شما وارد حساب خود نشده و یا ثبت نام نکرده اید. لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید تا بتوانید از تمامی امکانات انجمن استفاده کنید.


تبليغات
سامانه ي پيامکي آز پي ان يو مقالات ISI
فروشگاه اينترنتي آز پي ان يو خريد شارژ آز پي ان يو

شبهه جبر و اختيار در قرآنزمان کنونی: ۱۳-۹-۱۳۹۵، ۰۱:۰۵ :عصر
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: STAR
آخرین ارسال: حامد 114
پاسخ: 2
بازدید: 499

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 15 رأی - میانگین امتیازات: 4.13
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

شبهه جبر و اختيار در قرآن

۳۰-۱۰-۱۳۹۱, ۱۰:۳۶ :صبح (آخرین ویرایش در این ارسال: ۳۰-۱۰-۱۳۹۱ ۱۰:۳۹ :صبح، توسط STAR.)
ارسال: #1
star شبهه جبر و اختيار در قرآن
متن شبهه:

در آيه 29 سوره کهف مي خوانيم که اختيار کفر و ايمان به انسان داده شده است اما در آيه 30 سوره انسان بيان شده که تا خدا نخواهد انسان اختياري ندارد. آيا اين دو آيه متناقض نيستند؟

آيه 29 سوره کهف:

وَ قُلِ الْحَقُّ مِن رَّبِّكمُ‏ْ فَمَن شَاءَ فَلْيُؤْمِن وَ مَن شَاءَ فَلْيَكْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ نَارًا أَحَاطَ بهِِمْ سُرَادِقُهَا وَ إِن يَسْتَغِيثُواْ يُغَاثُواْ بِمَاءٍ كاَلْمُهْلِ يَشْوِى الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرَابُ وَ سَاءَتْ مُرْتَفَقًا

و بگو: «حق از پروردگارتان [رسيده‏] است. پس هر كه بخواهد بگرود و هر كه بخواهد انكار كند، كه ما براى ستمگران آتشى آماده كرده ‏ايم كه سراپرده‏ هايش آنان را در بر می ‏گيرد، و اگر فريادرسى جويند، به آبى چون مس گداخته كه چهره‏ ها را بريان مى ‏كند يارى مى ‏شوند. وه! چه بد شرابى و چه زشت جايگاهى است.»

آيه 30 سوره انسان:

وَ مَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَن يَشَاءَ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ كاَنَ عَلِيمًا حَكِيمًا

و تا خدا نخواهد، [شما] نخواهيد خواست قطعاً خدا داناى حكيم است‏.



پاسخ شبهه:

در ابتدا ذکر سه مقدمه ضروري است:

1. هر انساني با فطرت و عقل خويش در مي يابد که در انجام بسياري از امور قدرت و توانايي دارد و مي تواند کارهايي را انجام دهد يا ترک نمايد. اين مطلبي است که هيچ عقل سليمي آن را انکار نمي کند چرا که زندگي انسان با اعمال انسان گره خورده و عملکرد انسان بسته به انتخاب انسان در عمل است.

به همين دليل است که مجرمان را به خاطر جرمشان سرزنش مي کنند و نيکوکاران را به دليل اعمال خوب مي ستايند و اين پاداش و مجازات بدون اختيار معني ندارد. لذا کوچکترين شکي در وجود اختيار براي انسان نيست.

2. از طرف ديگر هر انساني نيز به اين مطلب اقرار مي کند که در انجام بعضي امور دست او بسته است. مثلا حيات و مرگ انسان، قدرت و توانايي، استعداد و اکثر مقدماتي که براي اعمال اختياري انسان لازم است از محدوده اختيارات وي خارج است. حتي اختيار انسان بدون اختيار او در نهادش گذاشته شده است.

3.تمام موجودات عالم در بوجود آمدن، بقا و استمرار خويش محتاج مبدأ اعلاي آفرينش هستند. همه محتاج رحمت و عنايت پروردگار عالم مي باشند که اگر يک لحظه توجه خالق جهان از هستي قطع شود تمام موجودات مبدل به عدم مي گردند.

از جمع اين مقدمات به اين نتيجه مي رسيم که انسان و افعال او در ميان دو حالت جبر و اختيار قرار دارد. انسان در بکارگيري قدرت خود در انجام امور و انتخاب مسير زندگي مختار و آزاد است و اين همان مطلبي است که آيه 29 سوره کهف آن را بيان مي کند. و از طرفي ديگر هستي انسان و قدرت وي و تمام مقدماتي که براي اعمال خود دارد از سوي پروردگار افاضه مي شود. و همان طور که در پيدايش اين امور به خداوند نياز دارد در ادامه و بقاء آن نيز محتاج توجه و عنايت اوست. آري انسان با اختيار خويش عمل مي کند و مختار است ولي همين اختيار وي موهبتي است از سوي خداوند که به صورت اجبار در نهاد وي گذارده شده.[1]

آيه 30 سوره انسان بيان مي کند که مشيت و اراده بنده به مشيت و اراده خداوند وابسته است. پس اراده و مشيت خدا به اراده بنده تعلق مي گيرد نه به فعل او. بدين ترتيب بدون واسطه اراده خدا به اراده انسان و با واسطه به فعل انسان تعلق گرفته است چرا که افعال انسان از اراده انسان سرچشمه مي گيرد. پس افعال انسان اختياري است چون مستند به اراده اوست اما اختيار انسان مستند به اختيار ديگري نيست بلکه به اراده خداوند متعلق است.[2]

بدين ترتيب با توجه به مجموع آيات قرآن کريم اصل معروف "الامر بين الامرين" که شيعه به آن معتقد است اثبات مي شود. نه تفويض و واگذاري کامل و نه جبر و سلب اختيار، بلکه حقيقتي دقيق و ظريف ميان اين دو، نوعي آزادي که وابسته به مشيت الهي است.[3]

مهمان ها نمي توانند تصاوير را ببينند و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.


