شما وارد حساب خود نشده و یا ثبت نام نکرده اید. لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید تا بتوانید از تمامی امکانات انجمن استفاده کنید.


تبليغات
سامانه ي پيامکي آز پي ان يو مقالات ISI
فروشگاه اينترنتي آز پي ان يو خريد شارژ آز پي ان يو

جبر و اختیارزمان کنونی: ۱۳-۹-۱۳۹۵، ۰۳:۰۵ :عصر
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: STAR
آخرین ارسال: mostafa haddadi
پاسخ: 23
بازدید: 1618

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 10 رأی - میانگین امتیازات: 3
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

جبر و اختیار

۴-۱۱-۱۳۹۱, ۱۱:۴۹ :صبح
ارسال: #1
star جبر و اختیار
سلام به همه

یه سوال دارم، امیدوارم همه شرکت کنید و جواب بدهید.

همونطور که میدونید ما در زندگیهامون راههای مختلفی رو طی میکنیم و تصمیمات متفاوتی میگیریم، و این عمل با استفاده از قدرت اختیاری هست که خدا در وجود ما قرار داده، حالا سوال من اینه: به نظر شما راههایی که پیش پای ما قرار دارند رو خدا از قبل تعیین کرده یا نه؟
خیلی دلتنگت شده ام،اما نمیدانم خیلی را چگونه بنویسم که "خیلی" خوانده شود...
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط kaka ، soha ، mahan ، sima ، soshia ، maryam ، Hakim ، mohammad ، af.rad ، mostafa haddadi
۴-۱۱-۱۳۹۱, ۰۱:۰۸ :عصر
ارسال: #2
RE: جبر و اختیار
سوال جالبی هست.حدود 2ماه پیش با هم اتاقی ام توی خوابگاه داشتیم دراین مورد بحث میکردیم و به نتایجی رسیدیم :

به نظر من ؛ آدمی از وقتی متولد میشه از همون زمان یا شاید بهتره بگیم از همون موقع که روح در وجودش دمیده میشه از طرف خدا یک سرنوشتی برایش رقم میخوره و در طی گذر زمان این سرنوشت او براش نمایش داده میشه
مثلا اینکه من امروز در این شرایط و موقعیت نشستم پشت سیستم و دارم دراین مورد حرف میزنم ازقبل این موقعیت برای من نوشته شده که روزی در چنین ساعتی من به خاطر مثلا بی حوصلگی بیام پشت نت و در چنین روزی شما این سوال درنظرتون ایجاد بشه و من این سوال ببینم و دارم بهش جواب میدم
یا مثلا موقعیت شغلی یا تحصیلی ما براثر عوامل مختلف یا مثلا موقعیت زندگی من براثر عواملی یا شرایط محیطی یا حوادثی دستخوش تغییرات میشه همه اینها برای من نوشته شده
برفرض من درموقعیتی قرار میگیرم که فکرمیکنم همه چیز برام بی معنی هست و زندگی برام بی معنی شده و شرایط روحی خووبی ندارم و ازخدا کمک میخام و باتمام وجود از خدا میخام که این شرایط من را تغییر بده و من را از راهی که دارم میرم برگردونه...بعد میبینی براثر یک اتفاق کوچیک همه چیز درست میشه.اونوقت آدمی میگه معجزه رخ داده و به وجود خدا و کمکش اگر هم شک داشت به یقین میرسه ولی این شرایط و اینکه تو دراین شرایط روحی نامنسب قراربگیری تا عاملی بشه تا به وجود خدا یقین پیداکنی و ... همه و همه در سرنوشت تو نوشته شده...

