شما وارد حساب خود نشده و یا ثبت نام نکرده اید. لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید تا بتوانید از تمامی امکانات انجمن استفاده کنید.


تبليغات
سامانه ي پيامکي آز پي ان يو مقالات ISI
فروشگاه اينترنتي آز پي ان يو خريد شارژ آز پي ان يو

متین و امین(بیاید داخل، شاید یه کوچولو بخندید)زمان کنونی: ۱۹-۹-۱۳۹۵، ۰۷:۱۶ :صبح
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: mostafa haddadi
آخرین ارسال: mostafa haddadi
پاسخ: 14
بازدید: 1551

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 16 رأی - میانگین امتیازات: 3.63
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

متین و امین(بیاید داخل، شاید یه کوچولو بخندید)

۲۳-۷-۱۳۹۱, ۱۰:۳۲ :صبح (آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۳-۷-۱۳۹۱ ۱۰:۳۵ :عصر، توسط mostafa haddadi.)
ارسال: #1
متین و امین(بیاید داخل، شاید یه کوچولو بخندید)
سلام، خواستم یوخده جو تالار رو عوض کنم، پس پیشاپیش از امین و متین به خاطر بلایی که در داستان بر سرشان آوردم عذر خواهی میکنم، و تاکید میکنم تمام این داستان ، به جز شخصیت هاش تخیلی اند ...

متین و امین( چه اسم با مسمایی برای داستان انتخاب کردممهمان ها نمي توانند تصاوير را ببينند و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
مهمان ها نمي توانند تصاوير را ببينند و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
)

گووووووووووفسسسسسسسمهمان ها نمي توانند تصاوير را ببينند و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
، این فکر کنم چهارمین باری بود که متین توی مغازه اش با سر شیرجه میرفت سمت زمین و کف مغازه ولو میشد! البته از زمانی که من اونجا بودم چهارمین بار بود، خدا میدونه این کف بیچاره ی مغازه چند باری امروز این بلا سرش اومده بوده ...
امروز مثل اینکه کلا کد های راه رفتن صحیح و سالم از مغزش فرمت شده و یاد نداره که راه رفتن راه رفتنه، نه اینکه ولو شدن کف مغازه!
بعد از پخش شدن کف مغازه یوخده هم شیرین عقل(البته دور از جونش) میزنه ، یه لبخند بچه گونه ای میزنه که آدم نمی دونه به حالش گریه کنه یا بخنده؟!
با کلی تلاش و تقلا و نفس نفس زنان خودشو جمع و جور میکنه که دوباره صدای دزدگیر ماشینش(همون پیکان جوانان گوجه ای که رنگش یوخده تیره شده و قهوه ای سوخته میزنه!) میره رو هوا، شایدم تاثیر همین باشه ها، کلی روش تاثیر منفی گذاشته، تازشم، تازگیا فکر کنم حواس پرتم شده! نــــــــــــــــــــــه غلـــــــــــــــــام؟؟؟! ای بابا، پس من چم شده، غلام دیگه کیه این وسط، اون کاظمه، نه غلام که از اقبال و بخت بلندش با متین همکار شده! ایول داره ها، کوه صبریه واسه خودش، کاظمو میگم!

