شما وارد حساب خود نشده و یا ثبت نام نکرده اید. لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید تا بتوانید از تمامی امکانات انجمن استفاده کنید.


تبليغات
سامانه ي پيامکي آز پي ان يو مقالات ISI
فروشگاه اينترنتي آز پي ان يو خريد شارژ آز پي ان يو

شوهر بی وفازمان کنونی: ۱۳-۹-۱۳۹۵، ۰۳:۵۰ :صبح
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: fatima
آخرین ارسال: fatima
پاسخ: 1
بازدید: 440

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 24 رأی - میانگین امتیازات: 3.79
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

شوهر بی وفا

۲۹-۱۰-۱۳۹۰, ۱۰:۳۱ :صبح
ارسال: #1
شوهر بی وفا
شوهر مريم چند ماه بود که در بيمارستان بسترى بود.
بيشتر وقت‌ها در کما بود و گاهى چشمانش را باز مى‌کرد و کمى هوشيار مى‌شد.
امّا در تمام اين مدّت، مريم هر روز در کنار بسترش بود.
يک روز که او دوباره هوشياريش را به دست آورد از مريم خواست که نزديک‌تر بيايد.
مريم صندليش را به تخت چسباند و گوشش را نزديک دهان شوهرش برد تا صداى او را بشنود.
شوهر مريم که صدايش بسيار ضعيف بود در حالى که اشک در چشمانش حلقه زده بود به آهستگى گفت:
«تو در تمام لحظات بد زندگى در کنارم بوده‌اى. وقتى که از کارم اخراج شدم تو کنار من نشسته بودى.
وقتى که کسب و کارم را از دست دادم تو در کنارم بودى. وقتى خانه‌مان را از دست داديم، باز هم تو پيشم بودى.
الان هم که سلامتيم به خطر افتاده باز تو هميشه در کنارم هستى. و مى‌دونى چى مي‌خوام بگم؟»

مريم در حالى که لبخندى بر لب داشت گفت: «چى مى‌خواى بگى عزيزم؟»
شوهر مريم گفت: فکر مى‌کنم وجود تو براى من بدشانسى مياره
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط sima ، nasrin ، seda
ارسال پاسخ 


موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  شوهر طاقانک 0 239 ۲۴-۱۲-۱۳۹۱ ۱۱:۵۰ :عصر
آخرین ارسال: طاقانک
  داستان کوتاه(زن و شوهر روستایی) nematolahi_22 0 410 ۹-۵-۱۳۹۱ ۱۱:۵۸ :صبح
آخرین ارسال: nematolahi_22
1 (2) خرید شوهر (داستان طنز) mostafa haddadi 0 308 ۱-۱۲-۱۳۹۰ ۰۲:۵۴ :عصر
آخرین ارسال: mostafa haddadi

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان


آپلودسنتر آز پي ان يو تالار گفتمان آز پي ان يو
تبلیغات نیازمندی های استان چهارمحال و بختیاری