شما وارد حساب خود نشده و یا ثبت نام نکرده اید. لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید تا بتوانید از تمامی امکانات انجمن استفاده کنید.


تبليغات
سامانه ي پيامکي آز پي ان يو مقالات ISI
فروشگاه اينترنتي آز پي ان يو خريد شارژ آز پي ان يو

شروع امتحاناتزمان کنونی: ۱۴-۹-۱۳۹۵، ۰۷:۲۳ :صبح
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: STAR
آخرین ارسال: Masoud Ebrahimi
پاسخ: 5
بازدید: 2108

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 41 رأی - میانگین امتیازات: 3.44
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

شروع امتحانات

۹-۹-۱۳۹۰, ۱۱:۴۹ :عصر
ارسال: #1
شروع امتحانات
روز به روز و ثانیه به ثانیه به شروع امتحانات مخوف دانشگاه نزدیک میشیم.این ایام دوران بسیار سختی بخصوص برای افرادی است که کل روزهای سپری شده رو به خوشی گذرانده و لای کتاب را باز نکرده اند!!!!
تعداد این افراد البته به تعداد انگشت های دست هم نمی رسند! البته هر انگشت رو معادل هزار نفر حساب کنید!!!
در هر حال این روز ها دیگر وقتی برای تلف کردن نیست.هر دانشجو می گوید از فردا صبح دیگه باید شروع کنم و مثل ... درسا رو یکی پس از دیگری بخونم.اما فردا نیز همین حرف رو می زند.سرتون رو درد نیارم که این ایام مثل برق و باد و به بطالت می گذره تا میرسه به شب های امتحان.
در این شب ها چه می گذرد:
شخصیت پسری که مورد بحث ماست اسمش ساسانه:

1- اولین دغدغه و یکی از مهم ترین افکاری که ذهن ساسان رو به خودش موقع درس خوندن جذب می کنه فکر به یکی از دخترای کلاس یا دانشگاه یا مکان های دیگه مثل همسایه و هم محله و .... است که اونو به رویای بس عمیقی فرو می بره.

2-خیلی ها عادت دارن که موقع درس خوندن آهنگ گوش کنن.زمان های قدیم طرف ضبط کنار دستش میذاشت ولی الان گوشی ها این وظیفه ی خطیر رو به عهده دارن.ساسان فکر می کنه که موسیقی برای درس خوندنش مفیده.مخصوصاً وقتی که همراه با آهنگ و خواننده می خونه!!!

3-در حین گوش دادن به موسیقی یه دفعه موسیقی قطع میشه و ساسان کلاً ذهنش از درس خوندن منحرف میشه.اینبار براش اس ام اس اومده و ساسان وظیفه خودش میدونه که بره اس ام اس رو جواب بده!!! اس ام اس از طرف کیه حالا بماند!که کلاْ ساسان رو از حس و حال درس می بره بیرون!

4-یکی دیگه از دغدغه ها فکر پول و شغل آینده و امید به آینده و این جور چیزاست.مخصوصاْ فکر اینکه پول قبض موبایل آخر ماه چقدر قراره بیاد یا اینکه چند بار باید سیم کارت رو شارژ کرد.

5- بعضی ها مثل ساسان عادت دارن که جلوی تلویزیون درس بخونن تا با این کار مثلا با یه تیر دو نشون بزنن!!! هم سریال و فوتبال رو از دست ندن و هم یه نگاهی به کتاب هم بیاندازند.ولی در حقیقت از هیچ کدوم سر در نمیارن!

6- کل اتفاقات بالا چند ساعتی وقت ساسان رو می گیره.ساسان یه سری تکون میده و میگه چرا نمیشه درس خوند! اصلا حس درس خوندن نیست که یهو خمیازه ای شدید می کشه و ساسان میگه بهتره یه چرتی بزنم تا بعد از چرت بشینم درست و حسابی درس بخونم!!!

عوامل دیگه ای هم وجود دارن که از گفتنشون معذوریم!!!
خیلی دلتنگت شده ام،اما نمیدانم خیلی را چگونه بنویسم که "خیلی" خوانده شود...
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط nasrin67 ، mohammad ، Administrator ، الهه ، atefeh.m ، mostafa haddadi
۱۱-۹-۱۳۹۰, ۰۳:۳۶ :صبح
ارسال: #2
RE: شروع امتحانات
یـــــــــه سوال پیش میاد ... چرا از دید ساسان ؟؟؟
از دید یه خانم چرا نگفتید ... یا بوده سانسورش کردیت مهمان ها نمي توانند تصاوير را ببينند و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط STAR
۱۱-۹-۱۳۹۰, ۰۴:۰۰ :صبح (آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۵-۱۰-۱۳۹۰ ۰۹:۴۰ :صبح، توسط Administrator.)
ارسال: #3
RE: شروع امتحانات
(۱۱-۹-۱۳۹۰ ۰۳:۵۸ :صبح)barf نوشته شده توسط: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
(۱۱-۹-۱۳۹۰ ۰۳:۳۶ :صبح)mohammad نوشته شده توسط: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
یـــــــــه سوال پیش میاد ... چرا از دید ساسان ؟؟؟
از دید یه خانم چرا نگفتید ... یا بوده سانسورش کردیت مهمان ها نمي توانند تصاوير را ببينند و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

