شما وارد حساب خود نشده و یا ثبت نام نکرده اید. لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید تا بتوانید از تمامی امکانات انجمن استفاده کنید.


تبليغات
سامانه ي پيامکي آز پي ان يو مقالات ISI
فروشگاه اينترنتي آز پي ان يو خريد شارژ آز پي ان يو

میدانم بابا دو بخش است.....زمان کنونی: ۱۶-۹-۱۳۹۵، ۱۱:۱۸ :عصر
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: Rastak432
آخرین ارسال: Rastak432
پاسخ: 1
بازدید: 431

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 15 رأی - میانگین امتیازات: 3.73
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

میدانم بابا دو بخش است.....

۱۹-۸-۱۳۹۲, ۱۰:۲۴ :عصر
ارسال: #1
میدانم بابا دو بخش است.....
میدانم بابا دوبخش است،بخشی در صحرا و بخشی بالای نیزه،اما این که عمو چند بخش است را فقط بابا میداند................!!!!!!!!!!!!!


عباس با دست مشک آب را تکان داد تا کوفیان نگویند حسین را کشتیم و آب هم از آب تکان نخورد.............!!!!!!


مهمان ها نمي توانند تصاوير را ببينند و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.



سكينه مي دانست... مي دانست كه بايد دل بكند... مي دانست كه پدر... ميدانست كه حسين...می دانست چند روزی بیشتر باقی نمانده است...

اما سكينه شش ماهه را داشت... جگر گوشه اي كه قرار بود كوچكترين يادگار كربلا و بابا... ا

ما... اما سكينه ماند و گهواره ي شش ماهه ای که شد كوچكِ بزرگ كربلا...

*

سكينه اگرغنچه ای را پرپر دید...گل دیگر را داشت... علي اكبرش را داشت...

نگاه به چهره ي برادر دلگرمش مي كرد....خواهر و برادر... رازی ازرموز عالمند...

اما... علي اكبرش را هم فدا كرد... برادر با رفتنش خواست به سكينه بگويد كه خواهرم تو بايد استوار باشي... تو لايق تنهايي هستي و از تنهايي به او رسيدن...

*

سكينه اگر قرار است بابا نداشته باشد، اگر برادرهايش را فدا كرد عمو جانش را كه داشت...

عباسش كه بود... ماه تابانِ بني هاشم كه بود...

چشمان عمو كه بود...

دست نوازش عمو و گرماي وجودش كه بود... اباالفضل كه بود همه چيز بود...

هيچ كس نمي فهمد راز نگاه هاي سكينه و عباس را... همان نگاه بود... همان يك نگاه...

اما... اما نه عمو... عباسم نه... نرو...

به خدا لبان تشنه ي من سيراب مي شود با نگاهت...

عمو تو هم اگر بروي كه...

خدايا عمو هم رفت...

خدايا... عباس هم رفت...

*

برو... برو عباس جان...

مي دانم سالها را به اميد اين روز سپري كردي...

پس بروعمويم...

اين همه را عباس از نگاه سكينه خواند...

و سكينه مي خواند از نگاه اباالفضل كه

عمو جان من هم مي روم تا خونم شود مهري بر اثبات لايق بودنت... شكستنت...صبوريت...زینب وار بودنت...

*

عمو رفت...

بابا عمو هم رفت...

بابا،علم كجاست پدر؟

كو علمدارت بابا؟

*

عمويم برو... برو عمو جانم...

سكينه مي ماند...

سفارش بابا برايش تداعي مي شود...« تو براي سوگواري من سزاوارتري»...

بابايم خوب مي دانستي از دل سكينه كه گفتي اين ناب جمله را لحظه ی وداع برایم گفتی....

عمو جان برو...

سكينه مي ماند و نوگل پرپرش رقيه...

سكينه مي ماند و غربتش...

سكينه مي ماند و خرابه...

سكينه و غربت...

*

اما عمو جان... اين را بگو...

اين را بگو كه سكينه چطور تاب بياورد با ياد نگاهت؟

چه كند با آسمان تاريك؟

عباس جان بعد از تو چه كسي حرفهاي ناگفته ي سكينه را از چشمانش بخواند؟

*

عمويم رفتي كنار آب تو را به حسين چشم بر آب ببند... آب را شرمنده ي آن نگاه نكن...

آخر عمو جان چشمانت لبريز است از رازهاي ناگفته...

و عالمي را دگرگون مي كند...

همين بود... همين بود كه خدا هم چشمانت را برگزيد...

عمو جانم...

عمو سكينه ناله دارد...

بعد از كربلا سكينه خلاصه شد در غربت... در تنهايي...

عمو حالا كه رفتي... يك بار ديگر... يك بار ديگر بنگر اين چشمان را... سكينه مملو از تمناست...

عمو جان سكينه منتظر است... سكينه تمنا مي كند... درياب سکینه را.....
شورش را درنیاور دنیا...
عزیزی دارم که شیرینیه خنده هایش "شوریت" را که هیج،"تلخیت"را هم از بین میبرد.....!
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط mostafa haddadi ، af.rad ، STAR ، sama
ارسال پاسخ 


موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  بابا لنگ دراز من.... mohammad.habibiyan 0 328 ۱۵-۴-۱۳۹۱ ۱۱:۴۵ :عصر
آخرین ارسال: mohammad.habibiyan

کسانی که از این موضوع بازدید کرده اند . . . ( آز پی ان یو )
16 کاربر زیر موضوع را خوانده اند:
Administrator (۱۹-۸-۱۳۹۲, ۱۱:۲۶ :عصر)، MostafA (۲۰-۸-۱۳۹۲, ۰۷:۳۵ :عصر)، mostafa haddadi (۱۹-۸-۱۳۹۲, ۱۰:۴۴ :عصر)، STAR (۲-۱۰-۱۳۹۳, ۰۳:۳۶ :عصر)، simin (۲۲-۸-۱۳۹۲, ۰۲:۰۹ :صبح)، nasrin (۱۷-۶-۱۳۹۴, ۰۵:۳۲ :عصر)، atefeh.m (۲۱-۸-۱۳۹۲, ۰۹:۱۹ :صبح)، maryam (۲۰-۸-۱۳۹۲, ۱۲:۱۰ :عصر)، sahar.n (۲۴-۹-۱۳۹۲, ۰۸:۱۷ :عصر)، AliReza (۱۹-۸-۱۳۹۲, ۱۰:۲۵ :عصر)، af.rad (۱۹-۸-۱۳۹۲, ۱۰:۵۷ :عصر)، sinderela (۲۰-۸-۱۳۹۲, ۰۸:۰۹ :صبح)، مش قربون (۱۵-۶-۱۳۹۳, ۰۸:۰۲ :عصر)، Rastak432 (۲۷-۹-۱۳۹۲, ۰۶:۴۸ :عصر)، sama (۲۱-۸-۱۳۹۲, ۱۰:۳۵ :صبح)، سونيا (۲-۹-۱۳۹۲, ۱۲:۱۴ :صبح)

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان


آپلودسنتر آز پي ان يو تالار گفتمان آز پي ان يو
تبلیغات نیازمندی های استان چهارمحال و بختیاری