شما وارد حساب خود نشده و یا ثبت نام نکرده اید. لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید تا بتوانید از تمامی امکانات انجمن استفاده کنید.


تبليغات
سامانه ي پيامکي آز پي ان يو مقالات ISI
فروشگاه اينترنتي آز پي ان يو خريد شارژ آز پي ان يو

فقرزمان کنونی: ۱۶-۹-۱۳۹۵، ۰۴:۲۰ :صبح
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: طاقانک
آخرین ارسال: طاقانک
پاسخ: 1
بازدید: 242

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 9 رأی - میانگین امتیازات: 4
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

فقر

۲۴-۱۲-۱۳۹۱, ۰۴:۳۱ :عصر
ارسال: #1
فقر
روزی یک مرد ثروتمند، پسر بچه کوچکش را به یک ده برد تا به او نشان دهد مردمی که در آن جا زندگی می کنند چقدر فقیر هستند . آن ها یک روز و یک شب را در خانه محقر یک روستایی به سر بردند .
در راه بازگشت و در پایان سفر ، مرد از پسرش پرسید : نظرت در مورد مسافرت مان چه بود ؟
پسر پاسخ داد : عالی بود پدر !....
پدر پرسید : آیا به زندگی آن ها توجه کردی ؟
پسر پاسخ داد: فکر می کنم !
پدر پرسید : چه چیزی از این سفر یاد گرفتی ؟
پسر کمی اندیشید و بعد به آرامی گفت : فهمیدم که ما در خانه یک سگ داریم و آن ها چهار تا . ما در حیاط مان فانوس های تزئینی داریم و آن ها ستارگان را دارند . حیاط ما به دیوارهایش محدود می شود اما باغ آن ها بی انتهاست !
در پایان حرف های پسر ، زبان مرد بند آمده بود . پسر اضافه کرد : متشکرم پدر که به من نشان دادی ما واقعأ چقدر فقیر هستیم !
[font=Arial][/font]
چارلی چاپلین:
با پول میشه ...
با پول میشه خونه خرید ولی آشیونه ، نه!
میشه رختخواب خرید ولی خواب ، نه!
میشه ساعت خرید ولی زمان ، نه!
میشه مقام خرید ولی اِحترام ، نه!
میشه کتاب خرید ولی دانش ، نه!
میشه دارو خرید ولی سلامتی ، نه!
حتی با پول میشه...
قلب خرید ولی عشق ، نه!مهمان ها نمي توانند تصاوير را ببينند و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان


آپلودسنتر آز پي ان يو تالار گفتمان آز پي ان يو
تبلیغات نیازمندی های استان چهارمحال و بختیاری