متین اومده تا دم در که یه لقمه ی کوچولو هوای تازه میل کنه، که یهو کاظم صداش میکنه، بر میگرده و داره با کاظم حرف میزنه که یهو صدایی میاد:
شپلـــــــــــــــــــق مهمان ها نمي توانند تصاوير را ببينند و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
و در عرض چند صدم ثانیه برای پنجمین بار، گوووووووووووووووووووووفسسسسسسسسس، و اینبار متین فکر کنم در عرض "یک ، دو، سه" ثانیه، با کف مغازه یکی میشه!
متین همینجور که پخش شده رو زمین، در کمال ناباوری به خاطر اینکه اینبار بدون اینکه پاهاش پیچ تو پیچ هم بشن و بخوره زمین، هاج و واج داره فکر میکنه چرا خورده زمین؟!، سرش رو به میزان هشتاد و سه درجه و سر سوزنی از نصفه کمتر به سمت در میچرخونه، این باعث میشه من و کاظم هم سوی دیدمون رو به سمت ورودی مغازه تغییر بدیم، یهو یه آدم که چه عرض کنم، یه کوه عینک به چشم با نیشی تا بنا گوش باز شده در چهارچوب در ظاهر میشه و با صدای بلند شروع به خندیدن میکنه!!!
من این وسط موندم به امین بخندم(آخه امینه که الان تو چهارچوب در وایساده و این عمل قبیح ، زدن پس گردنی به متین رو، انجام داده دیگه، اینو گفتم نپرسید امین این وسط چیکار میکنه، دیگه این قده هم که فکر می کنید هواس پرت نیستم و حواسم سرجاست) یا چشمای از حدقه در اومده ی متین!
من که هنوز بین این دو راهی گیر کردم و در صدد هستم با کاظم مشورت کنم و تصمصم نهایی رو بگیرم، یهو صدایی از ته چاه میاد بیرون و میگه ........... (خوب دوستان عزیز چیکار دارید چی میگه، بد آموزی داره)، دوباره منو کاظم نگاهمون به متین و امین میفته که امین در جواب صدای از ته چاه در اومده متین میگه : « ........، ................، ...........» اوه اوه، ببخشید اینا رو که دیگه اصلا نمیشه بهشون فکر هم کرد، چه برسه به اینکه بخوام اینجا نقل قولشون هم کنم!
متین در حالی که داره خودشو سرپا میکنه ..........

آقا اصلا این قسمتو بیخیال بشید ، میریم که از اون قسمت بدون مورد دارش ادامه بدم ...

خلاصه، متین یه چایی برای امین که از راه رسیده و گلوش خشک شده میریزه!
امین هم ازش تشکر میکنه و مشغول صحبت میشن.
امین: میگما، خوشت میاد ملتو میزاری سرکار؟! من گفتم تا بیام یه هفشت(همون هفت ، هشت) باری رفتید میتیگ و اومدید ها و الان که من بیام کلی ازش تعریف میکنید و دلم می سوزه ها!
متین : دلت خوشه ها ، کی میره این همه راهو....
امین یه قولوپ(همون جرعه ی رسمی خودمون) از چایی میخوره و بدون اینکه هیچ حرفی بزنه ، رنگ صورتش کم کم به قرمز بودن مایل میشهمهمان ها نمي توانند تصاوير را ببينند و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
، البته اون قسمت های سیاه به کنار ها، اونو نمیشد هیچکارش کنم، توی داستان هم همون سیاه رنگ موند!
فهمیدید که چی شد؟ خوب اونایی که متوجه منظورم نشدند میتونند از متین یا امین ایضا از اونایی که فهمیدند بپرسند ...مهمان ها نمي توانند تصاوير را ببينند و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.


امین کم نمیاره یا نمیدونم، شاید نقشه ای تو سرشه، یه قولوپ دیگه ازچایی رو میخوره و با چشمانی که به فکر خودش نشون دهنده ی خنده و به معنای رضایت هست و اشک ازشون سرازیر شده مهمان ها نمي توانند تصاوير را ببينند و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
تو چشمای متین زل میزنه، متین هم اینجوری مهمان ها نمي توانند تصاوير را ببينند و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
مهمان ها نمي توانند تصاوير را ببينند و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
مهمان ها نمي توانند تصاوير را ببينند و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
تو چشماش زل میزنه که یی هو، فریاد سوختم ، سوختمش مهمان ها نمي توانند تصاوير را ببينند و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
کل مغازه که به کنار، کل خیابون سعدی رو بر میداره ...
تا یادم نرفته به امین بگم: داداش کارت زشته، یعنی چی که اون یه قولوپ چایی رو پاشیدی تو صورت متین! ها چرا اینکار رو کردی؟!
مرتضی که تا الان سر و کله اش پیدا نشده بود، قیژژژژژژژژژ، مثل تیر سرو کله اش توی مغازه پیدا میشه و ما ( من و کاظم) که فکر میکردیم، الان 10 تا آتش نشانی رو اینجا میکشونه دلشو میگیره و از خنده ریسه میره ....مهمان ها نمي توانند تصاوير را ببينند و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
مهمان ها نمي توانند تصاوير را ببينند و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
مهمان ها نمي توانند تصاوير را ببينند و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.



