شما وارد حساب خود نشده و یا ثبت نام نکرده اید. لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید تا بتوانید از تمامی امکانات انجمن استفاده کنید.


تبليغات
سامانه ي پيامکي آز پي ان يو مقالات ISI
فروشگاه اينترنتي آز پي ان يو خريد شارژ آز پي ان يو

شکلات.. زمان کنونی: ۲۰-۹-۱۳۹۵، ۰۴:۴۱ :صبح
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: manjoon
آخرین ارسال: mehdi3234
پاسخ: 2
بازدید: 365

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 12 رأی - میانگین امتیازات: 3.92
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

شکلات..

۲۵-۵-۱۳۹۱, ۰۹:۵۸ :عصر
ارسال: #1
شکلات..
با یه شکلات شروع شد ...



من یه شکلات گذاشتم تو دستش اونم یه شکلات گذاشت تو دست من . من بچه بودم اونم بچه بود

سرمو بالا کردم سرشو بالا کرد دید که منو میشناسه خندیدم، گفت دوستیم ؟ گفتم دوست دوست.

گفت تا کجا ؟ گفتم دوستی که تا نداره گفت تا مرگ خندیدمو گفتم: من که گفتم تا نداره گفت باشه

تا پس از مرگ گفتم نه نه نه نه تا نداره ، گفت قبول تا اونجا که همه دوباره زنده میشن یعنی زندگی

پس از مرگ بازم با هم دوستیم تا بهشت تا جهنم تا هر جا که باشه منو تو با هم دوستیم ؟ خندیدم

گفتم تو براش تا هر جا که دلت می خواد یه تا بزار اصلا یه تا بکش از سر این دنیا تا اون دنیا اما من

اصلا براش تا نمی زارم نگام کرد نگاش کردم باور نمیکرد میدونستم اون می خواست حتما دوستی

ما تا داشته باشه

دوستی بدون تا رو نمی فهمید ....

گفت بیا برای دوستیمون یه نشونه بزاریم گفتم باشه تو بزار . گفت شکلات،


هر بار که همدیگرو میبینیم
یه شکلات برای تو یکی برای من گفت باشه؟ گفتم باشه . هر بار یه شکلات میذاشتم تو دستش اونم

یه شکلات تو دست من. باز همدیگرو نگا میکردیم یعنی که دوستیم، دوست دوست. من تندی شکلاتمو

باز میکردم میذاشتم تو دهنمو تندوتند می مکیدم می گفت شکمو تو دوست شکموی منی و شکلاتشو

میذاشت تو یه صندوقچه ی کوچولوی قشنگ می گفتم بخورش میگفت تموم میشه، می خوام تموم

نشه برای همیشه بمونه. صندوچش پر از شکلات شده هیچکدومشو نمی خورد من همشو خورده بودم

گفتم اگه یه روز شکلاتاتو مورچه ها بخورن یا کرما اونوقت چیکار می کنی؟ گفت مواظبشون هستم

می گفت می خوام نگهشون دارم تا موقعی که دوست هستیم و من شکلاتامو میذاشتم تو دهنمو

می گفتم : نه نه نه نه تا نداره دوستی که تا نداره .....

یک سال ، دو سال ، چهار سال ، هفت سال ، ده سال ، بیست سالی شده، اون بزرگ شده منم بزرگ

شدم من همهی شکلاتامو خوردم اون همه ی شکلاتاشو نگه داشته ، اون امده امشب تا خداحافظی

کنه می خواد بره ، بره اون دور دورا ، میگه میرم اما زود بر میگردم .من که می دونم می ره و بر نمی گرده

یادش رفت شکلات به من بده من که یادم نرفته یه شکلات گذاشتم کف دستش گفتم این برای خوردنی

یه شکلاتم گذاشتم کف اون دستش اینم آخرین شکلات برای صندوق کوچیکت. یادش رفته بود که

صندوقی داره برای شکلاتاش هر دوتارو خورد . خندیدم

میدونستم دوستی من تا نداره ، میدونستم دوستی اون تا داره مثل همیشه

خوب شد همه ی شکلاتامو خوردم

اما اون هیچکدومشو نخورده

حالا با یه صندوق پر از شکلاتای نخورده

چیکار میکنه ......... !!!!!!


کــــــــاش گاهی زنـــــــــدگی
[◄◄ι] [ ιι ] [■] [►] [ι►►]

داشت . . . !
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط sinderela
۲۶-۵-۱۳۹۱, ۱۱:۱۹ :صبح
ارسال: #2
RE: شکلات..
شرمنده ولی فسیل بود
احساسمو نکش
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


کسانی که از این موضوع بازدید کرده اند . . . ( آز پی ان یو )
1 کاربر زیر موضوع را خوانده اند:
mehdi3234 (۲۱-۵-۱۳۹۴, ۱۱:۴۷ :صبح)

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان


آپلودسنتر آز پي ان يو تالار گفتمان آز پي ان يو
تبلیغات نیازمندی های استان چهارمحال و بختیاری