شما وارد حساب خود نشده و یا ثبت نام نکرده اید. لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید تا بتوانید از تمامی امکانات انجمن استفاده کنید.


تبليغات
سامانه ي پيامکي آز پي ان يو مقالات ISI
فروشگاه اينترنتي آز پي ان يو خريد شارژ آز پي ان يو

دعایت می کنم ...زمان کنونی: ۱۸-۹-۱۳۹۵، ۰۱:۱۷ :عصر
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: mostafa haddadi
آخرین ارسال: mostafa haddadi
پاسخ: 1
بازدید: 300

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 12 رأی - میانگین امتیازات: 3.17
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

دعایت می کنم ...

۲۴-۲-۱۳۹۱, ۰۴:۳۹ :عصر
ارسال: #1
دعایت می کنم ...
مهمان ها نمي توانند تصاوير را ببينند و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.


دعايت مي كنم با اين نگاه خسته، گاهي مهربان باشي

به لبخندي تبسم را به لب هاي عزيزي هديه فرمايي

بيابي كهكشاني را درون آسمان تيره شب ها

بخواني نغمه اي با مهر

دعايت مي كنم، در آسمان سينه ات

خورشيد مهري رخ بتاباند

دعايت مي كنم، روزي زلال قطره اشكي

بيايد راه چشمت را

سلامي از لبان بسته ات، جاري شود با مهر

دعايت مي كنم، يك شب تو راه خانه خود گم كني

با دل بكوبي كوبه مهمانسراي خالق خود را

دعايت مي كنم، روزي بفهمي با خدا

تنها به قدر يك رگ گردن، و حتي كمتر از آن فاصله داري

و هنگامي كه ابري، آسمان را با زمين پيوند خواهد داد

مپوشاني تنت را از نوازش هاي باراني

دعايت مي كنم، روزي بفهمي

گرچه دوري از خدا، اما خدايت با تو نزديك است

دعايت مي كنم، روزي دلت بي كينه باشد، بي حسد

با عشق، بداني جاي او در سينه هاي پاك ما پيداست

شبانگاهي، تو هم با عشق با نجوا

بخواني خالق خود را

اذان صبحگاهي، سينه ات را پر كند از نور

ببوسي سجده گاه خالق خود را

دعايت مي كنم، روزي خودت را گم كني

پيدا شوي در او


دو دست خاليت را پركني از حاجت و

با او بگويي:

بي تو اين معناي بودن، سخت بي معناست

دعايت مي كنم، روزي

نسيمي خوشه انديشه ات را

گرد و خاك غم بروباند

كلام گرم محبوبي

تو را عاشق كند بر نور

دعايت مي كنم، وقتي به دريا مي رسي

با موج هاي آبي دريا به رقص آيي

و از جنگل، تو درس سبزي و رويش بياموزي

بسان قاصدك ها، با پيامي نور اميدي بتاباني

لباس مهرباني بر تن عريان مسكيني بپوشاني

به كام پرعطش، يك جرعه ي آبي بنوشاني

دعايت مي كنم، روزي بفهمي

در ميان هستي بي انتها بايد تو مي بودي

بيابي جاي خود را در ميان نقشه دنيا

برايت آرزو دارم

كه يك شب، يك نفر با عشق در گوش تو

اسم رمز بگذشتن ز شب، ديدار فردا را به ياد آرد

دعايت مي كنم، عاشق شوي روزي

بگيرد آن زبانت

دست و پايت گم شود

رخساره ات گلگون شود

آهسته زير لب بگويي، آمدم

به هنگام سلام گرم محبوبت

و هنگامي كه مي پرسد ز تو، نام و نشانت را

نداني كيستي

معشوق عاشق؟

عاشق معشوق؟

آري، بگويي هيچ كس

دعايت مي كنم، روزي بفهمي اي مسافر، رفتني هستي

ببندي كوله بارت را

تو را در لحظه هاي روشن با او

دعايت مي كنم اي مهربان همراه

تو هم اي خوب من

گاهي دعايم كن . . .
« اَلَیسَ اللهُ بِکَافٍ عَبدَهُ ... »
آیا خدا برای بنده اش کافی نیست؟!

سوره ی مبارکه ی زمر - آیه ی نورانی 36
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط Administrator ، mahan ، STAR
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان


آپلودسنتر آز پي ان يو تالار گفتمان آز پي ان يو
تبلیغات نیازمندی های استان چهارمحال و بختیاری