(اگه تونستم ادامه اش میدم .....)

[دقت کردید من و کاظم توی این داستان چه شخصیت مثبتی داشتیم؟!مهمان ها نمي توانند تصاوير را ببينند و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
مهمان ها نمي توانند تصاوير را ببينند و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
]
« اَلَیسَ اللهُ بِکَافٍ عَبدَهُ ... »
آیا خدا برای بنده اش کافی نیست؟!

سوره ی مبارکه ی زمر - آیه ی نورانی 36
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط STAR ، nasrin67 ، Administrator ، mahan ، The DaRk PrOpheT ، marjan ، sima ، MostafA ، Rastak432 ، mahdi hashemi
۲۳-۷-۱۳۹۱, ۱۰:۵۶ :صبح
ارسال: #2
RE: متین و امین(بیاید داخل، شاید یه کوچولو بخندید)
یه کار جالبی که بعضی از تالارهای گفتمان انجام میدن، اینه که هر دفعه یه داستان در مورد یکی از اعضا مینویسن، یعنی اخلاق و رفتار و شخصیت اون فرد رو تحلیل میکنن(البته با طنز) ، بعد میگن حدس بزنید کدوم شخصیت هست...

اگر موافق هستید تا ما هم این کار رو در تالار انجام بدیم!!
خیلی دلتنگت شده ام،اما نمیدانم خیلی را چگونه بنویسم که "خیلی" خوانده شود...
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط mostafa haddadi ، nasrin67 ، mahan ، marjan ، MostafA ، sima
۲۳-۷-۱۳۹۱, ۱۰:۵۹ :صبح (آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۳-۷-۱۳۹۱ ۱۰:۵۹ :صبح، توسط mostafa haddadi.)
ارسال: #3
RE: متین و امین(بیاید داخل، شاید یه کوچولو بخندید)
(۲۳-۷-۱۳۹۱ ۱۰:۵۶ :صبح)STAR نوشته شده توسط: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
یه کار جالبی که بعضی از تالارهای گفتمان انجام میدن، اینه که هر دفعه یه داستان در مورد یکی از اعضا مینویسن، یعنی اخلاق و رفتار و شخصیت اون فرد رو تحلیل میکنن(البته با طنز) ، بعد میگن حدس بزنید کدوم شخصیت هست...

اگر موافق هستید تا ما هم این کار رو در تالار انجام بدیم!!

امیدوارم فقط از من نخواید که داستان مربوطه رو بنویسممهمان ها نمي توانند تصاوير را ببينند و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
مهمان ها نمي توانند تصاوير را ببينند و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
« اَلَیسَ اللهُ بِکَافٍ عَبدَهُ ... »
آیا خدا برای بنده اش کافی نیست؟!

سوره ی مبارکه ی زمر - آیه ی نورانی 36
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
۲۳-۷-۱۳۹۱, ۱۱:۰۲ :صبح
ارسال: #4
RE: متین و امین(بیاید داخل، شاید یه کوچولو بخندید)
(۲۳-۷-۱۳۹۱ ۱۰:۵۹ :صبح)unnamed نوشته شده توسط: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
امیدوارم فقط از من نخواید که داستان مربوطه رو بنویسممهمان ها نمي توانند تصاوير را ببينند و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
مهمان ها نمي توانند تصاوير را ببينند و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
فقط یه نفر داستان نمی نویسه. همه شرکت میکنن.

