شما وارد حساب خود نشده و یا ثبت نام نکرده اید. لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید تا بتوانید از تمامی امکانات انجمن استفاده کنید.


تبليغات
سامانه ي پيامکي آز پي ان يو مقالات ISI
فروشگاه اينترنتي آز پي ان يو خريد شارژ آز پي ان يو

عذاب و فشار قبر زمان کنونی: ۱۶-۹-۱۳۹۵، ۰۵:۳۶ :عصر
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: STAR
آخرین ارسال: STAR
پاسخ: 2
بازدید: 510

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 14 رأی - میانگین امتیازات: 3.5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

عذاب و فشار قبر

۳-۱۱-۱۳۹۱, ۰۴:۱۷ :عصر
ارسال: #1
star عذاب و فشار قبر
آيا عذاب و فشار قبر همگانى است؟

پاسخ :

از روايات يك نوع عذاب جداگانه‌اى به دست مى آيد كه همان فشار قبر است و برخى روايات اين عذاب را عام مى دانند، شامل حال مؤمنان.
رسول خدا(صلى الله عليه وآله) پس از خاكسپارى جنازه ى سعد بن معاذ صحابى فرمود: هيچ مؤمنى نيست كه فشار قبر نداشته باشد.[1] اگر كسى از فشار قبر رهايى مى يافت سعد بن معاذ از آن جمله مى بود.[2]
از امام صادق(عليه السلام) سوال شد: آيا كسى از فشار قبر رهايى مى يابد؟ فرمود: از آن به خدا پناه مى برم! چه بسيار اندك اند كسانى كه از عذاب قبر نجات يابند.[3]
در برخى از روايات اهل سنت نيز عذاب قبر متوجه همه معرفى شده است: مردگان در قبرشان عذاب مى شوند تا آنجا كه حيوانات صداى عذاب آنها را مى شنوند.[4]
از اين دست روايات بر مى آيد كه كافر، مؤمن و مستضعف همه فشار و عذاب قبر دارند.
برخى منابع عذاب و فشار قبر را تنها مربوط كسانى مى دانند كه در قبر مورد سوال قرار مى گيرند يعنى گروه سوم كه مورد مواخذه سوال قرار نگرفته اند (ديوانگان و بچه ها و مستضعفين) عذاب قبر ندارند.[5]
شايد اين روايت شاهد گفتارشان باشد، يسئال و هو مضغوط[6] يعنى در حالى كه مورد پرسش قرار گرفته عذاب هم مى شود.
اين روايت در منابع تنها يكبار آمده است كه برخى در توجيه آن گفته اند: شايد مراد توضيح وضع كفار باشد كه سوال از آنها ماهيت عذاب دارند.
روايات ديگر عذاب و فشار قبر را از مؤمن به دور مى دانند. حضرت صادق(عليه السلام) در پاسخ ابوبصير فرمودند: هيهات ما على المؤمنين فيها شىء;[7] دور باد هرگز چيزى از فشار قبر بر مؤمنين نيست.
مرحوم مجلسى مى فرمايند: اگر مراد از عذاب نديدن مؤمنان، مومن كامل و واقعى باشد، پس رواياتى كه عذاب قبر را متوجه سعد بن معاذ و رقيّه دختر پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) و فاطمه مادر حضرت على(عليه السلام) مى دانستند چه مى شود؟
ممكن است گفته شود اين كه مؤمنان عذاب و فشار قبر ندارند مراد عذاب و فشار شديد باشد، يا اين كه گفته شود، مؤمن عذاب و فشار قبر تنبيهى و از باب غضب الهى ندارند بلكه اگر فشارى دارد به خاطر لطف و كفاره ى گناهان او مى باشد.[8]
چنان كه حديث مى فرمايد: فشار و عذاب قبر براى مؤمن كفاره ى (تاوان) كارهاى است كه انجام داده است مانند ضايع كردن نعمت هاى الهى.[9]
و نيز در حديث ديگر ضمن تفسير آيه ى قرآن آمده است: (فيومئذ لا يسال عن ذنبه)[10]. فرمودند: اينها كه روز قيامت از گناهانشان سوال نمى شود، كسانى اند كه از امير المؤمنان پيروى كرده اند و از دشمنانش بيزارى جسته اند، حلالش را حلال، حرامش را حرام داشته اند منتهى گناهانى داشته اند كه موفق به توبه نشده اند، خداوند آنها را برزخ عذاب مى كند تا در قيامت پاك شوند.[11]
قانون كلى عذاب و فشار قبر بيان شد، اما بايد دانست كه برخى از افراد به تصريح برخى از روايات از عذاب قبر معاف شده اند و نيز برخى از كارهاى خوب و مرگ در برخى از ساعات موجب كاهش و يا آمرزش فشار قبر مى شود.
رقيّه دختر گرامى پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) از كسانى است كه خود رسول خدا(صلى الله عليه وآله) برايش طلب بخشش از عذاب قبر فرمود و خداوند هم او را رهايى بخشيد.[12]
