شما وارد حساب خود نشده و یا ثبت نام نکرده اید. لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید تا بتوانید از تمامی امکانات انجمن استفاده کنید.


تبليغات
سامانه ي پيامکي آز پي ان يو مقالات ISI
فروشگاه اينترنتي آز پي ان يو خريد شارژ آز پي ان يو

جملاتی از اوشوزمان کنونی: ۱۷-۹-۱۳۹۵، ۰۵:۵۱ :عصر
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: The DaRk PrOpheT
آخرین ارسال: The DaRk PrOpheT
پاسخ: 6
بازدید: 1062

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 26 رأی - میانگین امتیازات: 3.88
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

جملاتی از اوشو

۱-۲-۱۳۹۱, ۰۵:۱۳ :عصر
ارسال: #1
جملاتی از اوشو
اين بستگي به تو دارد . زندگي في نفسه مانند يک بوم سفيد نقاشي است ، هر چه بر روي آن بکشي ، همان مي شود . مي تواني رنج و محنت بر روي آن نقاشي کني ، از طرف ديکر مي تواني نقش شادي و خوشبختي بر آن بيفکني .

شکوه و عظمت وجود انساني تو در اين آزادي خلاصه مي شود .

دليل اينکه در دنيا اينهمه رنج و عذاب وجود دارد اين است که آدمها نادان هستند و نمي دانند بر روي اين بوم چه نقاشي کنند .

انتخاب بعهده توست ، شکوه و جلال وجود تو در اين اصل نهفته است .

اين يکي از بزرگترين هدايايي است که خداوند در وجود انسان به وديعه گذاشته است .
بودن آدم عین هو امضاشه...
-متین فروزنده:؟؟
-حاضر...
همین که خودمم نه یکی دیگه،یعنی:
امضا،متین فروزنده...
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط STAR
۱-۲-۱۳۹۱, ۰۵:۱۳ :عصر
ارسال: #2
RE: جملاتی از اوشو
عقل
ممکن است به نتایج خاصی منتهی شود اما عقل یک پدیده نا اگاهانه و رفتاری
تقریبا" خواب آلود است . هوش بیداری است و تا وقتی تو به طور کامل بیدار
نباشی هر تصمیمی بگیری به هر حال یک جای کار خواهد لنگید.



اگر زیاد از حد من به منطق بچسبی هرگز قادر نخواهی بود بخشی از فرایند زندگی_ بخشی از هستی باشی.

زندگی فراتر از منطق است. زندگی جمع اضداد است. زندگی یک راز است.
بودن آدم عین هو امضاشه...
-متین فروزنده:؟؟
-حاضر...
همین که خودمم نه یکی دیگه،یعنی:
امضا،متین فروزنده...
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط STAR
۱-۲-۱۳۹۱, ۰۵:۱۴ :عصر
ارسال: #3
RE: جملاتی از اوشو
انساني
كه واقعأ قدرت دارد بدون قلب نيست، زيرا بدون قلب، تو تنها يك ماشين هستي و
نه يك انسان. انسان واقعأ قوي، همچون فولاد سخت و همچون گل نيلوفر نرم
است. تنها در اين صورت است كه او يك انسان خود يافته خواهد بود.

ولي استالين فقط از فولاد بود، يك آدم آهني - بدون قلب، بدون محبت و عشق.
ميليونها روس را كشت و بزرگترين بردگي را در تاريخ انسان خلق كرد.

حتي آدولف هيتلر به گرد پاي او نمي رسيد.

آدولف هيتلر اردوگاه هاي كار اجباري داشت، ولي استالين تمام كشور را به
اردوگاه كار اجباري تبديل كرد. روسيه چيزي جز يك اردوگاه كار اجباري نيست؛
تمامي كشور يك اردوگاه است و هر فرد تحت نظر است: انسانها را وادار كرده
اند تا مخالف هم باشند. تو حتي نمي تواني صادقانه با همسرت سخن بگويي، زيرا
كسي چه مي داند، شايد او عليه تو گزارش بدهد. تو حتي نمي تواني با
فرزندانت حرف بزني، زيرا آنان اعضاي تيم جوانان هستند و شايد عليه تو گزارش
بدهند و به زنان و كودكان آموخته اند كه كشور و كمونيسم تنها ارزشها
هستند، هر چيز ديگر را مي توان فداي اينها كرد. به كودكان خردسال آموزش مي
دهند كه چگونه جاسوسي پدر و مادر خود و بزرگترها را بكنند، كه آنان درباره ي
چه چيزي سخن مي گويند تا بتوانند گزارش بدهند- زيرا كمونيسم اصل است و هر
چيز ديگر را مي توان فداي آن كرد.
بودن آدم عین هو امضاشه...
-متین فروزنده:؟؟
-حاضر...
همین که خودمم نه یکی دیگه،یعنی:
امضا،متین فروزنده...
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط STAR
۱-۲-۱۳۹۱, ۰۵:۱۴ :عصر (آخرین ویرایش در این ارسال: ۱-۲-۱۳۹۱ ۰۵:۱۶ :عصر، توسط The DaRk PrOpheT.)
ارسال: #4
RE: جملاتی از اوشو
"تردید بس است, ذهن دیوانه!
می آید, آنچه باید, بپذیرش!
ساتی* آمادهء آتش مرگ است.
برقص, در شعف ورای تردیدها,
رها شو, از حرص, وابستگی, تخیلات.
آیا ساتی به بدنش وابسته است؟
جامعه, متون, شهرت خانوادگی...
طنابی هستند به دور گردن مرد به دار آویخته.
رفتن و نیمهء راه برگشتن...
ها! ها! همه میخندند.
این دنیا ناپاک است.
تنها او که دعا میخواند صادق است.
کبیرمیگوید: هرگز خودت را اسیر نام نکن!
بیفت! برخیز! به بالا پرواز کن!
می آید
آنچه باید
بپذیر!"

