شما وارد حساب خود نشده و یا ثبت نام نکرده اید. لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید تا بتوانید از تمامی امکانات انجمن استفاده کنید.


تبليغات
سامانه ي پيامکي آز پي ان يو مقالات ISI
فروشگاه اينترنتي آز پي ان يو خريد شارژ آز پي ان يو

سیزده بدر...زمان کنونی: ۱۸-۹-۱۳۹۵، ۰۳:۲۵ :عصر
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: nasrin67
آخرین ارسال: nasrin67
پاسخ: 1
بازدید: 508

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 17 رأی - میانگین امتیازات: 4.29
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

سیزده بدر...

۱۰-۱-۱۳۹۱, ۱۰:۵۸ :عصر
ارسال: #1
سیزده بدر...
سیزده به در! روزی که همگی شاد و خوشحالیم بدون اینکه بدونیم واقعا چرا! و واقعا چرا در این روز باید از خونه هامون بیرون بریم!
بعضی ها اینطور نوشتن که:
سال ها پیش در یه روستا مردم تصمیم میگیرن که از روستا خارج بشن! و وقتی برمیگردن میبینند که زلزله اومده و تمام روستا نابود شده! به همین خاطر هم هرسال در این روز به بیرون میرن!!!!!!!!
اما ایا واقعا اینطوری بود؟
خیر!
داستان واقعی اینجاست!
در زمان هخامنشیان پادشاه خشایار شاه هر سال عید نوروز جشن میگرفته! در اون سال خشایارشاه میخواسته به یونان هم حمله کنه! نام همسرش <<وشتی>> بوده.وشتی بانوی ایرنی!
وشتی مخالفت میکنه! میگه چه دلیلی داره که که به یونان حمله کنیم؟ 127 ایالت که داریم کافیه!
اما خشایار شاه قبول نمیکنه!
خشایار شاه یه مشاور یهودی داشت به نام مورتخای!(که الان هم به همراه استر در همدان مقبره دارن!!!!)
مورتخای به خشایار شاه میگه:ببین این داره مخالفت میکنه! پس فردا تورو هم میکشه پسر خودشو جانشین میکنه!
خلاصه به خشایار شاه مشروب دادن و در حالت مستی وشتی رو خلع کرد!
شاه هم که نمیتونه بدون زن بمونه به مورتخای دستور میده که بره از تمام کشور خوشگلترین دختر هارو جمع کنه و بیاره برای انتخاب!
خلاصه بعد از چند سال این مورتخای ملعون برمیگرده! و به شاه میگه که حدود چندماه دیگه همه رو جمع میکنه و میاره!
اما در پشت قضیه دست به کاری زیرکانه میزنه!
مورتخای میاد دختر داداش خودش رو به نام <<حاداثا>> رو میفرسته تا شب ها پشت پرده برای خشایار شاه داشتان تعریف کنه! و از قصد هم داستان های عشقی تعریف میکنه!
خلاصه بعد از مدتی خشایار شاه نسبت به این زن و صدای این زن شرطی میشه!
زمان انتخاب فرا میرسه! مورتخای ملعون میاد اسم حاداثا رو عوض میکنه و میزاره <<استر>>(به معنای استار یعنی ستاره)
و میفرسته بین گزینه ها! و خب خشایار شاه هم معلومه که کیو انتخاب میکنه!
بله! متاسفانه این دو با هم ازدواج میکنن!
اما هیچ کس نمیدونه که مورتخای و استر یهودی هستند!
ولی یکی از فرماندهان ایرانی به نام <<هامان>> ماجرا رو میفهمه و به خشایار شاه میگه!
اما این خشایار شاه ابله میره به استر میگه! و خب استر هم به مورتخای اطلاع میده!
و......اون اتفاق وحشتناک در روز سیزدهم نوروز اتفاق میفته!
میدونید چه اتفاقی؟
خشایارشاه بازهم در حالت مستی حکم میده که هامان و تمام قبیله اش رو بکشید!!!!!!!!!
حتما فکر میکنی 100 نفر کشته شد؟ یا شاید هم نهایتا 1000 نفر؟
نه نه نه.....77000 ایرانی قتل و عام میشن!!!!!!!!!!!!!!!!!!
بله!77000 هزار ایرانی قتل و عام میشوند!........

اره! همینه که سیزده به در از خونت میری بیرون!میخوای یه باردیگه کشته نشی!
ببینید سیزده به در روز خوشی و پایکوبی نیست! اگر هم خواستی بکن ولی از من بشنو!
روزی است که یکبار دیگه به وطنت!به ریشه ات و تمام تاریخت فکر کنی! روزیه که باید یکبار دیگه به کشورت نگاه کنی! رجوع کنی!
ببینی که تونستی توهم مثل اونا باشی؟
پروردگارا تو تکراری ترین “حضور” روزگار منی و من عجیب به آغوش تو از آن سوی فاصله ها خو گرفته ام !
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط حمید سیاحیان دهکردی ، AliReza ، Administrator ، The DaRk PrOpheT ، STAR
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان


آپلودسنتر آز پي ان يو تالار گفتمان آز پي ان يو
تبلیغات نیازمندی های استان چهارمحال و بختیاری