فاطمه بنت اسد مادر امام على(عليه السلام) با دعاى پيامبر(صلى الله عليه وآله) و تدفين در پيراهن مبارك او شامل آمرزش عذاب قبر شد.[13]
افراد ذيل نيز از عذاب و فشار قبر معاف اند:
كسانى كه تلقين سوم شده اند، يعنى پس از خاكسپارى روى قبر ا و عقايد دينى يادآورى شود.
كسانى كه از ظهر پنج شنبه تا جمعه فوت كرده اند.[14]
كسانى كه در قبر همراه شان جريدتين گذاشته اند، يعنى دو شاخه چوب سبز همراه او دفن كنند.
كسانى كه چهل نفر يا بيشتر به خوبى او شهادت دهند و از خداوند براى او طلب مغفرت كنند.[15]
كسانى در ركوع نمازشان كامل و تمام باشد.[16] خواندن سوره ى نساء در هر شب جمعه، مداومت بر خواندن سوره ى زخرف، نماز شب، دفن شدن در سرزمين نجف اشرف و... .[17]
اما عذاب و فشار قبر براى انبياء و امامان معصوم(عليهم السلام) مانند سوال در قبر از آنها جايى تصريح نشده است و بر اساس قواعدى كه درباره ى فشار قبر بيان شد، هر گونه عذاب و فشارى از وجود مبارك آنها به دور است چون نه گناهى دارند كه از باب كفاره و لطف عذاب شوند و نه هيچ كدام عاملى براى اين گونه عذاب ها در مورد آنها صادق است.
مرحوم شبّر مى فرمايد: در حديث وارد شده است كه تنها انبياء و امامان(عليهم السلام) ارواح آنها با اجسادشان از زمين به آسمان منتقل مى شوند و با همان اجساد دنيايى خود در نعمت به سر مى برند و اين ويژه ى حجت هاى الهى است.[18]
اما شهداء در فرهنگ قرآنى و روايى جايگاه ويژه اى دارند، از برخى امور دنيايى و آخرتى استثناء شده اند از جمله، بى نيازى از كفن و غسل در صورتى كه در معركه ى جنگ به شهادت برسد.[19] و همين طور بى نيازى از پرسش و پاسخ در قبر; از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) سوال شد، چرا شهيد در قبر مورد امتحان و آزمايش قرار نمى گيرد؟ فرمود: همان برق هاى شمشير كه بر سرش فرود مى آيند كفايت مى كند.[20]
امام صادق ـ عليه السّلام ـ :
طوبا درختي است در بهشت در خانة امير المؤمنين ـ عليه السّلام ـ هيچ يك از شيعيان نيست، جز اين كه شاخه‌اي از شاخه‌هايش در خانة اوست و امتي از امت‌ها مي‌تواند از برگي از برگ‌هايش سايه بگيرد.
(تفسير نور الثقلين، ج 2، ص 502) [1]. بحار الانوار، 6 / 221، حديث 19 و ص 221، حديث 16.
[2]. الفروع من الكافى، 3 / 236،حديث 6; بحار الانوار، 6 / 261، حديث 102; علم اليقين، فيض كاشاني، تحقيق بيدار فر، قم، 1377. 2 / 1068.
[3]. الفروع من الكافى، 3 / 236،حديث 6; بحار الانوار، 6 / 261، حديث 102; علم اليقين، 2 / 1068.
[4]. شرح الصدور، سيوطى، دار ابن كثير، بيروت، لبنان، 1413، ص 225.
[5]. حق اليقين، مجلسى، ص 488.
[6]. الفروع من الكافى، 3 / 236، حديث 5.
[7]. الفروع من الكافى، 3 / 130.
[8]. حق اليقين، علامه مجلسى، ص 492; حق اليقين، عبدالله شبّر، 2 / 392.
[9]. بحار الانوار، 6 / 221.
[10]. الرحمن / 39.
[11]. بحار الانوار، 6 / 246، حديث 77.
[12]. الفروع من الكافى، 3 / 241، حديث 18.
[13]. گفتار صدوق، ( ترجمه اعتقادات ابن بابويه، محسن رضواني، قائم، قم، 1403، ص 48; حق اليقين، مجلسى، ص 482.
[14]. حق اليقين، عبدالله شبّر، 2 / 390; منازل الآخرة، شيخ عباس قمي، چاپ قائم قم، جيبي، بي تا، ص 27.
[15]. منازل الآخرة، ص 30 ـ 26.
[16]. منازل الآخرة، ص 30 ـ 26.
[17]. منازل الآخرة، ص 30 ـ 26.
[18]. حق اليقين، عبدالله شبّر، 2 / 381 ـ 380.
[19]. تهذيب الاحكام فى شرح المقنعه، شيخ طوسى، 6 / 140 (321 / 7).
[20]. فروع الكافى، 5 / 56، كتاب الجهاد، فضل الشهادة، حديث 5.
خیلی دلتنگت شده ام،اما نمیدانم خیلی را چگونه بنویسم که "خیلی" خوانده شود...
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط soshia ، dara ، f_AllahbeiGy
۳-۱۱-۱۳۹۱, ۰۴:۳۱ :عصر (آخرین ویرایش در این ارسال: ۳-۱۱-۱۳۹۱ ۰۴:۴۲ :عصر، توسط STAR.)
ارسال: #2
RE: عذاب و فشار قبر
آيا عذاب و فشار قبر بر همين بدن مادى و دنيايى است؟ يا بر بدن مثالى؟

