شما وارد حساب خود نشده و یا ثبت نام نکرده اید. لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید تا بتوانید از تمامی امکانات انجمن استفاده کنید.


تبليغات
سامانه ي پيامکي آز پي ان يو مقالات ISI
فروشگاه اينترنتي آز پي ان يو خريد شارژ آز پي ان يو

هر بار كه ميروي رسيده اي.......زمان کنونی: ۲۰-۹-۱۳۹۵، ۱۰:۲۷ :صبح
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: flower
آخرین ارسال: flower
پاسخ: 1
بازدید: 328

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 22 رأی - میانگین امتیازات: 3.73
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

هر بار كه ميروي رسيده اي.......

۲۲-۴-۱۳۹۱, ۱۰:۴۶ :صبح (آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۲-۴-۱۳۹۱ ۱۰:۵۳ :صبح، توسط flower.)
ارسال: #1
هر بار كه ميروي رسيده اي.......
هر بار كه ميروي رسيده اي........

پشتش سنگين بود و جاده هاي دنيا طولاني.ميدانست كه هميشه جز اندكي از بسيار را نخواهد رفت.آهسته آهسته مي خزيد،دشوار و كند;و دورها هميشه دور بود.سنگ پشت تقديرش را دوست نمي داشت و آن را چون اجباري بر دوش مي كشيد.

پرنده اي در آُسمان پر زد،سبك; وسنگ پشت رو به خدا كرد وگفت:"اين عدل نيست،اين عدل نيست.كاش پشتم را اين همه سنگين نمي كردي.من هيچ گاه نميرسم،هيچ گاه. و در لاك سنگي خود خزيد،به نيت نااميدي."

خدا سنگ پشت را از روي زمين بلند كرد.زمين را نشانش داد.كره اي كوچك بود.
و گفت:"نگاه كن،ابتدا و انتها ندارد.هيچ كس نمي رسد چون رسيدني در كار نيست.فقط رفتن است.حتي اگر اندكي. و هر بار كه مي روي،رسيده اي! و باور كن آنچه بر دوش توست،تنها لاكي سنگي نيست،تو پاره اي از هستي را بر دوش مي كشي; پاره اي از مرا."
خدا سنگ پشت را زمين گذاشت.ديگر نه بارش سنگين بود و نه راه ها دور.

سنگ پشت به راه افتاد و گفت:"رفتن حتي اگر اندكي ;" و پاره ا ي از "او"را با عشق بر دوش كشيد......
هستي هيچ گاه از حركت نمي ايستد و كساني را كه حركتي ندارند نفرين ميكند.
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط الهه ، mostafa haddadi
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان


آپلودسنتر آز پي ان يو تالار گفتمان آز پي ان يو
تبلیغات نیازمندی های استان چهارمحال و بختیاری