نمیدونم چقدر تونستم واضح توضیح بدم....ولی یکی از بهترین سوالاتی هست که میشه درموردش بحث کرد و نظر دوستان را شنید مهمان ها نمي توانند تصاوير را ببينند و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط STAR ، mahan ، sima ، soshia ، maryam ، Hakim ، mohammad ، mostafa haddadi
۴-۱۱-۱۳۹۱, ۱۱:۲۸ :عصر
ارسال: #3
RE: جبر و اختیار
من همیشه با این موضوع درگیر بودم که هر کی ی پیشونی نوشت داره ...تا اینکه ی تعبیر قشنگی از ی سخنران شنیدم که ب نظرم میتونست این اختیار آدم و تقدیری که داره رو توجیه کنه ...میگفت کیفیت زندگی انسانو تصمیمات و شیوه برخوردش با مشکلات مشخص میکنه ...توی لحظه های مهم که ب این بستگی داره که آدم چه راهی رو انتخاب میکنه ...مثل وقتی که تصمیم ب مسافرت میگیریم مقصد مشخصه از تهران تا مشهد ...اما نوع وسیله نقلیه انتخاب مسیر انتخاب همسفر انتخاب ره توشه با ماست کیفیت سفر اراده ما و اختیار ماست که تعیین میکنه ...
سعی نکن متفاوت باشی...
فقط خوب باش...
این روزا خوب بودن به اندازه کافی متفاوته ...
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط kaka ، soshia ، maryam ، STAR ، Hakim ، mohammad ، mostafa haddadi
۳-۱۲-۱۳۹۱, ۰۱:۵۸ :صبح
ارسال: #4
RE: جبر و اختیار
(۴-۱۱-۱۳۹۱ ۱۱:۴۹ :صبح)STAR نوشته شده توسط: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
سلام به همه

یه سوال دارم، امیدوارم همه شرکت کنید و جواب بدهید.

همونطور که میدونید ما در زندگیهامون راههای مختلفی رو طی میکنیم و تصمیمات متفاوتی میگیریم، و این عمل با استفاده از قدرت اختیاری هست که خدا در وجود ما قرار داده، حالا سوال من اینه: به نظر شما راههایی که پیش پای ما قرار دارند رو خدا از قبل تعیین کرده یا نه؟

با سلام و درود بر حضرتعالي

مسئله ايي كه مطرح فرموديد مربوط به مبحث كلامي جبر و اختيار از طرفي و مربوط به مسئله كلامي قضا و قدر از طرفي ديگر ميشود كه انشاالله بتوانم پاسخ شما را بدهم
اول بعنوان مقدمه مطالبي را مطرح و در ادامه مباحث را پي ميگيريم


يكى از قديمى‏ترين مباحثى كه در اسلام مورد نقض و ابرام قرار گرفت، و منشا نظريه‏هاى گوناگونى گرديد، مباحثى بود كه، پيرامون كلام و نيز مسئله قضا و قدر پيش آمد، علماى كلام اين مسئله را طورى طرح كردند، كه ناگهان نتيجه‏اش از اينجا سر در آورد كه: اراده الهيه بتمامى اجزاء و آثار عالم تعلق گرفته، هيچ چيز در عالم با وصف امكان موجود نميشود، بلكه اگر موجودى موجود شود، با وصف ضرورت و وجوب موجود ميشود، چون اراده الهيه به آن تعلق گرفته، و محال است اراده او از مرادش تخلف بپذيرد و نيز هر چيزى كه موجود نميشود، و هم چنان در عدم ميماند، بامتناع مانده است، چون اراده الهيه به هست شدن آن تعلق نگرفته، و گر نه موجود ميشد، پس آنچه هست واجب الوجود است، و آنچه نيست ممتنع الوجود است، و هيچيك از آن دو دسته ممكن الوجود نيستند، بلكه اگر موجودند، بضرورت و وجوب موجودند، چون اراده به آنها تعلق گرفته، و اگر معدومند، بامتناع معدومند، چون اراده به آنها تعلق نگرفته.