پاسخ :

اصل عذاب قبر مورد اتفاق همه ى مسلمين و از ضروريات دين بود و هيچ جاى شك و ترديد باقى نماند، بنابراين اگر كيفيت آن و يا ديگر جزئيات آن به طور تفصيل روشن نشود در اصل عقيده ضررى نمى زند.
كيفيت عذاب قبر با كيفيت پرسش در قبر سرنوشت مشترك دارند و به دنبال سوال قبر، عذاب يا ثواب قبر به ميان مى آيد.
پس همان سه نظريه كه در ماهيت پرسش قبر مطرح بود، در اين جا نيز مطرح است. صاحبان اين سه نظريه هر كدام به دلايل شرعى يا عقلى يا خطابى تمسك كرده اند، كه د راين جا به هر كدام به صورت فشرده اشاره و نتيجه ى نهايى اخذ مى شود.
نظر اول. مربوط برخى از متكلمان است كه مى گويند عذاب قبر بر همين بدى مادى دنيايى است، مرحوم مجلسى در كتاب حق اليقين مى فرمايد: سوال و ضغطه و فشار قبر در اين بدن است.[1] در كتاب بحار نيز مى فرمايد: و تضغط اجساد بعضهم و انما السوال و الضغطة فى الاجساد الاصلية...[2]
محقق حلى عذاب و فشار قبر را جسمانى مادى مى داند و به تحليل اشكالات آن پرداخته است.[3]
مرحوم حمصى رازى: فرض را بر صحت عذاب و فشار مادى دنيايى گذاشته و از اشكالات و اعتراض ها پاسخ مى دهد و مى گويد اگر ما انسان ها به درك اين فشارهاى مادى در قبر پى نمى بريم ـ با وجود اين كه مادى اند ـ به خاطر اين است كه عذاب جسمانى مادى قبر مستدل به شرع باشد نه با مشاهده!!.[4] يعنى درك اين پديده تعبدى باشد و نه حسى.
علامه ى شبّر مى فرمايد: آنچه از اخبار معتبر ظاهر مى شود اين است كه ضغطه ى قبر در بدن اصلى واقع مى شود.[5]
در كتاب كفاية الموحدين صريحاً آمده است كه عقيده ى اهل شرايع حقه و هر كسى كه به آثار در اين خصوص (عذاب بر بدن عنصرى مادى) زياده از حد تواتر است كه بعضى از آنها ذكر مى شود.
از حضرت سلمان نقل شده كه فرمود: آماده باش براى نكير و منكر... و اگر شاك در دين باشى عمودى بر سرت زنند كه خاكستر شوى... - آن دو - ملك ميت را در قبر بنشانند. سائل گفت: آن دو ملك مردم را در قبورشان عذاب مى كند. فرمود: بلى.[6]
در نهج البلاغه آمده:... پس زمين - ميت كافر را - فشار مى دهد تا استخوان هاى شانه هايش در هم فرو روند... مارها گوشت او را نيش زنند و استخوانش را بشكنند...
نشانيدن در قبر، درهم فرو رفتن استخوانهاى شانه و نيش زدن گوشت تنها با بدن عنصرى سازگارى دارد.[7] چندين روايت ديگر نيز در ادامه ذكر مى كند.
نظريه ى دوم: عذاب و فشار قبر جسمانى ـ روحانى است، منتهى نه اين قبر و بدن ظاهرى دنيايى بلكه عذاب مربوط روح در قالب جسم مثال است.
از شيخ مفيد(رحمهم الله) راجع به عذاب قبر و كيفيت و زمان آن و اين كه آيا ارواج به اجساد هنگام عذاب بر مى گردند سوال شد.
