شما وارد حساب خود نشده و یا ثبت نام نکرده اید. لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید تا بتوانید از تمامی امکانات انجمن استفاده کنید.


تبليغات
سامانه ي پيامکي آز پي ان يو مقالات ISI
فروشگاه اينترنتي آز پي ان يو خريد شارژ آز پي ان يو

دوست داشتنم تا نداره!!!زمان کنونی: ۱۹-۹-۱۳۹۵، ۰۸:۵۲ :عصر
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: Rastak432
آخرین ارسال: Rastak432
پاسخ: 1
بازدید: 285

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 15 رأی - میانگین امتیازات: 3.67
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

دوست داشتنم تا نداره!!!

۲۴-۱۲-۱۳۹۱, ۱۱:۲۵ :عصر
ارسال: #1
دوست داشتنم تا نداره!!!
من یه شکلات گذاشتم توی دستش

اون یه شکلات گذاشت توی دستم

من یه بجه بودم؛ اونم یه بچه بود

سرم رو بالا کردم ؛ سرش رو بالا کرد

دید که منو میشناسه !

خندیدم ...

گفت "دوستیم؟!

گفتم " دوست دوست "

گفت " تا کجا؟!

گفتم " دوستی که تا نداره ...

گفت " تا مرگ!

خندیدم و گفتم " من که گفتم تا نداره "

گفت " باشه ، تا بعد از مرگ!

گفتم " نه ، نه، نه! تا نداره "

گفت " قبول، تا اونجا که همه دوباره زنده میشیم ... یعنی زندگی بعد از مرگ... باز

هم با هم دوستیم...! تا بهشت... ! تا جهنم... ! تا هر جا که باشه من و تو با هم

دوستیم ...

خندیدم و گفتم " تو براش تا هر جا که دلت می خواد تا بذار ... اصلا" یه تا بکش از

این سر دنیا تا اون دنیا ، اما من اصلا" تا نمیذارم "

نگاهم کرد ؛ نگاهش کردم

باور نمی کرد ، می دونستم !

اون می خواست حتما" دوستی مون تا داشته باشه ! دوستی بدون تا رو نمی فهمید...!!!

گفت " بیا برای دوستی مون یه نشونه بذاریم "

گفتم " باشه ، تو بذار " گفت " شکلات !!!

هر بار که هم دیگه رو می بینیم یه شکلات مال تو ، یکی مال من ... ! باشه ...؟!

گفتم " باشه "

هر بار یه شکلات میذاشتم توی دستش ...

اون هم یه شکلات میذاشت توی دست من...


باز همدیگه رو نگاه می کردیم ...! یعنی که دوستیم .... دوست دوست

من تند تند شکلاتم رو باز می کردم و میذاشتم توی دهنم و تند تند اونو می مکیدم

می گفت " شکمو ! تو دوست شکمویی هستی !

و شکلاتش رو میذاشت توی یه صندوق کوچولوی قشنگ ...!

می گفتم " بخورش!

می گفت " تموم میشه ...! می خوام تموم نشه ...! برای همیشه بمونه...!

صندوقش پر از شکلات شده بود ...! هیچ کدومش رو نمی خورد...!

من همش رو خورده بودم !!!!!

گفنم " اگه یه روز مورچه ها بخورن یا کرم ها ، اون وقت چی کار می کنی؟ "

گفت " مواظبشون هستم "

می گفت " می خوام نگهشون دارم تا موقعی که دوست هستیم "

و من شکلات میذاشتم توی دهنم و می گفتم " نه، نه ! تا نداره ... !دوستی تا نداره "

یه سال... دو سال... چهار سال ....هشت سال... ده سال و بیست سال

شده !!!!!

اون بزرگ شده ؛ من بزرگ شدم ...

من همه ی شکلاتام و خوردم ....! اون همه ی شکلات هاشو نگه داشته ....!!!

اون امشب امده که خدا حافظی کنه ! میخواد بره ..!!!! بره اون دور دورااااااا

میگه " میخوام برم

یادش رفت به من شکلات بده ... من یادم نرفت !

یه شکلات گذاشتم کف دستش ...

گفنم " این برای خوردن " یه شکلات هم گذاشتم کف اون دستش ...


گفتم " این هم آخرین شکلات برای صندوق کوچیکت "

ولی این بارهر دو رو خورد ! خندیدم ...!

می دونستم دوست داشتن من تا نداره

می دونستم دوست داشتن اون تا داره

شورش را درنیاور دنیا...
عزیزی دارم که شیرینیه خنده هایش "شوریت" را که هیج،"تلخیت"را هم از بین میبرد.....!
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط MshdN ، fictional
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان


آپلودسنتر آز پي ان يو تالار گفتمان آز پي ان يو
تبلیغات نیازمندی های استان چهارمحال و بختیاری