ساتی = زن بیوه ای هندی که در قدیم داوطلبانه با جسد شوهرش خود را میسوزاند.
بودن آدم عین هو امضاشه...
-متین فروزنده:؟؟
-حاضر...
همین که خودمم نه یکی دیگه،یعنی:
امضا،متین فروزنده...
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط STAR
۱-۲-۱۳۹۱, ۰۵:۱۷ :عصر
ارسال: #5
RE: جملاتی از اوشو
دو
عاشق در كنار ساحل دريا نشسته بودند، شبي مهتابي كه ماه تمام در آسمان
مي‎درخشيد و امواجي عظيم در سطح دريا به وجود آمده بود. مرد با صداي بلند
به دريا گفت «حالا موج‎هاي بزرگت را بياور! بالا بيا! موج‎هاي عظيمت را
نشان بده!» و امواجي بزرگ در سطح دريا پديد مي‎آمدند و به سوي ساحل هجوم
مي‎آوردند.

زن نزديك‎تر شد و گفت «آه، من هميشه اين را مي‎دانسته‎ام كه تو يك معجزه‎گر هستي!، حتي امواج دريا هم از تو اطاعت مي‎كنند!»

آري، چنين است. زن از مرد تمجيد مي‎كند و مرد از زن – يك تملق دو جانبه.
زن مي‎گويد «هيچ كس به اندازه‎ي تو قوي و خوب نيست! تو بزرگ‎ترين انساني
هستي كه خدا آفريده. حتي اسكندر كبير هم با تو قابل مقايسه نيست!» و تو باد
مي‎كني، سينه‎ات دو برابر مي‎شود و سرت شروع مي‎كند به باد كردن. و تو به
زن مي‎گويي «تو بزرگ‎ترين مخلوق خدايي. حتي كلئوپاترا نيز به زيبايي و
وقار تو نبود. هيچ زني مانند تو زيبا آفريده نشده!» اين چيزي است كه شما
عشق مي‎خوانيد! اين يعني خودشيفتگي: مرد، درياچه‎اي آرام مي‎شود و زن را
بازتاب مي‎كند و زن درياچه‎اي آرام مي‎گردد و مرد تصوير خويش را در او
مي‎بيند. در واقع نه تنها واقعيت ديگري را بازتاب نمي‎كنند، بلكه آن را
تزيين هم مي‎كنند و به هزار و يك شكل آن را زيباتر جلوه مي‎دهند. اين چيزي
است كه مردم عشق مي‎خوانند. اين عشق نيست، اين يك ارضاي نفس دو جانبه
است.
بودن آدم عین هو امضاشه...
-متین فروزنده:؟؟
-حاضر...
همین که خودمم نه یکی دیگه،یعنی:
امضا،متین فروزنده...
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط STAR
۱-۲-۱۳۹۱, ۰۵:۱۸ :عصر
ارسال: #6
RE: جملاتی از اوشو
خودت
را به درون عشق بريز تا در دنياي درون فضايي ايجاد شود. زيرا خداوند وقتي
وارد مي‎شود كه در درون تو فضايي براي او باشد. و فضايي بزرگ مورد نياز
است، زيرا تو بزرگ‎ترين ميهمان را دعوت مي‎كني. تو تمام هستي را به درونت
دعوت مي‎كني. تو به يك هيچ بي‎نهايت نياز داري. بهترين راه براي هيچ شدن،
عشق است.

پس يادت باشد، غرور نفساني ابداً عشق به خود نيست. غرور نفساني، درست
نقطه‎ي مقابل آن است. كسي كه قادر نبوده خودش را دوست بدارد، نفساني
مي‎گردد. غرور نفساني را روان‎شناسان، «خودشيفتگي» مي‎خوانند.

شايد تمثيل نارسيسوس را شنيده باشيد: او عاشق خودش شد. با نگاه كردن به سطح درياچه، او عاشق تصوير خودش شد.

حالا تفاوت را ببين: كسي كه عاشق خودش باشد، عاشق تصويرش نخواهد شد؛ او
فقط خودش را دوست دارد. نيازي به آينه ندارد. او خودش را از درون
مي‎شناسد. آيا تو نمي‎داني كه وجود داري؟ آيا براي اثبات وجودت نياز به
سند و برهان داري؟ آيا به آينه نياز داري تا ثابت كند كه تو هستي؟ اگر
آينه نبود تو به هستي و وجود خودت ترديد مي‎كردي؟

نارسيسوس عاشق بازتاب صورت خود شد – نه عاشق خودش. اين واقعاً عشق به خود
نيست. او عاشق بازتاب خودش شد؛ بازتاب، همان ديگري است. او دو تا شده بود،
تقسيم شده بود. نارسيسوس شكاف برداشته بود، او به نوعي شكاف شخصيتي دچار
گشته بود. و اين براي بسياري از كساني كه مي‎پندارند عاشق هستند روي
مي‎دهد. وقتي عاشق زني مي‎شوي، تماشا كن، هشيار باش. شايد چيزي جز خود
شيفتگي نباشد. چهره‎ي آن زن، چشمانش و كلامش، شايد هم‎ چون درياچه‎ي
نارسيس عمل كرده باشد و تو بازتاب وجود خودت را در آن ديده‎اي.
بودن آدم عین هو امضاشه...
-متین فروزنده:؟؟
-حاضر...
همین که خودمم نه یکی دیگه،یعنی:
امضا،متین فروزنده...
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط STAR ، Ahmad
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان


آپلودسنتر آز پي ان يو تالار گفتمان آز پي ان يو
تبلیغات نیازمندی های استان چهارمحال و بختیاری