شما وارد حساب خود نشده و یا ثبت نام نکرده اید. لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید تا بتوانید از تمامی امکانات انجمن استفاده کنید.


تبليغات
سامانه ي پيامکي آز پي ان يو مقالات ISI
فروشگاه اينترنتي آز پي ان يو خريد شارژ آز پي ان يو

سخنان یک کودک با خدازمان کنونی: ۲۱-۹-۱۳۹۵، ۰۱:۴۷ :صبح
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: nasrin67
آخرین ارسال: nasrin67
پاسخ: 1
بازدید: 505

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 23 رأی - میانگین امتیازات: 3.43
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

سخنان یک کودک با خدا

۲۲-۹-۱۳۹۰, ۱۱:۲۱ :صبح
ارسال: #1
سخنان یک کودک با خدا
الو...الو..سلام کسی اونجا نیست؟ مگه اونجا خونه ی خدا نیست؟ پس چرا

کسی جواب منو نمیده؟ یهو یه

صدای مهربون به گوش کودک نواخته شد مثل صدای یه فرشته! بله جانم با

کی کار داری کوچولو؟ خدا هست؟

باهاش قرار داشتم قول داده بود امشب جوابمو بده. بگو عزیزم من می

شنوم. کودک متعجب پرسید مگه تو

خدایی؟ من با خود خدا کار دارم...

هر چی می خوای به من بگو قول میدم به خدا بگم کودک با صدای بغض

آلودش آهسته گفت:یعنی خدا منو

دوست نداره؟ فرشته ساکت بود بعد از مکسی نه چندان طولانی گفت: نه

خدا خیلی دوست داره مگه کسی

می تونه تو رو دوست نداشته باشه؟

بلور اشکی که در چشمانش حلقه زده بود با فشار بغض شکست و برگونه

اش غلطید و با همان بغض گفت: اصلا

اگه نگی خدا باهام حرف بزنه گریه می کنم. بعد از چند لحظه هیاهوی

سکوت شکسته شدند. یک صدا در جان و

وجود کودک نواخته شد بگو زیبا بگو هرآنچه که بر دل کوچکت سنگینی می

کند بگو دیگر بغض امانش را بریده بود

بلند بلند گریه کرد و گفت:خدا جون خدای مهربونم خدای قشنگم خواستم

بهت بگم نذار من بزرگ شم تروخدا!

چرا؟؟؟این مخالف تقدیره!! چرا دوست نداری بزرگ شی؟ آخه خدا من خیلی

ترو دوست دارم قد مامانم 10تا

دوست دارم. اگه بزرگ بشم نکنه مثل بقیه فراموشت کنم! نکنه یادم بره یه

روز بهت زنگ زدم. نکنه یادم بره هر

شب باهات قرار داشتم مثل بقیه که بزرگ شدن و حرف منو نمی فهمن.

مثل بقیه که بزرگن و فکر می کنن من

الکی می گم با تو دوستم. مگه من با تو دوست نیستم؟ پس چرا کسی

حرفموباورنمی کنه؟ خدا چرا بزرگا

حرفاشون سخته سخته؟! مگه اینجوری نمیشه باهات حرف زد؟ خدا پس از

تمام شدن گریه های کودک گفت:

آدم محبوب ترین مخلوق من چه زود خاطراطش را به ازای بزگ شدنش

فراموش می کند!!! کاش همه مثل تو به

جای خواسته های عجیب من را ازخودم طلب می کردند تا تمام دنیا در

دستانشان جا می گرفت کاش همه مثل

تو من را برای خودم نه برای خود خواهی هایشان می خواستند دنیا خیلی

برای تو کوچک است بیا تا برای

همیشه کودک بمانی وهرگز بزرگ نشوی و کودک در کنار گوشی تلفن در

حالی که لبخند شیرینی بر لب داشت

در آغوش خدا به خوابی عمیق و شگفت انگیز فرو رفت...
پروردگارا تو تکراری ترین “حضور” روزگار منی و من عجیب به آغوش تو از آن سوی فاصله ها خو گرفته ام !
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط mostafa haddadi ، Administrator ، sima ، MostafA
ارسال پاسخ 


موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  سخنان حکیمانه ebrahim 0 306 ۱۶-۷-۱۳۹۲ ۱۱:۳۶ :صبح
آخرین ارسال: ebrahim
  شرمنده ی کودک Shame Tarik 0 285 ۹-۸-۱۳۹۱ ۰۳:۲۹ :عصر
آخرین ارسال: Shame Tarik
  منتخب سخنان حضرت علی (ع) Ahmad 0 398 ۳-۱-۱۳۹۱ ۰۷:۵۸ :عصر
آخرین ارسال: Ahmad
  نامه خواندنی یک کودک به پدر زن ذلیل خود! ( طنز ) nasrin67 2 503 ۴-۱۱-۱۳۹۰ ۱۲:۵۶ :صبح
آخرین ارسال: kaka
  سخنان برخی از بزرگان nasrin67 0 376 ۲-۱۰-۱۳۹۰ ۰۲:۲۶ :عصر
آخرین ارسال: nasrin67

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان


آپلودسنتر آز پي ان يو تالار گفتمان آز پي ان يو
تبلیغات نیازمندی های استان چهارمحال و بختیاری