شما وارد حساب خود نشده و یا ثبت نام نکرده اید. لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید تا بتوانید از تمامی امکانات انجمن استفاده کنید.


تبليغات
سامانه ي پيامکي آز پي ان يو مقالات ISI
فروشگاه اينترنتي آز پي ان يو خريد شارژ آز پي ان يو

خدا مرا می خنداند و خدا مرا می گریاندزمان کنونی: ۱۸-۹-۱۳۹۵، ۰۷:۳۰ :عصر
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: حامد 114
آخرین ارسال: حامد 114
پاسخ: 15
بازدید: 1447

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 21 رأی - میانگین امتیازات: 4.14
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

خدا مرا می خنداند و خدا مرا می گریاند

۱۹-۱۲-۱۳۹۱, ۱۱:۱۲ :صبح
ارسال: #1
خدا مرا می خنداند و خدا مرا می گریاند
سلام
دوستان
خدا را چقدر می شناسیم ؟ چقدر نزدیکش می بینیم و چقدر در امورمان دخیلش می یابیم؟
..... بزودی
موفق در پناه حق
که یکی هست و هیچ نیست جز او
وحده لا اله الا هو
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط STAR ، atefeh.m ، mostafa haddadi
۱۹-۱۲-۱۳۹۱, ۰۳:۰۲ :عصر
ارسال: #2
RE: خدا مرا می خنداند و خدا مرا می گریاند
اوست خدایی که تورا می خنداند و می گریاند ، خدایی است که به تو غذا می دهد و سیراب می کند ، خدایی که وقتی مریض می شوی سلامتیت می بخشد و آنگاه که گناه می کنی می بخشاید و خدایی است که نزدیک است نزدیکتر از رگ گردن هرجا که باشی در دل دریا یا در اوج آسمانها در عالم ماه یا معنا هرجا هرجا
این را می دانستی ؟
یا به آن فکر کرده ای ؟
که یکی هست و هیچ نیست جز او
وحده لا اله الا هو
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط STAR ، atefeh.m ، mostafa haddadi
۱۹-۱۲-۱۳۹۱, ۰۳:۱۵ :عصر
ارسال: #3
RE: خدا مرا می خنداند و خدا مرا می گریاند
فرض کن مریض شده ای وکسی آمده که به تو غذا بدهد چون نمی توانی خودت غذا بخوری
اینجا دو فرض وجود دارد یکی کاملا سیاه و یکی کاملا سفید
فرض کاملا سیاه این است که کسی که بیش از همه از او نفرت داری کسی که برایش هیچ ارزش قائل نیستی کسی که روی دیدنش را نداری به تو غذا بدهد آن هم با چهره ای عبوس و سیاه از نفرت
فرض کاملا سفید آنستکه فردی که بسیار دوستش داری و بسیار به او احساس انس و الفت می کنی و برایش احترام فوق العاده ای قائلی به تو غذا بدهد آن هم با چهره ای مهربان و برافروخته از شوق
فرض اول یک فرض ابزاری است یعنی فرضی است که ما از آن بعنوان ابزاری جهت درک و احساس بهتر فرض دوم آورده ایم
هوالذی یطعمنی و یسقین ( اوست آنکه به من غذا می دهد و سیرابم می سازد ) یعنی همان فرض دوم در اوج اوج قابل تصورش
حال دانستیم چرا سفره حرمت دارد چرا غذا حرمت دارد چرا نشستن آنگونه سر سفره لازم است وووو
چون آن هنگام که که تو بادستان خود غذا در دهانت می گذاری دست خدا بالای دست توست و دارد به تو غذا می دهد
که یکی هست و هیچ نیست جز او
وحده لا اله الا هو
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط STAR ، maryam ، Ahmad ، mostafa haddadi
۱۹-۱۲-۱۳۹۱, ۰۳:۲۸ :عصر
ارسال: #4
RE: خدا مرا می خنداند و خدا مرا می گریاند
من باخوندن این پست یاد این جمله افتادم که خداوند مطلق است وبی جهت این تو هستی که درمقابل او جهت میگیری... یوقتایی ماالکی داریم خودمونو عذاب میدیم که خدا بامن قهره یاحرفمو نمیشنوه درصورتی که خیلیاش فقط توهمه...
و این سخنان ملاصدرا که میگفت خداوند به قدرفهم تو کوچک می شود-پناه میشود بی پناهان را-پدر می شود یتیمان را...امیدمی شود ناامیدان را ...خداوند همه چیزمی شود همه کس را به شرط پاکی دل-به شرط طهارت روح- به شرط پرهیز از معامله باشیطان-سعی کنیم باپرداختن به معنویات زندگی یکم روحمونو توی قضیه ی ارتباط باخداقوی تر کنیم.
آقای حامد بحث بسیار جالبیه ممنون.
ده درصد از زندگی مسائلی است که برای من اتفاق می افتد و نود درصد آن نحوه ی رویارویی من با آن هاست...
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط STAR ، maryam ، Ahmad ، mostafa haddadi ، حامد 114
۲۰-۱۲-۱۳۹۱, ۰۸:۰۹ :صبح (آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۰-۱۲-۱۳۹۱ ۰۸:۱۱ :صبح، توسط حامد 114.)
ارسال: #5
RE: خدا مرا می خنداند و خدا مرا می گریاند
وقتی انسان پاک شد و از دریچه پاکیها هستی را دید مشاهده می کند که : خداست که در همه عالم خدایی می کند
با همه عظمتش به ریز ریز نیازها توجه دارد و یک یک را به لطف و عنایت و رحمت پاسخ می دهد حتی از غذای مورچه ای در دل یک سنگ سخت غافل نیست
خدا نزدیک است نزدیکتر از آنچه که بتوان تصورش را کرد
در نگاهی نزدیکتر او در توست او با توست او در تارپود وجودت نشسته و همنشین تو شده آنگاه که با دلی پاک و پر شوق اورا می خوانی پاسخش نزدیکتر و و روشنتر از صدای دلت در خلوت جانت است
و باز نزدیکتر
و دیگر هیچ
اوست و همه او و همه او و همه او
هو الذی ..... هو هو هو
از این پس یا تو دیگرنیستی که واصفش شوی یا چنان جلوه کرده که وصف را شایسته نمی یابی تا بدان وصفش کنی
و کمال الاخلاص نفی الصفات عنه
موفق باشید
که یکی هست و هیچ نیست جز او
وحده لا اله الا هو
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط mostafa haddadi ، atefeh.m ، STAR
۲۰-۱۲-۱۳۹۱, ۰۸:۲۴ :صبح (آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۰-۱۲-۱۳۹۱ ۰۱:۵۵ :عصر، توسط حامد 114.)
ارسال: #6
RE: خدا مرا می خنداند و خدا مرا می گریاند
و سخن گفتنش چه عجیب
گاهی به صدای وزش نسیمی
گاه به غرش ابری
گاه به حادثه ای
و گاهی به سکوتی و خلوتی
یک عالم زبان او ، یک عالم کلمات اویند
ای کاش گوشی برای شنیدن و دانشی برای فهمیدن مقصودش بود
اما بی شک می توان پیام مهرش را با همه جهالتی که داریم بفهمیم
مگر نه این است که محب را به محبوب عطاهاست
پس این همه عطا آن هم بدون درخواست و تقاضا از چیست ؟
جز از سرچشمه مهر ؟
اگر این را ندانیم
حتما نادانیم
و گاهی با زبان مادری نصیحتت می کند و گاه به زبان معلمی دانشت می بخشد
و گاه به سخن دوستی دلت را از غم اندوه می رهاند و گاه ...... به فریاد کسی می خواهد بیدارت کند یا تنبیه و عقوبت
وچه بهتر که همه اینها را از پشت پرده خلق می کند که اگر پرده را بردارد
نه تورا توان شنیدن سخن مهرانگیزش است و نه تاب کلام قهرآلودش
پس دنیا را غنیمت شمار و از پشت پرده سخنش را بشنو که این دبستان توست
اما بدان سخن سخن اوست
از این حقیقت برین غافل مشو
بگذار گوشت به این شنیدن قوی شود و جانت به این حقیقت روشن
تا برسد موعد وصل
و نمی دانم آنوقت چگونه ای ؟
بگو
مست مست
آری در مستی تمام سخن حبیب زیباست چه دلنوازانه اش و چه دلبرانه اش و کل کلماتک تامه
عاشقم بر مهر و بر قهرش به جد
بوالعجب من عاشق این هردو ضد
و به این حقیقت نائل نمی آیی
جز از راه قرآن جز از راه پاکان
پس ره چنان رو که رهروان رفتند

