شما وارد حساب خود نشده و یا ثبت نام نکرده اید. لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید تا بتوانید از تمامی امکانات انجمن استفاده کنید.


تبليغات
سامانه ي پيامکي آز پي ان يو مقالات ISI
فروشگاه اينترنتي آز پي ان يو خريد شارژ آز پي ان يو

جمهوری پاییز....زمان کنونی: ۱۷-۹-۱۳۹۵، ۱۲:۰۴ :عصر
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: The DaRk PrOpheT
آخرین ارسال: The DaRk PrOpheT
پاسخ: 2
بازدید: 1470

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 19 رأی - میانگین امتیازات: 3.68
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

جمهوری پاییز....

۵-۹-۱۳۹۰, ۱۲:۱۶ :صبح
ارسال: #1
جمهوری پاییز....
"رویایی بود به نام عشق
چه دلیلی می خواست
من ندانم اما شاید اینگونه نباید می شد..
***
سال اول بودم
مادرم با من گفت: زندگی شیرین است
من چه باور کردم!!
پشت آن نیمکت خسته خدا با من بود
وه چه آسان همه ی مشقم از این خواب بلند؛
شد تعبیر...
می نوشتم آب دادش بابا
کو ، کجا آب خوش از حنجره ی بسته به پایین لغزید!
آخ کبری که هنوز،
من ندانم سر تصمیم خودش پا برجاست
چه رسا می خواندم که علی بیمار است
شاید او هم چون من ، گول خورد از دنیا
ریزعلی با همه مردانگی اش بد لغزید
اونفهمید ، مرا با همه ی سادگی ام،
چه دلیرانه و عریان به تهی بخشیدند...
کاش آن جریمه ها پایان داشت
پترس آیا فهمید
که سر انگشت خودش را به کجا هدیه نمود؟
من هنوزم ماندم که کجا می شود آن ثانیه ها را برداشت!
کاش پنچر می شد ، کاش می شد اما...
***
بعدها فهمیدم که خدا مثل من است!!
یکه ، تنها ، بی کس...
جدول ضرب همین را می گفت!!!
من نفهمیدم لیک بی خود از حفظ شدم.
قصه ها پایان داشت
آن یکی بود و نبود ، حیف بی معنا شد
آن که بود گم شد ، رفت
از تن خشک زمان کم شد ، تا همین جا ، اکنون..
***
گریه ها پاک و زلال
اشک هایم مثل آیینه لبالب از نور
پدرم با من گفت: ای پسر مرد شو دل نازکی از ما دور است...
من هم آسان و یواش ، بغض خود می خوردم
درس ها می رفتند ، روزها از پی هم
****
سال پنجم بودم ، کمی آنسوتر از آن خواب قشنگ
آسمان آبی بود
زندگی لی لی و گرگن به هوا
چه شباهنگ قشنگی داشت آن قصه ی دور ، که عزیزم می خواند
-"پسرم مرد شده است"
من شدم مرد ولی
نگرفتم چه دلیلی داشت مرد شدن با گریه
چه کسی می دانست...
***
فارسی پوچ شد و رفت ریاضی آمد
فیلسوفان همه ریش به ریش
اولی غورث بود ،
ای مزخرف می گفت!!!
آن توانها همه پیش از ما بود!
این زمان ده به توان ابدی هم تنهاست...
اصلاً این دو عددی بی معناست!
جفت بودن ، یک ویک ، همه باید بشود صفر.
ریاضی گند است!!!!!!
***
بعد ها فهمیدم که معلم می گفت
بچه ها هیچکسی تنها نیست
من چه باور کردم!
سالها می رفتند ، این مجانین نفهم هی فزون می گشتند
الگوریتم غربال ، تالس و بیرونی
تا یکی آمد و گفت:" پشت هیچستانم ، آدم اینجا تنهاست"...
با خودم گفتم عجب جای بدی است
من نفهمیدم و رفت
سالها رفتند و من
بی خود از بیداری ، می شدم مست و دراز
پشت آن همهمه ها من شدم مرد و هنوز
آسمان آبی بود
دیگر آن کودک گمگشته نبودم اما کاش مَردی می مُرد
***
تا بهم چشم زدم ، شرمم آمد که چه سان زود و خموش
غرق در زندگی ام
