شما وارد حساب خود نشده و یا ثبت نام نکرده اید. لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید تا بتوانید از تمامی امکانات انجمن استفاده کنید.


تبليغات
سامانه ي پيامکي آز پي ان يو مقالات ISI
فروشگاه اينترنتي آز پي ان يو خريد شارژ آز پي ان يو

السلام علیک یاضامن آهوزمان کنونی: ۱۹-۹-۱۳۹۵، ۰۵:۲۰ :صبح
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: engin_atefe
آخرین ارسال: engin_atefe
پاسخ: 1
بازدید: 346

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 13 رأی - میانگین امتیازات: 3.54
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

السلام علیک یاضامن آهو

۸-۹-۱۳۹۱, ۱۰:۲۵ :عصر (آخرین ویرایش در این ارسال: ۸-۹-۱۳۹۱ ۱۰:۲۹ :عصر، توسط engin_atefe.)
ارسال: #1
1 (16) السلام علیک یاضامن آهو
السلام علیک یاضامن آهو
نمیدانم ازکجاشروع کنم وکجا‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ به پایان ببرم تا قلمم در نیمه های راه عاجز نشود اما میدانم تو نانوشته های نامه ام راخواهی خواند .
کاش می ‌توانستم غرور نگاهم را هنگام وصال باتو پشت اهنگ پر وصله ی قلبم پنهان کنم .کاش می توانستم قلبم را در این صندوقچه تا ابد مخفی نگه دارم تا مبادا جز تو معشوق دیگری ان را تصاحب کند.کاش فاصله ی من تا تو اندازه فاصله ی پنجره ی فولادی تا ضریحت بود وبرای لمسش دریاهای ندامت وپشیمانی رانمیپیمودم.اما افسوس که تو درکنارمنی و من مهجور.افسوس که گاهگاهی فراموش می کنم باتو عهد بستم رضاپسندانه زندگی کنم پس نوبت تجدید میثاق است وباید از نو شروع کنم .
درابتدا می خواهم از ضریح طلایی چشمان تو رویایی شورانگیز بنویسم،رویایی که وسعتش درحجم نگاه هرکسی نمی گنجد،می خواهم نقاشی بوم خیال را ازنو بکشم ،با این تفاوت که این بار خورشید ضریحت تشعشعاتش را سخاوتمندانه تر به قلبم می تاباند ،می خواهم ،غبار را از پنجره های ملتمس بتکانم و افقی را که در تو جاریست ونهایتش خداست را واضح تر ببینم،می خواهم برای کبوتر های حرمت آب ودانه بپاشم تابدانی همان پیچکی ام که پای آرمان های نیلوفری ات پایبند شده است.می‌خواهم از این آینه های موازی که تپش قلبشان به یک تصویرتکراری بسته است رها شوم.
اما ازکدامین راه می‌توان به توای افق زیبا،که نهایتت خداست رسید؟کدام ستاره‌ی درخشان است که نشانه‌ی خانه‌ی تورا به درستی به من نشان می‌دهد؟کدام خیال است که می‌تواند رویای صادقه ای باشد،ازحضور‌،درکنارهرم وجودشما.
حتماراهی هست؛بایدراهی باشد،راهی بس دشوار!راهی که درآن عشق منتظر همسفر باشد.باید دل به دریا زد،باید ازدریا گذشت،بایدبدون چترزیر باران رفت وافکار را شست وشو داد.باید دروغ،غرور و ریا را زیرباران جای گذاشت.باید مشق‌های خط خورده‌ی شب را در دفترتوسل به توپاکنویس کرد.باید آنقدر ازکسانی که خواسته یا ناخواسته دلشان را شکسته‌ام دلجویی کنم تاشاید قدمی به تونزدیک شوم.باید آنقدر به درگاهت دخیل ببندم تا زنجیرمحبتم به تو،آسمان را به زمین وصل کند.باید از سخنان تو تصنیف یک پروازبسازم و غلام حلقه به گوش درگاه الهی شوم.اما هنوز نیمی ازمسیرطی نشده،باقی مانده است.به پشت سرکه نگاه می‌کنم کوله بارم خالی نیست اما زوزه‌ی بادپشت سرم غوغا می‌کند ومرا ازمسیر بیرون می‌اندازد ومی‌فهمم که هنوزقلبم ازآنچه باید پرباشدخالیست.
پس باید دست به‌ کارشوم،باید قلبم را خانه تکانی کنم و گردغفلت وآشوب را ازدر و پنجره‌اش بتکانم وگلدان عشق را آبپاشی کنم وبعد شمعدانی‌های احساس رابچینم و اطرافش را هنرمندانه ازیاد خدا پرکنم.چون می‌دانم،تو هشتمین خورشیدآسمان لطف خدایی و هرجاکه خداهست تونیزهستی ودرانتها برسردر قلبم پرچم بزنم:
"السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا"

((لطفا نظریادتون نره...))
خدایا من در کلبه حقیرانه خود کسی را دارم که تو در عرش کبریایی خود نداری
من چون تویی را دارم
وتو همچون خود نداری
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط Administrator ، MostafA ، STAR ، mostafa haddadi
ارسال پاسخ 


کسانی که از این موضوع بازدید کرده اند . . . ( آز پی ان یو )
1 کاربر زیر موضوع را خوانده اند:
engin_atefe (۴-۱۰-۱۳۹۳, ۰۹:۱۸ :عصر)

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان


آپلودسنتر آز پي ان يو تالار گفتمان آز پي ان يو
تبلیغات نیازمندی های استان چهارمحال و بختیاری