زور و دعوا ! {گفتگو و نظر}
مهسا اونموقع که باید عاقلانه تصمیم میگرفته تصمیم درست رو نگرفته حالا دیگه نباید بی عقلی کنه!من اگر جای اون بودم هیچ وقت زیر بار حرف بقیه نمیرفتم.خب خواهره ازدواج کنه.هرکی زندگیه خودشو داره!!!ولی خدایی این دوره زمونه فرزند سالاریه پدرو مادر بیچاره که فقط صلاح بچشونو میخوان حاضر میشن بچشونو بدبخت کنن!؟؟؟!! مهمان ها نمي توانند تصاوير را ببينند و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
در این شهر صدای پای مردمیست که همچنان که تورا میبوسند,
طناب دار تورا میبــافند...
مردمی که صادقانه,دروغ میگویند...
و خالصانه به تو خیــــــانت میکنن...
در این شــهر هر چه تنــهاتر باشی پیــروزتری...
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط mostafa haddadi
۲۶-۱۱-۱۳۹۰, ۰۷:۳۷ :عصر
ارسال: #3
RE: ازدواج با زور و دعوا ! {گفتگو و نظر}
درسته منم با نظر کابر سامانی موافقم در اینگونه موارد باید عاقلانه تصمیم گرفت وخواهر کوچکتر مهسا اگر موقعیت خوبی براش پیش امده ازدواج کنه ، چه اشکال داره خواهر کوچکتر زودتر ازدواج کنه

در مورد حجت هم همینطور اینا یه سری باورهای غلطه که ما ایرانی ها خودمون ساختیم
در شکار معرفت با عشق پیمان بسته ایم

در میان عاشقان ما عاشق دل خسته ایم

در جواب بی وفایی مهربانی کرده ایم

مهربانی را به رسم معرفت طی کرده ایم
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط mostafa haddadi
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان


آپلودسنتر آز پي ان يو تالار گفتمان آز پي ان يو
تبلیغات نیازمندی های استان چهارمحال و بختیاری