ادامه ...
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط STAR ، AliReza ، mostafa haddadi
۳-۱۲-۱۳۹۱, ۰۲:۰۱ :صبح
ارسال: #5
RE: جبر و اختیار
و ما اگر اين قاعده را كليت داده، همه موجودات را مشمول آن بدانيم، آن وقت در خصوص افعال اختيارى، كه از ما انسانها سر مى‏زند، اشكال وارد ميشود، (چون افعال ما نيز موجوداتى هستند، اگر موجود شوند، بطور وجوب و ضرورت موجود ميشوند، و اگر نشوند بطور امتناع نميشوند، در نتيجه ما بآنچه مى‏كنيم و يا نمى‏كنيم مجبور هستيم).در حالى كه ما در نظر بدوى و قبل از شروع به هر كار در مى‏يابيم، كه نسبت انجام آن كار و تركش بما نسبت تساوى است، يعنى همان قدر كه در خود قدرت و اختيار نسبت بانجام آن حس مى‏كنيم، همان مقدار هم نسبت به تركش احساس مى‏كنيم، و اگر از ميان آن دو، يعنى فعل و ترك، يكى از ما سر مى‏زند، باختيار، و سپس به اراده ما متعين ميشود، و اين مائيم كه اول آن را اختيار، و سپس اراده مى‏كنيم، و در نتيجه كفه آن كه تا كنون با كفه ديگر مساوى بود، مى‏چربد.
پس بحكم اين و جدان، كارهاى ما اختيارى است، و اراده ما در تحقق آنها مؤثر است، و سبب ايجاد آنها است، ولى اگر كليت قاعده بالا را قبول كنيم، و بگوئيم اراده ازليه و تخلف ناپذير خدا بافعال ما تعلق گرفته، در درجه اول اين اختيار كه در خود مى‏بينيم باطل ميشود، و در درجه دوم بايد بر خلاف وجدانمان بگوئيم: كه اراده ما در فعل و تركهاى ما مؤثر نيست، و اشكال ديگر اينكه در اينصورت ديگر قدرت قبل از فعل معنا ندارد، و در نتيجه تكليف معنا نخواهد داشت، چون تكليف فرع آنست كه مكلف قبل از فعل قدرت بر فعل داشته باشد، و مخصوصا در آن صورت كه مكلف بناى نافرمانى دارد، تكليف باو تكليف (بما لا يطاق) خواهد بود.