یادم آمد آن شعر ، پشت هیچستانم...
گشتم و گشتم و باز زندگی درد به دردم افزود
با خودم می گفتم گریه از ما دور است
مرد باید شد و ای کاش نمی فهمیدم...
***
تاب می خوردم از این چرخ بلند
بی خیال از دنیا ، مست بیماری خویش
نازکی آمد و چشمان دلم را دزدید!
من نفهمیدم هیچ..
خوابهایم تعبیر
بوی دیگر می داد
اینچنین بود و دلم ، دیگر آن دل که مرا بود،نبود!
آن دم ظهر که من گفتم عشق
وه عجب زیبا بود
باورم گویا کرد
من چه آسان بستم دل به این ویرانی.
آخر قصه ی من
باز شد جمله ی موهومِ نبود...
روزها از پی هم
یک زمان برگشتم ، دیدم انگار خدا گم شده است!
بعدها فهمیدم آن که گم شد نه خدا بود که من بودم ، من...
***
قصه هایم همگی بی سر و ته
زندگی زشت و پلشت
شعرهایم همه بی قافیه شد
چه دلیلی می خواست؟
همچنان مست و خراب ، بی دلیل از فردا
من ندانم که چرا این همه سفت
بی چرایی به ضمیرم بسته است!
یادم آمد که معلم می گفت:هیچ کس ، هیچ کسی تنها نیست؟!
پس کجا بود که من فهمیدم
پشت هیچستانم ، آدم اینجا تنهاست...؟؟
بارها خواندم و باز
این علامات تعجب و سوال ، هی فزون گشت ، فزون...
اینک ، اینجا ، اکنون من شدم مرد و لیک
پا به پا ، گُرده به گُرده ، پی هیچستانم!
من ندانم اما
چه دلیلی می خواست آدم عاشق باشد!!
چه کسی گفت برای سجده پی برهان باشید!!
آه ، اینگونه نبود
عشق اینسان اش کرد
***
من خودم بودم و لیک ، آنکه افسانه نمود
غرق در سرمستی ، سخت دنبال دلیل
این منِ خسته کجا رفت که اینسان ویران
و لبالب از هیچ
مُرد ، خاکستر شد...
دیدم انگار دلم بارانی است
خواستم گریه کنم
باز با خود گفتم گریه از ما دور است...
آه این قصه ی زشت ، تا کجاها باید
عشق این واژه ی بد را
بــه کــدامین مــذهــب
در کــدامیــن عــرفــان
پی تعبیر کدامین مرسل
می شود تفسیر کرد؟!
***
این چه طولانی و پائیز بدی است
که گرفتار و پریش
منِ درمانده ی بی برهان را
سخت می آزارد...
چه خدایی است که من دارم و تو
همچنان سجده کنان
می روی در بن بست...
باز در این پاییز
من چنان غمگینم
من چنان درمانده ام
که خدا می داند..."
بودن آدم عین هو امضاشه...
-متین فروزنده:؟؟
-حاضر...
همین که خودمم نه یکی دیگه،یعنی:
امضا،متین فروزنده...
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط kaka ، Administrator ، STAR ، nasrin67 ، mostafa haddadi ، sima ، mohammad ، الهه ، monireh ، MostafA ، nasrin
۱۲-۹-۱۳۹۰, ۰۶:۲۱ :صبح
ارسال: #2
RE: جمهوری پاییز....
اینم جلد جمهوری پائیز....

مهمان ها نمي توانند تصاوير را ببينند و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

بودن آدم عین هو امضاشه...
-متین فروزنده:؟؟
-حاضر...
همین که خودمم نه یکی دیگه،یعنی:
امضا،متین فروزنده...
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط nasrin67 ، MostafA ، mohammad ، nasrin
ارسال پاسخ 


کسانی که از این موضوع بازدید کرده اند . . . ( آز پی ان یو )
2 کاربر زیر موضوع را خوانده اند:
The DaRk PrOpheT (۱۲-۱۲-۱۳۹۳, ۰۲:۴۱ :عصر)، sheida (۷-۹-۱۳۹۲, ۰۱:۴۵ :عصر)

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان


آپلودسنتر آز پي ان يو تالار گفتمان آز پي ان يو
تبلیغات نیازمندی های استان چهارمحال و بختیاری