شما وارد حساب خود نشده و یا ثبت نام نکرده اید. لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید تا بتوانید از تمامی امکانات انجمن استفاده کنید.


تبليغات
سامانه ي پيامکي آز پي ان يو مقالات ISI
فروشگاه اينترنتي آز پي ان يو خريد شارژ آز پي ان يو

محبت على (ع ) خیر دنیا و آخرت زمان کنونی: ۱۳-۹-۱۳۹۵، ۱۰:۱۸ :صبح
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: nematolahi_22
آخرین ارسال: nematolahi_22
پاسخ: 1
بازدید: 298

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 9 رأی - میانگین امتیازات: 3.22
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

محبت على (ع ) خیر دنیا و آخرت

۲۶-۱-۱۳۹۱, ۰۹:۳۴ :صبح (آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۶-۱-۱۳۹۱ ۰۹:۳۶ :صبح، توسط nematolahi_22.)
ارسال: #1
محبت على (ع ) خیر دنیا و آخرت
یكى از علما و راویان حدیث است مى گفت : در سفر حج خانه خدا، همراه قافله از بیابانى
مى گذشتیم ، به كنیزى رسیدم كه دو چشمش كور بود و مرتب مى گفت : خداوندا! به حق محمد(ص ) و آل محمد از تو مى خواهم كه چشمانم را به من بازگردانى .
نزدیك رفتم و گفتم : اى زن ! این چه حرفى است كه مى زنى ؟ مگر حضرت محمد(ص ) بر خداوند حقى دارد؟ كنیز پاسخ داد: تو كه حضرت محمد(ص ) را
نمى شناسى ، مگر نمى دانى كه خداوند به جان عزیز او قسم خورده است ؟ گفتم : خداوند به جان پیامبر در كجا قسم خورده است ؟ گفت : مگر قرآن را نخوانده اى كه مى فرماید:

اى محمد! به جان تو سوگند، این مردم همیشه مست و غفلت زده و در گمراهى و حیرت باقى خواهند ماند .

اگر پیامبر نزد خدا عزیز نبود، چگونه خداوند به او سوگند مى خورد؟
من كه جوابى نداشتم به راه خود ادامه دادم . پس از پایان مراسم حج در بازگشت ، همان زن را دیدم كه چشمانش بینا شده بود مرتب مى گفت :
اى مردم ! بر شما باد دوستى على بن ابى طالب (ع ) كه خیر دنیا و آخرت است .
نزدیك رفتم ، پرسیدم : آیا تو همان كنیز نابینا هستى ؟ گفت : آرى پرسیدم : چه كسى تو را بینا كرد؟ پاسخ داد: دوستى امیرالمؤمنین (ع ) مرا بینا كرد.

جریان را پرسیدم ، گفت : همانطور كه دیدى و شنیدى از خداوند مى خواستم كه به حق پیامبر و اهل بیت او بینایى ام را به من باز گرداند، هاتفى ندا داد:

اى زن ! اگر در این سخن راستگو هستى و آن را از صمیم قلب مى گویى دستت را بر چشمانت بگذار و بردار.

دست بر چشمانم نهادم و سپس چشمانم را گشودم ، دیدم چشم روشن شده است ، به اطراف نگریستم ، كسى را نیافتم . گفتم : خدایا! به حق پیامبر و اهل بیتش ، كسى كه بینایى ام را به من باز گرداند، به من نشان بده .

سپس گفتم : اى هاتف ، به حق خدا قسمت مى دهم خود را نشان بده .

در این موقع ، ناگهان شخصى ظاهر شد و گفت : من خضر خادم على (ع ) هستم . بر تو باد دوستى امیرالمؤمنین ، همانا دوستى او خیر دنیا و آخرت است . اى زن همین جا بمان ، وقتى كه حاجیان برگشتند، این سخن را به آنها بگو.

آرى ، چشم باطن از دوستى على (ع ) روشن مى شود كه مهمتر از چشم ظاهر است . مرده را زنده كردن اگر چه معجزه است ولى مرگى به دنبال دارد، اما دوستى على (ع ) تو را به حیات جاویدان و ابدى مى رساند. پس از مرگ ، جزء زندگان شمرده مى شوى . مرگ ، آغاز ظهور روح تو مى شود. دوش به دوش ملائكه حركت مى كنى و روحت را مانند دسته گل ، به ملكوت مى برند. نكته اى كه نباید فراموش كرد، این كه دوستى على (ع ) تنها لقلقه زبان نیست بلكه آن كس دوست على (ع ) است كه با عمل كردن به احكام اسلام دوستى خود را در عمل به اثبات برساند.
در شکار معرفت با عشق پیمان بسته ایم

در میان عاشقان ما عاشق دل خسته ایم

در جواب بی وفایی مهربانی کرده ایم

مهربانی را به رسم معرفت طی کرده ایم
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط MostafA ، mostafa haddadi
ارسال پاسخ 


موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  داستان محبت hichkas 0 348 ۳۰-۵-۱۳۹۱ ۰۴:۲۶ :عصر
آخرین ارسال: hichkas

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان


آپلودسنتر آز پي ان يو تالار گفتمان آز پي ان يو
تبلیغات نیازمندی های استان چهارمحال و بختیاری