_____________
ترجمه الميزان، ج‏1، ص: 152
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط STAR ، AliReza ، mostafa haddadi
۳-۱۲-۱۳۹۱, ۰۲:۰۵ :صبح
ارسال: #6
RE: جبر و اختیار
اشكال ديگر اينكه در اين صورت پاداش دادن بكسى كه به جبر اطاعت كرده، پاداشى گزاف خواهد بود، و عقاب نافرمان بجبر هم ظلم و قبيح ميشود، و همچنين توالى فاسده ديگر.دانشمندان كلامي به همه اين لوازم ملتزم شده‏اند، و گفته‏اند كه: مكلف قبل از فعل، قدرت ندارد، و اين اشكال را كه تكليف غير قادر قبيح است، نيز ملتزم شده، و گفته‏اند: مسئله حسن و قبح و خوبى و بدى امورى اعتبارى هستند، كه واقعيت خارجى ندارند، و خداى تعالى محكوم باين احكام اعتبارى من و تو نميشود، و لذا كارهايى كه صدورش از ما بر خلاف عقل و زشت است، از قبيل ترجيح بدون مرجح و اراده جزافى، و تكليف به ما لا يطاق، و عقاب گنه‏كار مجبور، و امثال اينها از خدا نه محال است، و نه عيبى دارد (تعالى اللَّه عن ذلك).و كوتاه سخن آنكه: در صدر اول اسلام اعتقاد بقضاء و قدر از انكار حسن و قبح، و انكار جزاى باستحقاق سر در مى‏آورد، و بهمين جهت وقتى پير مرد از على ع مى‏شنود كه:حركت بصفين بقضاء و قدر خدا بوده، گويى خبر تاثرآورى شنيده، چون مايوس از ثواب شده، بلا فاصله و با كمال نوميدى ميگويد: رنج و تعب خود را بحساب خدا مى‏گذارم، يعنى حالا كه اراده خدا همه‏كاره بوده، و مسير ما و اراده‏هاى ما فائده نداشته، و جز خستگى و تعب چيزى براى ما نمانده، من اين خستگى را بحساب او مى‏گذارم، چون او با اراده خود ما را خسته كرده.لذا امير المؤمنين ص در پاسخش مى‏فرمايد: نه، اينطور كه تو فكر مى‏كنى نيست، چون اگر مطلب از اين قرار باشد، ثواب و عقاب باطل ميشود، (تا آخر حديث) كه امام ع باصول عقلايى، كه اساس تشريع، و مبناى آنست، تمسك مى‏كند، و در آخر كلامش مى‏فرمايد: (خدا آسمانها و زمين را بباطل نيافريده) الخ.
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط STAR ، AliReza
۳-۱۲-۱۳۹۱, ۰۲:۱۱ :صبح
ارسال: #7
RE: جبر و اختیار
در توحيد، و عيون، از حضرت رضا ع روايت شده، كه: در محضرش از مسئله جبر و تفويض گفتگو شد، ايشان فرمودند: اگر بخواهيد، در اين مسئله اصلى كلى برايتان بيان مى‏كنم، كه در همه موارد به آن مراجعه نموده، نه خودتان در آن اختلاف كنيد، و نه كسى بتواند بر سر آن با شما مخاصمه كند، و هر كس هر قدر هم قوى باشد، با آن قاعده نيروى او را در هم بشكنيد؟ عرضه داشتيم: بله، بفرمائيد، فرمود: خداى عز و جل در صورتى كه اطاعتش كنند، باجبار و اكراه اطاعت نميشود، (يعنى هر مطيعى او را باختيار خود اطاعت مى‏كند)، و در صورتى كه عصيان شود، مغلوب واقع نميشود، (يعنى بر خلاف آنچه كه تفويضى‏ها پنداشته‏اند، گنه‏كار از تحت قدرت او خارج نيست)، و بندگان را در ملك خود رها نكرده، كه هر چه بخواهند مستقلا انجام دهند، بلكه هر چه را كه به بندگانش تمليك كرده خودش نيز مالك آن هست، و بر هر چه كه قدرتشان داده، خودش نيز قادر بر آن هست. بنا بر اين اگر بندگانش اطاعتش كردند، و اوامرش را بكار بستند، او جلو اطاعتشان را نمى‏گيرد، و راه اطاعت را بروى آنان نمى‏بندد، و اگر او امرش را با نافرمانى پاسخ گفتند، يا از نافرمانيشان جلوگيرى مى‏كند، و يا نمى‏كند، در هر صورت خود او بندگان را بنافرمانى وا نداشته، آن گاه فرمود: هر كس حدود اين قاعده كلى را بخوبى ضبط كند، بر خصم خود غلبه مى‏كند. «1»مؤلف: اگر خواننده عزيز توجه فرموده باشد، گفتيم: تنها عاملى كه جبرى مذهبان را وادار كرد به اينكه جبرى شوند، بحث در مسئله قضاء و قدر بود، كه از آن، حتميت و وجوب را نتيجه گرفتند، وجوب در قضاء، و وجوب در قدر را، و گفتيم: كه هم اين بحث صحيح است، و هم اين نتيجه‏گيرى، با اين تفاوت كه جبريان در تطبيق بحث بر نتيجه اشتباه كردند، و ميان حقائق با اعتباريات خلط كردند، و نيز وجوب و امكان برايشان مشتبه شد.توضيح اينكه: قضاء و قدر در صورتى كه ثابت شوند، اين نتيجه را ميدهند، كه اشياء در نظام ايجاد و خلقت صفت وجوب و لزوم دارند، باين معنا كه هر موجودى از موجودات، و هر حال از احوالى كه موجودات بخود ميگيرند، همه از ناحيه خداى سبحان تقدير و اندازه‏گيرى شده، و تمامى جزئيات آن موجود، و خصوصيات وجود، و اطوار و احوالش، همه براى خدا معلوم و معين است، و از نقشه‏اى كه نزد خدا دارد، تخلف نمى‏كند.
__________________________________________________
1- عيون اخبار الرضا ج 1 ص 119 ح 48 ب 11 و توحيد صدوق ص 361 ح 7ترجمه الميزان، ج‏1، ص: 154
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط STAR ، AliReza
۳-۱۲-۱۳۹۱, ۰۲:۱۷ :صبح
ارسال: #8
RE: جبر و اختیار
پس گسترش و شمول قضاء و قدر در همه عالم، عبارت است از جريان و بكار افتادن سلسله علت‏هاى تامه، و معلولهاى آنها، در مجموعه عالم، و معلوم است كه اين جريان با حكم قوه و امكان در سراسر عالم از جهت ديگر منافات ندارد.حال كه اين معنا روشن گرديد، مى‏گوييم: يك عمل اختيارى كه از انسان صادر ميشود، و طبق اراده و خواستش صادر ميشود، همين يك عمل از جهتى واجب است، و از جهتى ديگر ممكن، اگر آن را از طرفى در نظر بگيريم كه تمامى شرائط وجود يافتنش، از علم، و اراده و آلات، و ادوات صحيح، و ماده‏اى كه فعل روى آن واقع ميشود، و نيز شرائط زمانى و مكانيش همه موجود باشد، چنين فعلى ضرورى الوجود، و واجب الوجود است، و اين فعل است كه مى‏گوييم اراده ازليه خدا بر آن تعلق گرفته، و مورد قضاء و قدر او است.بعبارتى ديگر، اراده الهى بفعلى كه مثلا از زيد صادر ميشود، باين نحو تعلق گرفته، كه فعل نامبرده با اختيار خود از او صادر شود، نه بطور مطلق، و نيز در فلان زمان، و فلان مكان صادر شود، نه هر وقت و هر جا كه شد، وقتى اراده اينطور تعلق گرفته باشد، پس اگر زيد همان عمل را بى اختيار انجام دهد، مراد از اراده تخلف كرده، و اين تخلف محال است.حال كه چنين شد، مى‏گوييم: تاثير اراده ازليه در اينكه فعل نامبرده ضرورى الوجود شود، مستلزم آنست كه فعل باختيار از فاعل سر بزند، چون گفتيم: چنين فعلى متعلق اراده ازليه است، پس اراده فاعل نام برده در طول اراده خداست، نه در عرض آن، تا با هم جمع نشوند، و آن وقت بگويى: اگر اراده الهى تاثير كند، اراده انسانى بى اثر و باطل ميشود، و بهمين بهانه جبرى مذهب شوى.
____________
ترجمه الميزان، ج‏1، ص: 155