خانم ها که همه کارشان با برنامه است و هرگز شب امتحانی نیستند مهمان ها نمي توانند تصاوير را ببينند و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
مهمان ها نمي توانند تصاوير را ببينند و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
مهمان ها نمي توانند تصاوير را ببينند و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
مهمان ها نمي توانند تصاوير را ببينند و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

البته یادش بخیر دقیقه نود کتاب برگ می زدم تا شاید با بلوتوث برسه به مفزم

مغزمهمان ها نمي توانند تصاوير را ببينند و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
مهمان ها نمي توانند تصاوير را ببينند و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
مهمان ها نمي توانند تصاوير را ببينند و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
مهمان ها نمي توانند تصاوير را ببينند و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
پروردگارا تو تکراری ترین “حضور” روزگار منی و من عجیب به آغوش تو از آن سوی فاصله ها خو گرفته ام !
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
۱۱-۹-۱۳۹۰, ۰۴:۰۶ :صبح
ارسال: #4
RE: شروع امتحانات
(۱۱-۹-۱۳۹۰ ۰۳:۵۸ :صبح)barf نوشته شده توسط: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
خانم ها که همه کارشان با برنامه است و هرگز شب امتحانی نیستند مهمان ها نمي توانند تصاوير را ببينند و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
مهمان ها نمي توانند تصاوير را ببينند و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
مهمان ها نمي توانند تصاوير را ببينند و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
مهمان ها نمي توانند تصاوير را ببينند و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

بر منکرش لعنت ...
بشمار یک مهمان ها نمي توانند تصاوير را ببينند و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
۱۹-۹-۱۳۹۰, ۰۹:۵۰ :عصر
ارسال: #5
RE: شروع امتحانات
خوابگاه دختران در مقابل خوابگاه پسران در شب امتحان


(دخــتر «شبنم» : با چـند کتـاب در دسـتش وارد واحــد دوستش «لالـه» مي شود و او را در حــال گريه مي بيــنـد.)

شبنم:ِ وا!... خاک بـرسرم! چــرا داري مثــل ابـر بهـار گريـه مي کـني؟!

لالـه: خـدا منـو مي کشـت اين روزو نـمي ديدم. (همچـنان به گريـه ي خود ادامــه مي دهـد.)
شبنم: بگـو ببـينم چي شـده؟

لالـه: چي مي خواســتي بشـه؟ امروز نـتيجه ي امتـحان <آناتومي!!!> رو زدن تــو بُــرد. منــي که از 6 مـاه قبـلش کتابامـو خورده بــودم، مـني که بـه اميـد 20 سر جلـسه ي امتحــان نشـسته بودم، ديــدم نمــره ام شـده 19!!!!!! ( بر شـدت گريه افزوده مي شــود)

شبنم: (او را در آغــوش مي کشـد) عزيـزم... گـريه نـکن. مي فهـممت. درد بـزرگيــه! (بغـض شبنم نيز مي ترکـد) بهتـره ديگـه غصه نخـوري و خودتـو براي امتحـان فـردا آمـاده کنـي. درس سخت و حجيــميـه. مي دوني کـه؟

لالـه: (اشک هايش را آرام آرام پـاک مي کنـــد) آره. مي دونـم! امـا من اونقــدر سـر ماجـراي امـروز دلم خـون بـود و فقط تونـستم 8 دور بخـونم! مي فهـمي شبنم؟فقط 8 دور... (دوبـاره صـداي گريـه اش بلـند مي شود) حالا چه جــوري سرمـو جلوي نـازي و دوستـاش بلـند کنـم؟!!

شبنم: عزيزم... ديگــه گريه نکن. من و شهــره هم فقط 7 - 8 دور تـونســتيم بخـونيم! ببـين! از بـس گريه کردي ريـمل چشمــاي قشـنگ پاک شـد! گريـه نکن ديـگه. فکـر کردن به ايـن مســائل کـه مي دونـم سخــته، فايده اي نـداره و مشــکلـي رو حـل نـمي کنـه.