شما داستاناتون با ضرب و شتم همراهه!! مهمان ها نمي توانند تصاوير را ببينند و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
مهمان ها نمي توانند تصاوير را ببينند و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
مهمان ها نمي توانند تصاوير را ببينند و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
خیلی دلتنگت شده ام،اما نمیدانم خیلی را چگونه بنویسم که "خیلی" خوانده شود...
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
۲۳-۷-۱۳۹۱, ۱۱:۰۶ :صبح
ارسال: #5
RE: متین و امین(بیاید داخل، شاید یه کوچولو بخندید)
(۲۳-۷-۱۳۹۱ ۱۱:۰۲ :صبح)STAR نوشته شده توسط: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
(۲۳-۷-۱۳۹۱ ۱۰:۵۹ :صبح)unnamed نوشته شده توسط: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
امیدوارم فقط از من نخواید که داستان مربوطه رو بنویسممهمان ها نمي توانند تصاوير را ببينند و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
مهمان ها نمي توانند تصاوير را ببينند و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
فقط یه نفر داستان نمی نویسه. همه شرکت میکنن.

خدا رو شکر ، پس به خیر گذشتمهمان ها نمي توانند تصاوير را ببينند و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
« اَلَیسَ اللهُ بِکَافٍ عَبدَهُ ... »
آیا خدا برای بنده اش کافی نیست؟!

سوره ی مبارکه ی زمر - آیه ی نورانی 36
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط STAR
۲۳-۷-۱۳۹۱, ۰۷:۰۳ :عصر
ارسال: #6
RE: متین و امین(بیاید داخل، شاید یه کوچولو بخندید)
سلام
این داستان واقعی هست؟ مهمان ها نمي توانند تصاوير را ببينند و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

تاریخ رخدادش کی هست؟
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
۲۳-۷-۱۳۹۱, ۰۷:۰۵ :عصر
ارسال: #7
RE: متین و امین(بیاید داخل، شاید یه کوچولو بخندید)
(۲۳-۷-۱۳۹۱ ۰۷:۰۳ :عصر)Alidousti نوشته شده توسط: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
سلام
این داستان واقعی هست؟ مهمان ها نمي توانند تصاوير را ببينند و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

تاریخ رخدادش کی هست؟
استاد سیخمون نزن دیگه...
والا بخدا من سالمم
این متینی که مصطفی میگه انگار فلج مغزیهمهمان ها نمي توانند تصاوير را ببينند و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
مهمان ها نمي توانند تصاوير را ببينند و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
مهمان ها نمي توانند تصاوير را ببينند و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
مهمان ها نمي توانند تصاوير را ببينند و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
بودن آدم عین هو امضاشه...
-متین فروزنده:؟؟
-حاضر...
همین که خودمم نه یکی دیگه،یعنی:
امضا،متین فروزنده...
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط kaka ، sima ، mostafa haddadi
۲۳-۷-۱۳۹۱, ۰۷:۰۸ :عصر
ارسال: #8
RE: متین و امین(بیاید داخل، شاید یه کوچولو بخندید)
(۲۳-۷-۱۳۹۱ ۱۰:۵۶ :صبح)STAR نوشته شده توسط: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
یه کار جالبی که بعضی از تالارهای گفتمان انجام میدن، اینه که هر دفعه یه داستان در مورد یکی از اعضا مینویسن، یعنی اخلاق و رفتار و شخصیت اون فرد رو تحلیل میکنن(البته با طنز) ، بعد میگن حدس بزنید کدوم شخصیت هست...