پايان
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط STAR ، Administrator ، AliReza
۳-۱۲-۱۳۹۱, ۱۰:۵۵ :صبح
ارسال: #9
RE: جبر و اختیار
سلام خدمت جناب حکیم

خوش آمدید و به خاطر جوابهاتون بسیار ممنونم.


شما در جایی نوشتید:" اين مائيم كه اول آن را اختيار، و سپس اراده مى ‏كنيم..."
آیا در انتخاب اختیاری ما جبری نیست؟ یعنی اگه من یه کاری رو با اختیار خودم انتخاب کنم، فقط اختیار خودم هست؟ یعنی خواست خدا این نبوده که من اون راه رو انتخاب کنم؟

در جایی دیگه نوشتید:" اگر بندگانش اطاعتش كردند، و اوامرش را بكار بستند، او جلو اطاعتشان را نمى ‏گيرد، و راه اطاعت را بروى آنان نمى ‏بندد، و اگر او امرش را با نافرمانى پاسخ گفتند، يا از نافرمانيشان جلوگيرى مى‏ كند، و يا نمى‏ كند، در هر صورت خود او بندگان را بنافرمانى وا نداشته"

یعنی باز هم میتونیم اسم این رو جبر بذاریم؟ یعنی وقتی خدا نخواد فرد نافرمانی رو هدایت کنه، اون فرد باید به اجبار نافرمان بمونه و یا به اجبار باید فرمانبردار بشه؟!!

اگه شما بخواهید درصد اختیار و جبر زندگیمون رو بیان کنید، چه درصدهایی رو در نظر میگیرید؟
(از 100 درصد، چند درصد جبر هست و چند درصد اختیار؟ )

همونطور که قبلا خدمتتون عرض کردم بعضیها میگن نباید برای هر موضوعی که به خدا مربوط میشه ابعاد در نظر بگیریم، مثلا اگه بگیم اراده ی ما در طول اراده ی خدا هست، اشتباه هست و دچار شرک خفی شدیم، چون برای اراده ی خداوند بعد در نظر گرفتیم، چه جوابی براشون دارید؟

با تشکر
خیلی دلتنگت شده ام،اما نمیدانم خیلی را چگونه بنویسم که "خیلی" خوانده شود...
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط Hakim ، mohammad
۳-۱۲-۱۳۹۱, ۱۱:۵۸ :صبح
ارسال: #10
RE: جبر و اختیار
(۳-۱۲-۱۳۹۱ ۱۰:۵۵ :صبح)STAR نوشته شده توسط: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
سلام خدمت جناب حکیم

خوش آمدید و به خاطر جوابهاتون بسیار ممنونم.


