شما وارد حساب خود نشده و یا ثبت نام نکرده اید. لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید تا بتوانید از تمامی امکانات انجمن استفاده کنید.


تبليغات
سامانه ي پيامکي آز پي ان يو مقالات ISI
فروشگاه اينترنتي آز پي ان يو خريد شارژ آز پي ان يو

سیب ...زمان کنونی: ۲۱-۹-۱۳۹۵، ۰۷:۳۵ :صبح
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: Administrator
آخرین ارسال: Administrator
پاسخ: 1
بازدید: 226

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 7 رأی - میانگین امتیازات: 4.14
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

سیب ...

۸-۱۲-۱۳۹۲, ۰۹:۳۲ :عصر
ارسال: #1
سیب ...
شعر " حميد مصدق " :

تو به من خنديدي و نمي دانستي

من به چه دلهره ، از باغچه ی همسايه ... سيب را دزديدم !

باغبان از پي من تند دويد ...

سيب را دست تو ديد

غضب آلود به من كرد نگاه !

سيبِ دندان زده از دست تو افتاد به خاك ...

و تو رفتي و هنوز ...

سالهاست كه در گوشِ من آرام آرام

خش خشِ گام تو ... تكرار كنان مي دهد آزارم !

و من انديشه كنان غرق در اين پندارم : كه چرا باغچه ی كوچك ما سيب نداشت ... ؟!



جواب " فروغ فرخ زاد "

من به تو خنديدم ...

چون كه مي دانستم ...

تو به چه دلهره ، از باغچه ی همسايه ، سيب را دزديدي !

پدرم از پي تو تند دويد ...

و نمي دانستي : باغبانِ باغچه ی همسايه

پدر پير من است !

من به تو خنديدم ...

تا كه با خنده ی خود ، پاسخ عشقِ تو را خالصانه بدهم

بغض چشمان تو ليك ... لرزه انداخت به دستان من

و

سيب دندان زده از دست من افتاد به خاك ... !

دل من گفت: برو !

چون نمي خواست به خاطر بِسِپارد ... گريه ی تلخ تو را ...

و من رفتم ...

و

هنوز ... سالهاست كه در ذهن من آرام آرام ...

حيرت و بغض تو تكرار كنان ... مي دهد آزارم

و من انديشه كنان غرق در اين پندارم : كه چه مي شد اگر باغچه ی

خانه ی ما سيب نداشت ... ؟!





جواب زیبای شاعر جوان " جواد نوروزی " به این دو شاعر :


دخترک خندید

و

پسرک ماتش برد !

که به چه دلهره از باغچه ی همسایه ... سیب را دزدیده !

باغبان از پی او تند دوید ...

به خیالش می خواست ... حرمت باغچه و دختر کم سالش را ، از پسر پس گیرد !

غضب آلود به او غیظی کرد ... !

این وسط من بودم ... سیب دندان زده ای ...که به خاک افتادم !

من که پیغمبر عشقی معصوم ...

بین دستان پر از دلهره ی یک عاشق ...

و لب و دندان ِ...

تشنه ی کشف و پر از پرسش دختر بودم !

و به خاک افتادم ... !

چون رسولی ناکام !

هر دو را بغض ربود ...

دخترک رفت ... !

ولی زیر لب این را می گفت:

" او یقیناً پی معشوق خودش می آید ! "

پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود :

" مطمئناً که پشیمان شده بر می گردد ! "

سالهاست ... پوسیده ام آرام آرام !

عشق ، قربانی مظلوم غرور است هنوز !

جسم من تجزیه شد ساده ... ! ولی ذرّاتم ...

همه اندیشه کنان غرق در این پندارند:

این جدایی ، به خدا رابطه با سیب نداشت !
مردم شهری که همه در آن می لنگند
به کسی که راست می رود میخندند !
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط Rastak432 ، sahar.n ، MostafA ، sarina ، maryam
ارسال پاسخ 


کسانی که از این موضوع بازدید کرده اند . . . ( آز پی ان یو )
11 کاربر زیر موضوع را خوانده اند:
Administrator (۲۹-۱-۱۳۹۳, ۱۱:۲۸ :عصر)، MostafA (۹-۱۲-۱۳۹۲, ۰۱:۲۷ :عصر)، mostafa haddadi (۸-۱۲-۱۳۹۲, ۱۱:۱۴ :عصر)، sarina (۱۰-۱۲-۱۳۹۲, ۱۱:۳۰ :صبح)، nasrin (۹-۱۲-۱۳۹۲, ۱۰:۵۲ :عصر)، mahan (۸-۱۲-۱۳۹۲, ۱۰:۴۴ :عصر)، maryam (۱۱-۱۲-۱۳۹۲, ۰۹:۲۴ :صبح)، sahar.n (۹-۱۲-۱۳۹۲, ۰۱:۲۴ :صبح)، Rastak432 (۹-۱۲-۱۳۹۲, ۱۲:۳۳ :صبح)، sahar.i (۱۰-۱۲-۱۳۹۲, ۰۳:۱۴ :عصر)، sadegh (۲۶-۱-۱۳۹۳, ۰۷:۵۵ :عصر)

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان


آپلودسنتر آز پي ان يو تالار گفتمان آز پي ان يو
تبلیغات نیازمندی های استان چهارمحال و بختیاری