موفق باشی
که یکی هست و هیچ نیست جز او
وحده لا اله الا هو
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط mostafa haddadi ، STAR ، Administrator
۲۰-۱۲-۱۳۹۱, ۰۹:۵۰ :صبح (آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۱-۱۲-۱۳۹۱ ۰۳:۱۴ :عصر، توسط حامد 114.)
ارسال: #7
RE: خدا مرا می خنداند و خدا مرا می گریاند
و شایسته نیست نسبت دادن چیزی جز خوبی به او
هرچند اوست پایه و اساس هرپدیده ای
و چه زیبا به ما آموخت ادب را
ای فرزند آدم
تو به آن بدی که کرده ای شایسته تری از من
و من به خوبی که انجامش دادی شایسته ترم از تو
یعنی
بدیها را به خودت
و خوبیها را به من نسبت ده
چه اینکه او سرچشمه خوبیهاست
وچگونه چنین حقیقت نیکویی می تواند منسوب به بدی شود
هرچند لا حول ولا قوه الا بالله است
اما ادب هم حسابی دارد
او موجود آفرین است
اما من و تو شکل و رنگ آنرا و بلکه عنوان خوبی و بدیش را می سازیم
این را گفتم تا در احساس قرب و نزدیکی به آن سبوح قدوس
ناشایستی به او نسبت ندهی
سبوح قدوس رب الملائکه والروح
ببین که در تسبیح سبوحی جبریل امین اورا رب ملائکه پاک و روح عظیم معرفی کرد
نکند بگوییم او رب یزید و چنگیز است هرچند که او رب العالمین است