شما در جایی نوشتید:" اين مائيم كه اول آن را اختيار، و سپس اراده مى ‏كنيم..."
آیا در انتخاب اختیاری ما جبری نیست؟ یعنی اگه من یه کاری رو با اختیار خودم انتخاب کنم، فقط اختیار خودم هست؟ یعنی خواست خدا این نبوده که من اون راه رو انتخاب کنم؟

در جایی دیگه نوشتید:" اگر بندگانش اطاعتش كردند، و اوامرش را بكار بستند، او جلو اطاعتشان را نمى ‏گيرد، و راه اطاعت را بروى آنان نمى ‏بندد، و اگر او امرش را با نافرمانى پاسخ گفتند، يا از نافرمانيشان جلوگيرى مى‏ كند، و يا نمى‏ كند، در هر صورت خود او بندگان را بنافرمانى وا نداشته"

یعنی باز هم میتونیم اسم این رو جبر بذاریم؟ یعنی وقتی خدا نخواد فرد نافرمانی رو هدایت کنه، اون فرد باید به اجبار نافرمان بمونه و یا به اجبار باید فرمانبردار بشه؟!!

اگه شما بخواهید درصد اختیار و جبر زندگیمون رو بیان کنید، چه درصدهایی رو در نظر میگیرید؟
(از 100 درصد، چند درصد جبر هست و چند درصد اختیار؟ )

همونطور که قبلا خدمتتون عرض کردم بعضیها میگن نباید برای هر موضوعی که به خدا مربوط میشه ابعاد در نظر بگیریم، مثلا اگه بگیم اراده ی ما در طول اراده ی خدا هست، اشتباه هست و دچار شرک خفی شدیم، چون برای اراده ی خداوند بعد در نظر گرفتیم، چه جوابی براشون دارید؟

با تشکر

با سلام و درود بر شما خواهر گرانقدر
از بذل توجه و خوش آمدگويي شما سپاسگزارم
اگر خدا بخواهد و توفيق حضرت رب الاربات رفيق راه شود ميشود اين مبحث را به سرانجام برسانيم
اما در مسئله ايي كه مطرح فرموديد بياني ساده تر را از يكي از تفاسير قرآن كريم انتخاب كردم كه برايتان بازگو ميكنم

افعالى كه از حق تبارك و تعالى صادر ميشود دو نوع است: يك نوع بدون توسط اسباب و وسائط است مانند ابداعيات و بديهيّات اوّليه، و نوع ديگر بتوسط اسباب است و اين قسم اخير بر دو قسم است: يك قسم از آن اختيار عبد در آن مدخليت ندارد مانند خلق ماديات و رزق، مرگ و زندگي و امثال اينها و قسم ديگر اختيار عبد در آن مدخليت دارد و اين قسم است كه مورد بحث است و از آن بافعال بندگان تعبير ميشود و فعلى كه از عبد صادر ميشود مستند به يك سلسله اسبابى است كه در طول يكديگر قرار گرفته و از آن جمله اختيار بنده است و هر گاه فعل را نسبت بتمام آن اسباب بسنجيم ضرورى الوقوع، و اگر نسبت به يك يك آن بسنجيم ممكن الوقوع است و باصطلاح اگر علت تامّه فعل موجود شود فعل موجود خواهد شد زيرا انفكاك معلول از علت تامّه ‏اش محال است ولى اگر بعض اجزاء علت موجود شود وجود فعل ضرورى نيست
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط STAR
ارسال پاسخ 


کسانی که از این موضوع بازدید کرده اند . . . ( آز پی ان یو )
2 کاربر زیر موضوع را خوانده اند:
STAR (۱۲-۶-۱۳۹۲, ۰۸:۴۳ :صبح)، takgirl (۲۹-۵-۱۳۹۲, ۱۱:۲۸ :عصر)

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان


آپلودسنتر آز پي ان يو تالار گفتمان آز پي ان يو
تبلیغات نیازمندی های استان چهارمحال و بختیاری