لالـه: نـمي دونـم. چـرا چنـد روزيـه که مثـل قديم دلـم به درس نـميره. مثـلاً امـروز صبــح، ساعـت 5/7 بيـدار شـدم. باورت مـيشه؟!

(در هميــن حال، صـداي جيــغ و شيـون از واحـد مجـاور به گوش مي رسـد. اسـترس عظيـمي وجـودِ شبنم و لالـه را در بر مي گيــرد!دخـتري به نـام «فرشــته» با اضـطراب وارد اتـاق مي شـود.)
شبنم: چي شـده فرشــتـه؟!

فرشــته: (با دلهــره) کمـک کنيـد... نـازي داشت واسـه بيــستمـين بـار کتــابشـو مي خـوند که يـه دفعــه از حـال رفت!

شبنم: لابــد به خـودش خيلي سخــت گرفته.

فرشــته: خب، منــم 19 بـار خونـدم. اين طـوري نـشدم! زود باشيــد، ببـريـمش دکتــر.
(و تمــام ساکنـين آن واحـد، سراسيـمه براي ياري «نــازي» از اتـاق خارج مي شـونـد. چـراغ ها خامـوش مي شود.)


شـب – خوابــگاه پســران – سکــانـس دوم:

(در اتـاقي دو پـسر به نـام هاي «مهـدي» و «آرمــان» دراز کشــيده انـد. مهـدي در حال نصـب برنـامه روي لپ تـاپ و آرمـان مشغــول نوشــتـن مطالبي روي چـند برگـه است. در هـمين حـال، واحدي شـان، «ميـثــاق» در حـالي که به موبايـلش ور مي رود وارد اتــاق مي شـود)

ميثـــاق: مهـدي... شايـعه شـده فـردا صبــح امتـحان داريـم.

مهـدي: نـه! راســته. امتـحان پايــان تــرمه.

ميثــاق: اوخ اوخ! مــن اصـلاً خبـر نـداشـتم. چقـدر زود امتـحانا شـروع شــد.

مهـدي: آره... منــم يه چنـد دقـيقه پيـش فهمـيدم. حالا چيــه مگـه؟! نگـراني؟ مگـه تو کلاسـتون دختـر نداريـد؟!

ميثــاق: مـن و نـگراني؟ عمــراً!! (بـه آرمــان اشــاره مي کنـد) واي واي نيگــاش کـن! چه خرخـونيــه اين آقـا آرمـان! ببيــن از روي جـزوه هاي زيـر قابلمــه چه نـُـتي بـر مي داره!!

آرمـــان: تـو هم يه چيزي ميگــيا! ايـن برگـه هاي تقـلبه کـه 10 دقيـقــه ي پيـش شـروع به نـوشتـنــش کردم. دختــراي کلاس مـا که مثـل دختـراي شما پايـه نيســتن. اگـه کسي بهت نـرسوند، بايــد يه قوت قلــب داشته باشي يا نـه؟ کار از محکـم کاري...
مـهدي: (همچــنان که در لپ تاپــش سيــر مي کنـد) آرمــان جـون... اگه واسـت زحمـتي نيست چنـد تا برگـه واسه مـنم بنـويس. دستـت درست!

(در هميـن حــال، صـداي فريـاد و هياهـويي از واحـد مجـاور بلـند مي شود. پسـري به نـام «رضـا» با خوشحـالي وسط اتـاق مي پـرد)

ميـثــاق: چـت شده؟ رو زمــين بنـد نيـستي!

رضــا: پرسپوليس همين الان دوميشم خورد!!!

مهـدي:اصلا حواسم نبود.توپ تانک فشفشه پرسپوليسي ابکشه!!!

و تمــام ساکنيـن آن واحـد، براي ديـدن ادامـه ي مسـابقـه به اتاق مجـاور مي شتـابنـد. چراغ هـا روشــن مي مانند
گيرم كه در باورتان به خاك نشستم
و ساقه‌هاي جوانم از ضربه‌هاي تبرهاتان زخم دار است
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط kaka ، Queen of night
ارسال پاسخ 


کسانی که از این موضوع بازدید کرده اند . . . ( آز پی ان یو )
4 کاربر زیر موضوع را خوانده اند:
ف.فرجی (۳-۶-۱۳۹۲, ۰۹:۳۲ :صبح)، sahar.i (۲-۲-۱۳۹۳, ۰۲:۰۷ :عصر)، Queen of night (۱۹-۱۰-۱۳۹۲, ۰۹:۲۸ :عصر)، anamehr (۳۰-۱-۱۳۹۳, ۰۷:۳۲ :عصر)

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان


آپلودسنتر آز پي ان يو تالار گفتمان آز پي ان يو
تبلیغات نیازمندی های استان چهارمحال و بختیاری