براي تکميل اين بحث، به چند روايت استناد مي کنيم.

امام صادق عليه السلام : هر چيزى كه بتوانى بنده را به سبب انجام آن سرزنش كنى كار خود اوست و هر آن چيزى كه نتوانى بنده را به سبب آن سرزنش كنى كار خداست. خداوند متعال به بنده ‏اش مى‏ فرمايد: چرا نا فرمانى كردى؟ چرا نابكارى كردى؟ چرا شراب خوردى؟ چرا زنا كردى؟ پس، اينها كار بنده‏ است. ولى به او نمى ‏فرمايد: چرا بيمار شدى؟ چرا قد و قامتت كوتاه شد؟ چرا سفيد پوست شدى؟ چرا سياه پوست شدى؟ چون اين امور فعل خداوند متعال است.[4]

مردي از امام صادق عليه السلام سوال نمود که: آيا خداوند بندگان را به گناه اجبار کرده؟ امام فرمود: نه. مرد پرسيد؟ کارشان را يکباره به خودشان واگذار کرده؟ امام پاسخ داد: نه. مرد گفت: پس واقعيت جريان چگونه مي باشد؟ امام فرمود: "از طرف خداوند لطف و عنايتي بر بندگان مي رسد و راهي در ميان جبر و تفويض پيموده مي شود."[5]

امام‏ صادق عليه السلام - در روايت مفضل بن عمر از آن حضرت - فرمودند: نه جبر است و نه تفويض بلكه امرى است ميان اين دو. پرسيدم: امر ميان اين دو امر چيست؟ فرمود: براى مثال مردى را مى ‏بينى كه گناه مى ‏كند و تو او را از آن باز مى‏ دارى امّا او نمى ‏پذيرد و تو به حال خود رهايش مى ‏كنى و او گناه خود را انجام مى ‏دهد. پس، چون او به نهى تو اعتنايى نكرده و در نتيجه به حال خود رهايش كرده‌‏اى نبايد گفت كه تو او را به گناه دستور داده‏ اى.[6]

بدين ترتيب بين اين آيات هيچ گونه تناقضي در ميان نيست بلکه با در کنار هم قرار دادن آيات در ميابيم که يکديگر را تکميل و تفسير مي کنند.
________________

[1] ر.ک: بيان در علوم و مسائل کلي قرآن، ج 1، ص 153-155.

[2] ترجمه الميزان، ج‏20، ص: 229.

[3] تفسير نمونه، ناصر مکارم شيرازي و همکاران، دارالکتب الاسلامية، چاپ اول 1374، ج‏25، ص: 385.

[4] ميزان الحکمة، محمد ري شهري، ترجمه حميد رضا شيخي، دارالحديث، قم، چاپ اول 1378، ج2، ص 681 .

[5] اصول کافي، ثقة الاسلام کليني، ترجمه و شرح: سيد محمد باقر کمره اي، انتشارات اسوه، تهران، چاپ سوم 1375، ج 1، کتاب توحيد، باب جبر و قدر و امر بين الامرين، ص 452.

[6] ميزان الحکمة، ج2، ص 682 و 683
خیلی دلتنگت شده ام،اما نمیدانم خیلی را چگونه بنویسم که "خیلی" خوانده شود...
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط mostafa haddadi ، nasrin ، atefeh.m ، Hakim
۱۷-۱۲-۱۳۹۱, ۱۱:۱۰ :صبح (آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۷-۱۲-۱۳۹۱ ۱۱:۱۲ :صبح، توسط حامد 114.)
ارسال: #2
RE: شبهه جبر و اختيار در قرآن
سلام
ضمن تشکر از مطلب خوب استارخانوم
در وسط مطلب جمله ای با تیتر بزرگ هست که :
انسان در اختیار داشتن مجبور است
اما به نظر می رسد این جمله صحیح نیست و بهتر است جمله عمیق جناب ابن سینا بجایش نوشته شود که
انسان در اختیار داشتن مجبول است
مجبول از جبلی یعنی سرشتی است
یعنی اینکه مختار بودن جزء سرشت انسان است و چیزی که جزء سرشت انسان باشد جابر او نیست
موفق باشید
که یکی هست و هیچ نیست جز او
وحده لا اله الا هو
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط STAR
ارسال پاسخ 


موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  پاسخ به یک شبهه user 0 429 ۱۰-۶-۱۳۹۱ ۰۱:۲۴ :عصر
آخرین ارسال: user

کسانی که از این موضوع بازدید کرده اند . . . ( آز پی ان یو )
1 کاربر زیر موضوع را خوانده اند:
STAR (۱۲-۱۱-۱۳۹۲, ۰۴:۲۴ :عصر)

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان


آپلودسنتر آز پي ان يو تالار گفتمان آز پي ان يو
تبلیغات نیازمندی های استان چهارمحال و بختیاری