در پاسخ فرمودند: سخن گفتن راجع به عذاب قبر تنها از راه شرع و نقل است نه عقل و ائمه(عليهم السلام) فرموده اند... اما عذاب كافر در قبر و نعمت مومن در قبر به اين گونه است كه خداوند روح مومن را در قالبى قرار مى دهد كه مثل و مانند قالب دنيايى او است و آن را در بهشتى از بهشت هاى خود متنعم نگه مى دارد تا روز قيامت. وقتى در صور دميده شد جسد او را كه در خاك كهنه و پاشيده شده را اعاده مى كند و به سوى جايگاه اش به بهشت جاويدان محشور مى كند... كافر نيز روحش در قالبى مثل و مانند قالب بدن دنيايى اش قرار مى گيرد و در جايگاهى مورد عذاب و عرضه ى آتش قرار مى گيرد تا روز قيامت پس جسدى را كه در قبر گذاشته برايش عود مى دهد و به عذاب آخرتى ابدى ملحق مى شود.[8] در ادامه به آياتى كه عذاب و ثواب برزخى را مى رساند استدلال فرموده است.
مرحوم مجلسى نيز پس از نقل و بررسى روايات درباره ى عذاب قبر به اين نتيجه رسيده است:
بدان آنچه از آيات و روايات مستفيضه و ادله ى قطعى بر مى آيد اين است كه روحى آدمى داراى ايمان خالص باشد يا به حال خودش واگذاشته مى شود اگر مستضعف است... پس روح تعلق مى گيرد به جسد مثالى لطيف كه در ظاهر شباهت كامل به بدن هاى اصلى دنيوى دارد و تنعّم و عذاب روح در همين بدن مثالى خواهد بود و بعيد نيست كه روح بر اثر پاره اى از آلامى كه بر بدن اصلى وارد مى شود نيز متألم گردد، چون پيش از مرگ به آن تعلق داشته است... ثواب قبر، عذاب قبر، گسترش و تنگى قبر، پرواز روح در هوا، ديدن خانواده، مشاهده ى ائمه ى طاهرين(عليهم السلام) به شكل خودشان و... با همين بيان راست و موزون مى آيد. پس مراد از قبر كه در اكثر اخبار آمده جايگاه روح در عالم برزخ است و اين مطلبى است كامل و تمام چه روح را جسم لطيف بدانيم چه مجرّد.[9] وبا وجود اين كه اجساد مثالى در اخبار معتبره ى مورد تأييد با اخبار مستفيضه وارد شده است چاره جز قايل شدن به بدن مثالى نيست.[10]
مرحوم ملاصدرا و پيروان مكتب او با بهره گيرى از حركت جوهريه و اثبات عوالم سه گانه ى (طبيعت، عالم برزخ مثال، عالم مجردات) به تحليل و تبيين عذاب و سوال در قبر پرداخته اند; مى توان گفت آنچه بر اين جسد دنيوى پس از مرگ يم آيد از قبيل مقبور بودن و فشار و وحشت و هجوم حشرات بر روح مجرد وارد مى شود، زيرا هويت محفوظ است و لو به اعتبار گذشته از قبيل «و آتو اليتامى اموالهم» (يعنى جسم و بدنِ بالغ يتيم مسلماً غير از آن جسم و بدنِ دوران كودكى است، اما قرآن كريم مى فرمايد: اموال يتيم را كه سال ها پيش به امانت داشتى حالا به او برگردان يعنى وحدت شخصيت و روح موجب شده به اين دو بدن و جسم متفاوت لفظ و شخصيت يتيم اطلاق مى شود).
پس بُعدى ندارد كه جسد دنيوى با جسد برزخى يكى باشند هر چند عذاب قبر و ثواب قبر بر جسد برزخى است زيرا اين جسد دنيايى از بين مى رود و مسايل برزخ ادامه دارد.[11]
