شما وارد حساب خود نشده و یا ثبت نام نکرده اید. لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید تا بتوانید از تمامی امکانات انجمن استفاده کنید.


تبليغات
سامانه ي پيامکي آز پي ان يو مقالات ISI
فروشگاه اينترنتي آز پي ان يو خريد شارژ آز پي ان يو

دکمه بازگشت........زمان کنونی: ۱۹-۹-۱۳۹۵، ۰۳:۰۳ :عصر
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: sinderela
آخرین ارسال: sinderela
پاسخ: 1
بازدید: 395

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 10 رأی - میانگین امتیازات: 3.5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

دکمه بازگشت........

۶-۳-۱۳۹۱, ۱۱:۲۹ :صبح
ارسال: #1
دکمه بازگشت........
تنها خیال است اگر فکر کنی برای رسیدن به موفقیت‌های بزرگ
نیاز به ظرفیت‌ها و استعدادهای آن‌چنانی داری
بیهوده، نداشته‌هایت را مانعی می‌دانی برای رسیدن به آنچه که در دنیای خود،
آرزو نامشان گذاشته‌ای
..با ساده‌ترین داشته‌هایت می‌توانی بزرگترین موفقیت‌ها را لمس کنی
اگر بخواهی

فقط فراموش نکن
زندگی دکمه بازگشت ندارد
یادم هست موقعی که این جمله را شنیدم، تحت تاثیر ظاهر رنگ‌های تبلیغ نبودم
محو ویژگی‌های فنی کالای تبلیغ‌شده هم نبودم
جادوی معنای جمله پُرم کرده بود


هنوز هم این جمله حس عجیبی می‌دواند درونم
هنوز هم نمی‌دانم شیرین است یا تلخ
هنوز هم اشکی را که سنگینی‌اش چشم‌هایم را به پلک زدنِ مرتب وا می‌دارد
نمی‌دانم نشان شادی قلمدادش کنم یا غم


از یک سو، دلتنگی است
تمامی روزهایی که گذرانده‌ام، چه خوب و چه بد و هر چه باشند، دیگر تکرار نخواهند شد
و این به خودی خود، یعنی
گذر عمر..

اما اگر هزاران بار هم به خودم گوشزدش کنم
هنوز هم وجود دارند چه بسیار وقت‌هایی که بیهوده هدرشان می‌دهم
و
چه فراوان فرصت‌هایی که از خود دریغشان می‌کنم..

خنده‌ام میگیرید از دست خودم
به یاد می‌آورم روزهایی را که افسوس زمان‌های ازدست رفته‌ام آزارم می‌داد
بدون آنکه چشمانم را بگشایم که
حال نیز به سرعت در گذر است
و از دیگر سو، هیجان است
هیجانِ ندیده‌هایی که چشم‌انتظار تو اند
.هیجان نشنیده‌هایی که با صدای قدمشان در گوش‌هایت نجوا می‌کنند
.هیجان نخوانده‌هایی که منتظر جریان واژه‌های بلند تو اند
و همه آنها
اگر تجربه‌شان نکنی، از کفت رفته‌اند
. این به تکاپو وامی‌داردم..
.به ایجاد انگیزه، به تلاش، به امید، به عشق
و همه‌ اینها با هم
یعنی زندگی کردن
همان که گاهی یادمان می‌رود ارزشمندترین اندوخته‌مان در این دنیا خواهد بود
می‌خواهد دنیای دیگری در کار باشد، یا نباشد
و این زندگی من است
گاه روی پله دلتنگی ایستاده‌ام و گاه روی پله هیجان
و امروزِ روز
که ایستاده ام و می‌کوشم توان پریدن به پله دیگر را در خود زنده کنم
خوب می‌دانم باید دستم را دراز کنم تا او
پروردگارم را می‌گویم
دستم را بگیرد
خوب می‌دانم اگر حس نمی‌کنم دست مهربانش را
خود دستم را پس کشیده‌ام
پروردگارم
کمکم کن دستان بی‌رمقم را به سویت بالا بیاورم
هـــرگـــز به گذشته برنگـــرد؛

اگر سیندرلا برای برداشتن کفشش برمیگشت،

هیچوقت یک پرنسس نمیشد...
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط nasrin ، MostafA ، Administrator ، STAR ، hichkas ، farhad
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان


آپلودسنتر آز پي ان يو تالار گفتمان آز پي ان يو
تبلیغات نیازمندی های استان چهارمحال و بختیاری