که یکی هست و هیچ نیست جز او
وحده لا اله الا هو
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط STAR ، mostafa haddadi
۲۰-۱۲-۱۳۹۱, ۰۲:۰۱ :عصر (آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۱-۱۲-۱۳۹۱ ۰۳:۱۵ :عصر، توسط حامد 114.)
ارسال: #8
RE: خدا مرا می خنداند و خدا مرا می گریاند
و شب در خواب با توست
تا به تو بنماید آنچه که در طول یک روز کاشته ای
تا که دیدن داس مه نو
تو را به یاد کشته خویش افکند
که از آن غافل نگردی
که تو زاده خوب و بد خویشی
که او تورا از اینها ساخت
و می داند که توانایی
قادری بر تغییر
تغییر اندیشه و عمل
چه اینکه او قادر است
و تو جلوه اویی در اختیار و عمل
و در خواب برایت ارمغانی دارد گاه
چه دلفریب و زیبا
که هیچ وقت ندیده ای و مثلش را نشنیده ای
از جنس نور و صدا و رنگ
نه نورش نور اینجایی و نه رنگش
صدایش دلنواز
و کمتر به یاد می ماند
چون او نمی خواهد به یادت بماند
چون تو در این دنیا کار داری
و خیال این صحنه های زیبا در این دنیا رهزن
رهزن زندگی عادی
رهزن زندگی امیدوارانه
تا که کز نکنی از حسرت نداشتن آن حال و هوا
برخیز
خود را بساز
برای دیدار دیگر
که او نزدیک است
بلکه با توست
و هو معکم
موفق باشی

که یکی هست و هیچ نیست جز او
وحده لا اله الا هو
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط mostafa haddadi ، STAR
۲۰-۱۲-۱۳۹۱, ۰۲:۱۰ :عصر (آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۱-۱۲-۱۳۹۱ ۰۳:۱۶ :عصر، توسط حامد 114.)
ارسال: #9
RE: خدا مرا می خنداند و خدا مرا می گریاند
از نزدیک بودنش به تو بسیار گفتیم
اما اشتباه نکن
تو از او دوری
او به خدایی بی نهایتش به همه چیز و همه کس نزدیک است
اما ما از او دوریم
دور یعنی در کمالات و اوصاف از او دوریم
تنها وقتی خود را به او نزدیک بلکه نزدیکتر می یابیم
که به اوصاف او متصف شویم
مانند افتادن قطره در دریا
که آنگاه قطره نیست کانه دریاست
پس تلاش کن همچو او شوی
عبدی اطعنی اجعلک مثلی
ای بنده من از من پیروی کن تا تورا مثل خود سازم
و آنگاه چه ؟
و آنگاه
انا الحی القیوم فجعلتک الحی القیوم
من حی قیومم پس تورا نیز حی قیوم ساختم
اذا اردت شیئا اقول له کن فیکون فجعلتک ان تقول لشی کن فیکون
هرگاه اراده کنم چیزی را می گویم باش و میشود
پس تورا نیز چنان قرار دادم که به هرچیز بگویی باش میشود
بنگر که تا چه حد است مقام آدمیت
موفق باشی

که یکی هست و هیچ نیست جز او
وحده لا اله الا هو
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط mostafa haddadi ، STAR
۲۰-۱۲-۱۳۹۱, ۰۲:۱۳ :عصر (آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۱-۱۲-۱۳۹۱ ۰۳:۱۷ :عصر، توسط حامد 114.)
ارسال: #10
RE: خدا مرا می خنداند و خدا مرا می گریاند
و خدا مرا می خنداند و خدا مرا می گریاند
گاه از دیدن جلوه جمالش از شعف و شادی دست افشان و پای کوبان می شوم
و گاه از تجلی جلال با شکوهش در خود فروریخته و نالان و گریان می گردم
و اوست که مرا می خنداند و می گریاند
با جمال و با جلالش
و چه ساده من ، که فکر می کنم
این و آن مرا می خندانند و می گریانند
مشکل از چشم دو بین من است
اوست که مرا می خنداند و اوست که مرا می گریاند

که یکی هست و هیچ نیست جز او
وحده لا اله الا هو
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط mostafa haddadi ، STAR ، atefeh.m
ارسال پاسخ 


کسانی که از این موضوع بازدید کرده اند . . . ( آز پی ان یو )
1 کاربر زیر موضوع را خوانده اند:
STAR (۱۰-۱-۱۳۹۴, ۰۲:۴۰ :عصر)

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان


آپلودسنتر آز پي ان يو تالار گفتمان آز پي ان يو
تبلیغات نیازمندی های استان چهارمحال و بختیاری