نظريه ى ملاصدرا در اين بخش مبتنى بر اين امر است كه روح انسانى به كمك قوه ى خيال در دنياى مادى لذت ها و آلام را درك مى كند، و قوه ى خيال يك وجود مستقل است كه پس از مرگ نيازى به بدن مادى ندارد بلكه همراه روح است و روح به واسطه ى اين قوه از صورت هاى ماديات لذت و يا زحمت مى بيند.
بنابراين وقتى انسان مرد، با قوه ى خيال خود را مفارق و جداى از دنيا مى يابد، همان گونه كه در دنيا با همان صورت به واسطه ى خيال خود را درك مى كرد، وقتى در قبر گذاشته شد، خود را با همان صورت در قبر مى يابد و با اين واسطه دردها و عقوبت ها و يا لذت ها را در مى يابد. و اين است معنى حديث: كه قبر باغى از باغ هاى بهشت يا حفره ى از حفره هاى جهنم است. پس قبر حقيقى همين هيئت ها و صورت ها است.[12]
مشروح نظريه ى دوم در منابع گوناگون آمده است.[13]
نظر سوم: عذاب و فشار قبر را نتيجه و تجسم اخلاق مذموم و عقايد باطل مى داند مى گويند: آنچه موجب درد و تأثر در نفس و جان آدمى مى شود، اين ضربه هاى كه به بدن مادى وارد مى شوند نيست، بلكه در حقيقت و بالذات صورت هاى اين امور است، چنان كه اگر اين صورت هاى دردآور از راه هاى غير مادى هم به نفس و جان آدمى برسند انسان دردمند و اندوهگين مى شود، پس ضغطه ى قبر و عذاب آن از اين دست است پس گشايش و تنگى قبر تابع شرح و ضيق صدر انسانى است.[14]
هر گاه كسى با بصيرت باطنى در اين دنيا نگاه كند، دنيا را پُر از گونه هاى موذى ها و درندگان مى يابد مانند شهوت، غضب، مكر و... كه اگر كسى لحظه اى از آن ها غافل شود او را نيش خواهند زد، اما بسيارى مردمان به خاطر مشغوليت به دنيا از اين بينايى محروم اند وقتى پرده ها برداشته شد و انسان در قبر گذاشته شد اين ها را مى بيند و اين امور به تناسب خود به صورت و اشكال تمثل مى يابند....
پس همين است عذاب قبر اگر ميت شقى باشد و در مقابلش نعيم قبر است اگر ميت سعيد باشد.[15]
مستند اين نظر آيات و رواياتى است كه دلالت بر تجسم اعمال دارند، مانند:
كسانى كه اموال يتيمان را به ظلم و ستم مى خورند (در حقيقت) تنها آتش مى خورند.[16]
روزى كه هر كس، آنچه را از كار نيك انجام داده حاضر مى بيند.[17]
اين ها همان اعمال شما است كه به سوى شما برگشت داده شده است.[18]
در مقام تمثيل نظر سوم مى توان گفت: فرض كنيم بدن يك انسان را براى شكنجه و عذاب با ماشين زير فشار و تنگناه بگذارند. او در اين حالت احساس رنج و ناراحتى مى كند و مى گويد سخت در فشار هستم چنانچه درجه ى فشار افزايش يابد استخوانهايش مى شكند گوشت هايش كوفته و سرانجام مى ميرد.
در فرض ديگر هر گاه يك شخص پاك و نجيب و با احساس در جامعه مورد تهمت سنگينى قرار گيرد و بدون اين كه گناهى كرده باشد مطرود و مورد تحقير قرار گيرد و مجبور به كناره گيرى و ترك شهر شود خواهد گفت بسيار در فشار هستم و ادامه ى اين وضع روانى او را بكشد. هر دو شخص در تنگنا بوده اند، اما يكى مادى و ديدنى ديگرى باطنى و غير محسوس.[19]

