شما وارد حساب خود نشده و یا ثبت نام نکرده اید. لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید تا بتوانید از تمامی امکانات انجمن استفاده کنید.


تبليغات
سامانه ي پيامکي آز پي ان يو مقالات ISI
فروشگاه اينترنتي آز پي ان يو خريد شارژ آز پي ان يو

سروده ای به مناسبت میلاد امام حسن مجتبی زمان کنونی: ۲۰-۹-۱۳۹۵، ۱۱:۵۵ :عصر
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: mahan
آخرین ارسال: mahan
پاسخ: 1
بازدید: 555

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 18 رأی - میانگین امتیازات: 3.67
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

سروده ای به مناسبت میلاد امام حسن مجتبی

۱۲-۵-۱۳۹۱, ۰۳:۴۲ :عصر
ارسال: #1
سروده ای به مناسبت میلاد امام حسن مجتبی
میلاد امام حسن مجتبی مبارک

پر زد نشست کفتر شعرم به بام تو / وقتی رسید قافیه هایم به نام تو

جا خورده است شعر و غزل از مقام تو / ارباب دومی و دو عالم غلام تو

اول امام زاده ی عالم حسن سلام

راه نجات عالم و آدم حسن سلام

ابن السحاب و زاده ی دریا چه گوهری! / خورشید هستی و کرمت ذره پروری

از درک شعر و مرثیه ها هم فراتری! / ارباب اگر تویی چه کنم غیر نوکری؟

بی دفتر و حساب، کریمانه می دهی

ساده، بدون قصر و کرمخانه می دهی

دستان بخشش و کرمت سبز یا حسن / صاحب لوایی و علمت سبز یا حسن

زهرا نژادی و قدمت سبز یا حسن / یک روز می شود حرمت سبز یا حسن ...

روزی که منتقم برسد از دعای تو

یک گنبد قشنگ بسازد برای تو

تابوت تیر خورده و یک قبر بی حرم / این هم جزای آن همه آقایی و کرم

وقتی به بال دل به بقیع تو می پرم / دنیا خراب می شود انگار بر سرم ...

«حتی نوادگان تو صاحب حرم شدند»

منسوب بر تواند و چنین محترم شدند!

گفتم بقیع خون به دل واژه ها شده / پر زد کبوتری و چه خاکی به پا شده!

از غصه هات پشت رباعی دو تا شده / روح از تن غزل به گمانم جدا شده

اینجا به بعد شعر برای مدینه است

حال و هوای شعر هوای مدینه است

مادر، فدک، عدو و سه تا نقطه ناگهان ... / گویا قیامت است زمین خورده آسمان

دستی و ضربه ای و حسن مانده مات از آن / این شد شروع شام و کتک های کودکان

طوفان کربلا زِ همین کوچه پا گرفت

آخر حسن چه دید؟ زبانش چرا گرفت؟
روزی مصیبتی به پیمبر رسید و بعد / باد خزان به کوچه ی مادر وزید و بعد

بابا ز جور حادثه در خون تپید و بعد / نامردمی ز مردم دنیا کشید و بعد

بالا گرفت کارش و تشتی طلب نمود

پس داد با جگر همه خونی که خورده بود

آن روز در میان همان کوچه مرد و رفت / طاقت نداشت، یک نفس از کاسه خورد و رفت

در آخرین بغل پسرش را فشرد و رفت / ارباب زاده را به حسینش سپرد و رفت

در کربلا حسن شو به جای پدر بجنگ

اصلا نترس، بی زره و بی سپر بجنگ
خدایا
ناش کریهایم را
به حساب
دل
تن گیهایم بگذار
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط flower
ارسال پاسخ 


موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  به مناسبت شهادت امام هادی (ع) mahdi hashemi 0 517 ۴-۳-۱۳۹۱ ۰۴:۰۵ :عصر
آخرین ارسال: mahdi hashemi

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان


آپلودسنتر آز پي ان يو تالار گفتمان آز پي ان يو
تبلیغات نیازمندی های استان چهارمحال و بختیاری