شما وارد حساب خود نشده و یا ثبت نام نکرده اید. لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید تا بتوانید از تمامی امکانات انجمن استفاده کنید.


تبليغات
سامانه ي پيامکي آز پي ان يو مقالات ISI
فروشگاه اينترنتي آز پي ان يو خريد شارژ آز پي ان يو

خدایا....زمان کنونی: ۱۶-۹-۱۳۹۵، ۰۳:۴۲ :عصر
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: sima
آخرین ارسال: nasrin67
پاسخ: 2
بازدید: 607

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 28 رأی - میانگین امتیازات: 2.68
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

خدایا....

۱۴-۱۰-۱۳۹۰, ۰۵:۴۸ :عصر
ارسال: #1
خدایا....
خدایا به من زیستنی عطا کن که در لحظه ی مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم و مردنی عطا کن که بر بیهودگی اش سوگوار نباشم. بگذار تا آن را من خود انتخاب کنم, اما آن چنان که تو دوست می داری. خدایا چگونه زیستن را تو به من بیاموز, چگونه مردن را خود خواهم اموخت.خدایا رحمتی کن تا ایمانم نام و نان برایم نیاورد. قوتم بخش تا نانم را و حتی نامم را در خطر ایمانم افکنم,تا از آن ها باشم که پول دنیا را می گیرند و برای دین کار می کنند, خدایا به هر کس دوست می داری بیاموز که عشق از زندگی کردن بهتر است و به هر کس که دوست تر می داری بچشان که دوست داشتن از عشق برتر است
سعی نکن متفاوت باشی...
فقط خوب باش...
این روزا خوب بودن به اندازه کافی متفاوته ...
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط Arezoo ، Administrator ، nasrin67 ، الهه ، mahdi
۱۴-۱۰-۱۳۹۰, ۰۸:۴۰ :عصر
ارسال: #2
RE: خدایا....
خدایا پناهم ده...
خدایا
احساس مي کنم زود عادت مي کنم و گاهي به اشتباه اسم آنرا دوست داشتن مي گذارم.

خدايا...
مي ترسم از اينکه به گناه کاري که نفسم آنرا صحيح مي خواند و دلم از آن مي ترسد و عقلم به آن شک دارد، در آتش بي مهري ات بسوزم.

خدايا...
مي دانم تمام لحظه هايم با توست. مي دانم تنها تويي که مرا فراموش نمي کني. مي دانم که اگر بارها فراموشت کنم، ناراحتت کنم و برنجانمت، باز مي گويي برگرد. مي دانم؛ همه اينها را مي دانم، ولي نمي دانم چه کنم؛ نفسم مرا به سويي مي کشد و عقلم حرفي ديگر مي زند و دلم در اين ميانه مانده.
خدايا...
تو بگو چه کنم. تو نشانم بده راهي که بهترين است.
خدايا...
مي دانم تو هميشه با مني ، ولي تنهايم مگذار؛ يا شايد بهتر باشد بگويم: نگذار تنهايت بگذارم.
خداوندا..
من از تنهايي و برگ ريزان پاييز، من از سردي سرماي زمستان،
من از تنهايي و دنياي بي تو مي ترسم.
خداوندا...
من از دوستان بي مقدار، من از همرهان بي احساس،
من از نارفيقي هاي اين دنيا مي ترسم.
خداوندا...
من از احساس بيهوده بودن، من از چون حبابِ آب بودن،
من از ماندن چون مرداب مي ترسم.
خداوندا...
من ازمرگ محبت، من از اعدام احساس به دست دوستان دور يا نزديک مي ترسم.
خداوندا...
. من از ماندن مي ترسم
خداوندا...
من از رفتن مي ترسم
خداوندا...
من از خود نيز مي ترسم
خداوندا...
پناهم ده
پروردگارا تو تکراری ترین “حضور” روزگار منی و من عجیب به آغوش تو از آن سوی فاصله ها خو گرفته ام !
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط الهه ، Administrator ، MostafA ، mostafa haddadi ، sima ، mahan
ارسال پاسخ 


موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  خدایا تو را میخوانیم.... kaka 0 401 ۱۷-۱۰-۱۳۹۰ ۰۹:۵۱ :عصر
آخرین ارسال: kaka

کسانی که از این موضوع بازدید کرده اند . . . ( آز پی ان یو )
1 کاربر زیر موضوع را خوانده اند:
khosravi (۱۰-۸-۱۳۹۲, ۰۸:۳۷ :عصر)

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان


آپلودسنتر آز پي ان يو تالار گفتمان آز پي ان يو
تبلیغات نیازمندی های استان چهارمحال و بختیاری