شما وارد حساب خود نشده و یا ثبت نام نکرده اید. لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید تا بتوانید از تمامی امکانات انجمن استفاده کنید.


تبليغات
سامانه ي پيامکي آز پي ان يو مقالات ISI
فروشگاه اينترنتي آز پي ان يو خريد شارژ آز پي ان يو

خاطره ای از کار اشتباه دوستمزمان کنونی: ۲۱-۹-۱۳۹۵، ۰۳:۲۱ :عصر
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: shahmohammadi
آخرین ارسال: shahmohammadi
پاسخ: 1
بازدید: 155

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

خاطره ای از کار اشتباه دوستم

۱۷-۳-۱۳۹۵, ۱۱:۲۴ :عصر
ارسال: #1
1 (12) خاطره ای از کار اشتباه دوستم
هفته ی پیش با یکی ازدوستانم سوار ماشین بودیم. من پشت فرمون بودم. از کنار یه سالن بدن سازی رد می شدیم که دیدم یه چند تا جوون که از من شش هفت سالی بزرگتر بودنو هیکلشون هم پنج شش برابر من بود اون جان. گفتم: «هوی پدر سوخته ها، بیام اونجا پدرتونو در بیارم». اونا هم دویدن طرف من، منم گازشو دادم و رفتم. یکم که دور شدم، دیدم دیگه اثری ازشون نیست.

توی ماشین با دوستم کلی خندیدیم. بعدش دوستم دید یه سالن بدنسازی دیگه هم هست. گفت سرعتتو کم کن منم یه بار امتحان کنم. منم سرعتو کم کردم و دوستم به اونا بدو بیرا گفت. اونا هم اوفتادن دنبالمون. من هم که از این کار بد دوستم خوشم نیومده بود، ماشینو نگر داشتم. دوستم گفت تورو خدا زود باش الان میرسن. منم حرف نزدم. بعدش اونا رسیدنو دوستمو پیاده کردن. منم پیاده شدمو گفتم آقا من شرمندم، این داداشمه یکم قاطی داره. به هر کی که می رسه فحش میده. هزار بار بردیم آسایشگاه ولی تاثیری نداشته. من از طرف داداشم از شما معذرت می خام. اونا هم دلشون به حال دوستم سوخت عذر خواهی کردن گفتن ببیخشید ما نمی دونستیم حالش خوب نیست. آقا انشاءالله که خدا شفاش بده. بعدش با هم روبوسی کردیم و رفتیم.

یعنی اون قدر آدم خوشحال میشه وقتی یه مشکلی رو حل میکنه و یکی رو از مهلکه نجات میده. نمی دونم برای شما هم اتفاق افتاده یا نه. یعنی من اگه نمی گفتم دیونه است، تیکه بزرگش گوشش بود. ولی دوستم که اصلا خوبی سرش نمی شه. از اون وقت تا حالا با هام قهره.

منبع:
سخنان آنچنانی امین آقا
amin-aqa.blogfa.com
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط مش قربون
ارسال پاسخ 


موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  داستان “کارمند و تکرار اشتباه” manjoon 0 340 ۲۰-۵-۱۳۹۱ ۰۵:۱۸ :عصر
آخرین ارسال: manjoon

کسانی که از این موضوع بازدید کرده اند . . . ( آز پی ان یو )
7 کاربر زیر موضوع را خوانده اند:
Administrator (۲۸-۳-۱۳۹۵, ۱۲:۳۴ :عصر)، hamid (۱۶-۴-۱۳۹۵, ۰۳:۴۳ :عصر)، af.rad (۳۰-۳-۱۳۹۵, ۰۹:۲۶ :عصر)، مش قربون (۲۱-۳-۱۳۹۵, ۰۹:۵۸ :عصر)، anahita368 (۲۸-۳-۱۳۹۵, ۰۹:۴۵ :عصر)، sahar.i (۲۵-۳-۱۳۹۵, ۰۴:۰۴ :عصر)، shahmohammadi (۱۸-۳-۱۳۹۵, ۱۱:۴۳ :عصر)

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان


آپلودسنتر آز پي ان يو تالار گفتمان آز پي ان يو
تبلیغات نیازمندی های استان چهارمحال و بختیاری