اگر موافق هستید تا ما هم این کار رو در تالار انجام بدیم!!
فکر خوبیه
از جزئیات امرم اینجور پیداست که کار قشنگی میشه
میخواین هر هفته یا دو سه روز یکی از اعضارو مضمون قرار بدیم و بقیه اون چیزی رو از شخصیت ایشون چه در دنیایه مجازی و چه در دنیایه واقعی دیدن و میشناسن بیان کنن...
نظرتون چیه؟
بودن آدم عین هو امضاشه...
-متین فروزنده:؟؟
-حاضر...
همین که خودمم نه یکی دیگه،یعنی:
امضا،متین فروزنده...
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط kaka ، marjan ، mahan ، sima ، mostafa haddadi ، STAR
۲۳-۷-۱۳۹۱, ۰۷:۱۸ :عصر (آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۳-۷-۱۳۹۱ ۰۷:۲۰ :عصر، توسط mostafa haddadi.)
ارسال: #9
RE: متین و امین(بیاید داخل، شاید یه کوچولو بخندید)
(۲۳-۷-۱۳۹۱ ۰۷:۰۳ :عصر)Alidousti نوشته شده توسط: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
سلام
این داستان واقعی هست؟ مهمان ها نمي توانند تصاوير را ببينند و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

تاریخ رخدادش کی هست؟

سلام

به پیر به پیغمبر، به جان خودم، همونطوری که ابتدای داستان نوشتم، به جز شخصیت ها ، مابقی داستان تخیلهمهمان ها نمي توانند تصاوير را ببينند و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
مهمان ها نمي توانند تصاوير را ببينند و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.


شما مگه نمی دونید اگر این داستان واقعی بود، تا الان فاتحه ی من و کاربریم رو هم خونده بودید، و حلوام رو هم نوش جان کرده بودید؟!مهمان ها نمي توانند تصاوير را ببينند و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
مهمان ها نمي توانند تصاوير را ببينند و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
« اَلَیسَ اللهُ بِکَافٍ عَبدَهُ ... »
آیا خدا برای بنده اش کافی نیست؟!

سوره ی مبارکه ی زمر - آیه ی نورانی 36
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
۲۳-۷-۱۳۹۱, ۰۷:۵۲ :عصر
ارسال: #10
RE: متین و امین(بیاید داخل، شاید یه کوچولو بخندید)
(۲۳-۷-۱۳۹۱ ۰۷:۰۸ :عصر)The DaRk PrOpheT نوشته شده توسط: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
(۲۳-۷-۱۳۹۱ ۱۰:۵۶ :صبح)STAR نوشته شده توسط: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
یه کار جالبی که بعضی از تالارهای گفتمان انجام میدن، اینه که هر دفعه یه داستان در مورد یکی از اعضا مینویسن، یعنی اخلاق و رفتار و شخصیت اون فرد رو تحلیل میکنن(البته با طنز) ، بعد میگن حدس بزنید کدوم شخصیت هست...

اگر موافق هستید تا ما هم این کار رو در تالار انجام بدیم!!
فکر خوبیه
از جزئیات امرم اینجور پیداست که کار قشنگی میشه
میخواین هر هفته یا دو سه روز یکی از اعضارو مضمون قرار بدیم و بقیه اون چیزی رو از شخصیت ایشون چه در دنیایه مجازی و چه در دنیایه واقعی دیدن و میشناسن بیان کنن...
نظرتون چیه؟
منم شـــــــــــــــدیـــــــــــــد مـــــــــوافـــــــــقممهمان ها نمي توانند تصاوير را ببينند و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
مهمان ها نمي توانند تصاوير را ببينند و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
مهمان ها نمي توانند تصاوير را ببينند و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
مهمان ها نمي توانند تصاوير را ببينند و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
خدایا
ناش کریهایم را
به حساب
دل
تن گیهایم بگذار
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط sima ، mostafa haddadi ، STAR
ارسال پاسخ 


کسانی که از این موضوع بازدید کرده اند . . . ( آز پی ان یو )
4 کاربر زیر موضوع را خوانده اند:
mohammad (۷-۱-۱۳۹۳, ۰۷:۱۶ :عصر)، mahan (۱۵-۱-۱۳۹۴, ۰۲:۰۸ :عصر)، Z_12570 (۱۹-۱۱-۱۳۹۲, ۱۲:۱۳ :صبح)، hate.a.j (۲۹-۳-۱۳۹۳, ۰۶:۱۷ :عصر)

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان


آپلودسنتر آز پي ان يو تالار گفتمان آز پي ان يو
تبلیغات نیازمندی های استان چهارمحال و بختیاری