شما وارد حساب خود نشده و یا ثبت نام نکرده اید. لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید تا بتوانید از تمامی امکانات انجمن استفاده کنید.


تبليغات
سامانه ي پيامکي آز پي ان يو مقالات ISI
فروشگاه اينترنتي آز پي ان يو خريد شارژ آز پي ان يو

نامــــه ای به خــــــــدا زمان کنونی: ۲۰-۹-۱۳۹۵، ۰۲:۳۶ :صبح
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: manjoon
آخرین ارسال: manjoon
پاسخ: 1
بازدید: 304

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 15 رأی - میانگین امتیازات: 3.53
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

نامــــه ای به خــــــــدا

۱۶-۶-۱۳۹۱, ۰۴:۳۶ :عصر
ارسال: #1
نامــــه ای به خــــــــدا
من خدا را دارم
کوله بارم بر دوش
سفری می باید
سفری بی همراه
گم شدن تا ته تنهایی محض
سازکم با من گفت:
هر کجا لرزیدی، از سفر ترسیدی؛
تو بگو از ته دل:من خدا را دارم.
من و سازم چندی است که فقط با اوئیم.


ماه من!
غصه اگر هست بگو تا باشد!
معنی خوشبختی ،
بودن اندوه است...!
این همه غصه و غم ، این همه شادی و شور
چه بخواهی و چه نه! میوه یک باغند.
همه را با هم و با عشق بچین...
ولی از یاد مبر
پشت هر کوه بلند
سبزه زاری است پر از یاد خدا!
و در آن باز کسی با صدایی آرام و مطمئن می خواند
که خدا هست ، خدا هست و چرا غصه ؟ چرا ؟


خدا جونم سلام .


بعد مدتها باهات تنها شدم و چون تو را تنها همراز و
همدل و مونس خودم

ديدم خواستم حرفامو باهات بزنم . نميدونم از
کجا شروع کنم و اينو ميدونم

که تو نگفته همه چيزهايي را که من ميخوام
بهت بگم ميدوني . بگذاراول

خوب نگات کنم . نگاهم و سکوتم در آسماني که به دنبال توست به پرواز حس درمياد . خيلي جالبه که ما آدما وقتي
به آسمون نگاه ميکنيم بيشتر تو

را حس ميکنيم و لمس ميکنيم .انگار يک جايي توي آسمون
نشستي و داري ما

را نظاره ميکني .
خدايا ميدونم وقتي به بن بست ميرسم باهات تنها ميشم و

حرف ميزنم و ازت راهنمايي ميخوام و باهات
درد دل ميکنم و دعا ميکنم تا کارم راه بيفته .
تو که ديگه اخلاق آدمات را ميدوني . خدايا کاش وقتي در

اوج شادي هم هستيم تو را ياد ميکرديم و دو رکعت
نماز شکر
ميخونديم که سپاسگزار لطف و کرم تو باشيم .
خدايا دست مارا بگير و رها مکن حتي اگه خودمون با بي احتياطي

اونو رها کرديم .
گاهي مثل بچه ها اين فرشتگان بيگناه و پاک آرزو

ميکنم يک جايي در کنارت مينشستم و از همه مخاطرات و اين تلخي هاي زندگي رها ميشدم و با عطر دلنواز کرمت و لذت حضورت به آرامش ميرسيدم.
***************

من از پشت غروب می آیم و به آن سوی طلوع خواهم رفت

گوش من میشنود وسعت دریا ها را
من به بیداری هر روزه گیتی می فرستم صلوات
من صبورم اما...
به خدا دست خودم نيست اگر مي رنجم
از همه تيرگي تنگ غروب
و چراغي که تورا از شب متروک دلم دور کند ، می ترسم
اول و آخر هر نغمه من پر زدن با دو سه پروانه خال خالیست
گر چه سهراب بگوید ،،، بی گمان تنهایم
با خدايي كه در اين نزديكي است
***************
کــــــــاش گاهی زنـــــــــدگی
[◄◄ι] [ ιι ] [■] [►] [ι►►]

داشت . . . !
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط kaka ، nasrin ، marjan ، M_A_S
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان


آپلودسنتر آز پي ان يو تالار گفتمان آز پي ان يو
تبلیغات نیازمندی های استان چهارمحال و بختیاری