شما وارد حساب خود نشده و یا ثبت نام نکرده اید. لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید تا بتوانید از تمامی امکانات انجمن استفاده کنید.


تبليغات
سامانه ي پيامکي آز پي ان يو مقالات ISI
فروشگاه اينترنتي آز پي ان يو خريد شارژ آز پي ان يو

ماجراهاي من و.............. زمان کنونی: ۲۰-۹-۱۳۹۵، ۰۲:۳۸ :صبح
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: manjoon
آخرین ارسال: manjoon
پاسخ: 1
بازدید: 348

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 14 رأی - میانگین امتیازات: 3.5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

ماجراهاي من و..............

۱۸-۴-۱۳۹۱, ۰۸:۴۶ :صبح (آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۸-۴-۱۳۹۱ ۰۱:۲۱ :عصر، توسط sima.)
ارسال: #1
ماجراهاي من و..............
دختر خالم یه اس ام اس فلسفی فرستاده بود
نمیدونم چی شد دستم خورد به گوشی اس ام اس خالی براش سند شد
.

لامصــب جواب داد : دنیایی از حرفهای نگفته بود مرسی عزیز
!!


یه همچین دختر خاله ای دارم من
!!


]




جام جم اذان لس آنجلس پخش میکرد،


بابا بزرگم خونه مون بود،پرسید: اذانه اهوازه؟



گفتم نه بابا ! لس آنجلسه
!


میگه :همین دیگه ! اگه شعور داشتی با اذان شوخی نمیکردی
..!

[

سر شب لپتاپ رو خاموش کردم رفتم نشستم تو پذیرایی در جوار خانواده
5
دقیقه اول خونواده

5
دقیقه دوم خونواده

1
دقیقه بعد مامانم : لپتاپت سوخته ؟

من : نه
3
دقیقه بعد بابام : اینترنتت شارژش تموم شد ؟

من : نه
اندکی بعد بابام : چی شده حالت خوب نیست؟
من : نه چطور ؟
یذره بعد مامانم : تو چته ؟ چرا سرت تو لپتاپ نیست ؟
من : خب گفتم یکم بیام پیش شما بشینم
بابام : مطمئنی طوری نشده ؟
مامانم : خب بگو چرا اینجوری میکنی آخه ؟
هیچی دیگه پا شدم اومدم لپتاپ رو روشن کردم





حداقل انتظاری که از بانک مرکزی دارم اینه که با لحنی ملایم تر


موجودی حسابم در تلفنبانک را صفر اعلام کنه
!

بی پولم ، ایدز که ندارم



--------------------------------------------------------------------------------
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط MostafA ، sinderela ، الهه ، mahan ، sima ، hichkas ، nasrin67
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان


آپلودسنتر آز پي ان يو تالار گفتمان آز پي ان يو
تبلیغات نیازمندی های استان چهارمحال و بختیاری