[1]. حق اليقين، ص 473.
[2]. حق اليقين، عبدالله شبّر، ص 399، به نقل از بحار الانوار.
[3]. المسلك فى اصول الدين، علامه ى حلى، ص 140 ـ 138.
[4]. المنقذ من التقليد، 2 / 198.
[5]. حق اليقين، 2 / 389.
[6]. كفاية الموحدين، 3 / 42 ـ 241; حق اليقين، علامه ى شبّر، ص 383.
[7]. همان.
[8]. مصنفات شيخ مفيد، محمد بن محمد بن نعمان، 7 / 63، المسائل السرويه، مسأله 5; حق اليقين، عبدالله شبّر، 2 / 400; بحار الانوار، 6 / 272.
[9]. بحار الانوار، 6 / 270.
[10]. همان، 6 / 271.
[11]. عيون مسايل نفس و شرح آن، استاد حسن حسن زاده، 2 / 455 ـ 453.
[12]. الحكمة المتعاليه، 9 / 219 ـ 218; عيون مسايل نفس، 2 / 366.
[13]. معاد فلسفى، 1 / 261; معاد ربانى، محمد رضا ربانى، ص 64.
[14]. علم اليقين، فيض كاشانى، 2 / 1069.
[15]. همان، 2 / 1077.
[16]. نساء / 10.
[17]. آل عمران / 30.
[18]. بحار الانوار، 3 / 90.
[19]. گفتار فلسفى معاد، 1 / 260.
خیلی دلتنگت شده ام،اما نمیدانم خیلی را چگونه بنویسم که "خیلی" خوانده شود...
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط nasrin ، mostafa haddadi ، maryam ، dara ، Rastak432 ، kaka
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان


آپلودسنتر آز پي ان يو تالار گفتمان آز پي ان يو
تبلیغات نیازمندی های استان چهارمحال و بختیاری