شما وارد حساب خود نشده و یا ثبت نام نکرده اید. لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید تا بتوانید از تمامی امکانات انجمن استفاده کنید.


تبليغات
سامانه ي پيامکي آز پي ان يو مقالات ISI
فروشگاه اينترنتي آز پي ان يو خريد شارژ آز پي ان يو

وصیت نامه چارلی چاپلین به دخترش...زمان کنونی: ۱۹-۹-۱۳۹۵، ۰۵:۲۱ :صبح
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: kaka
آخرین ارسال: kaka
پاسخ: 5
بازدید: 537

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 21 رأی - میانگین امتیازات: 2.95
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

وصیت نامه چارلی چاپلین به دخترش...

۲-۱۰-۱۳۹۰, ۱۰:۰۵ :عصر
ارسال: #1
وصیت نامه چارلی چاپلین به دخترش...


جرالدین دخترم...

از تو دورم، ولی یک لحظه تصویر تو از دیدگانم دور نمی شود.

اما تو کجایی؟
در پاریس روی صحنه ی تئاتر پر شکوه شانزه لیزه...
این را می دانم و چنان است که در این سکوت شبانگاهی، آهنگ قدمهایت را می شنوم.
شنیده ام نقش تو در این نمایش پر شکوه، نقش آن دختر زیبای حاکمی است که اسیر خان تاتار شده است.

جرالدین، در نقش ستاره باش اما اگر فریاد تحسین آمیز تماشاگران و عطر مستی آور گلهایی که برایت فرستاده اند تو را فرصت هوشیاری داد، بنشین و نامه ام را بخوان...
من پدر تو هستم.
امروز نوبت توست که هنرنمایی کنی و به اوج افتخار برسی.
امروز نوبت توست که صدای کف زدنهای تماشاگران تو را به آسمانها ببرد.
به آسمانها برو ولی گاهی هم روی زمین بیا و زندگی مردم را تماشا کن.
زندگی آنان که با شکم گرسنه، در حالی که پاهایشان از بینوایی می لرزد و هنرنمایی می کند..
من خود یکی از ایشان بودم....

جرالدین دخترم!
تو مرا درست نمی شناسی...
در آن شبهای بس دور با تو قصه ها بسیار گفتم اما غصه های خود را هرگز نگفتم.
آن هم داستانی شنیدنی است...
داستان آن دلقک گرسنه که در پست ترین صحنه های لندن آواز می خواند و صدقه می گیرد.
این داستان من است...
من طعم گرسنگی را چشیده ام.
من درد نابسامانی را کشیده ام.
و از اینها بالاتر رنج حقارت آن دلقک دوره گرد که اقیانوسی از غرور در دلش موج می زند.
اما سکه ی صدقه ی آن رهگذر که غرورش را خرد نمی کند رانیز احساس کرده ام.
با این همه زنده ام و از زندگان پیش از آن که بمیرند حرفی نباید زد.
داستان من به کار نمی آید.
از تو حرف بزنم. به دنبال نام تو نام من است.

جرالدین دخترم!
دنیایی که تو در آن زندگی می کنی دنیای هنرپیشگی و موسیقی است.
نیمه شب آن هنگام که از سالن پرشکوه تئاتر بیرون می آیی، آن ستایشگران ثروتمند را فراموش کن. ولی حال آن راننده تاکسی را که تو را به منزل می رساند بپرس.
حال زنش را بپرس و اگر آبستن بود و پولی برای خرید لباس بچه نداشت، مبلغی پنهانی در جیبش بگذار.....

به نماینده خود در پاریس دستور داده ام فقط وجه این نوع خرجهای تو را بی چون و چرا بپردازد. اما برای خرجهای دیگرت، باید برای آن صورت حساب بفرستی.....

دخترم جرالدین!
گاه و بی گاه با مترو و اتوبوس شهر بگرد. مردم را نگاه کن. زنان بیوه و یتیم را بشناس و دست کم روزی یک بار بگو: *من هم از آنها هستم.* تو واقعا یکی از آنها هستی.
هنر قبل از آنکه دو بال دور پرواز به انسان بدهد، اغلب دو پای او را می شکند.
وقتی به مرحله ای رسیدی که خود را برتر از تماشاگران خویش بدانی، همان لحظه تئاتر را ترک کن و با تاکسی خود را به حومه ی پاریس برسان. من آنجا را خوب می شناسم. آنجا بازیگران مانند خویش را خواهی دید که از قرنها پیش زیباتر از تو، چالاکتر از تو و مغرورتر از تو هنرنمایی می کنند.
اما در آنجا از نور خیره کننده ی نورافکن های تئاتر شانزه لیزه خبری نیست. نورافکن کولی ها تنها نور ماه است.
نگاه کن، آیا بهتر از تو هنرنمایی نمی کنند؟
اعتراف کن. دخترم... همیشه کسی هست که بهتر از تو هنرنمایی کند و این را بدان که هرگز در خانواده ی چارلی چاپلین کسی آنقدر گستاخ نبوده که یک کالسکه ران یا یک گدای کنار رود سن یا کولی هنرمند حومه پاریس را ناسزایی بگوید.......

دخترم، جرالدین!
چکی سفید برای تو فرستاده ام که هر چه دلت می خواهد بگیری و خرج کنی. ولی هر وقت خواستی دو فرانک خرج کنی، با خود بگو سومین فرانک از آن من نیست.. این مال یک فرد فقیر گمنام می باشد که امشب به یک فرانک احتیاج دارد. جستجو لازم نیست. این نیازمندان گمنام را اگر بخواهی همه جا خواهی یافت. اگر از پول و سکه برای تو حرف میزنم برای آن است که از نیروی فریب و افسوس پول، این فرزند شیطان، خوب آگاهم.......

من زمانی دراز در سیرک زیسته ام و همیشه و هر لحظه برای بندبازان بر روی ریسمانی بس نازک و لرزنده نگران بوده ام.
اما دخترم این حقیقت را بگویم که مردم بر روی زمین استوار و گسترده، بیشتر از بندبازان ریسمان نااستوار سقوط می کنند.

دخترم، جرالدین!
پدرت با تو حرف میزند. شاید شبی درخشش گرانبهاترین الماس این جهان تو را فریب دهد.
آن شب است که این الماس، آن ریسمان نااستوار زیر پای تو خواهد بود و سقوط تو حتمی است.... روزی که چهره ی زیبای یک اشراف زاده ی بی بند و بار تو را بفریبد، آن روز است که بندبازی ناشی خواهی بود. بندبازان ناشی همیشه سقوط می کنند.

از این رو دل به زر و زیور مبند. بزگترین الماس این جهان آفتاب است که خوشبختانه بر گردن همه می درخشد....
اما اگر روزی دل به مردی آفتاب گونه بستی، با او یکدل باش و به راستی او را دوست بدار و معنی این را وظیفه ی خود در قبال این موضوع بدان.
به مادرت گفته ام که در این خصوص برای تو نامه ای بنویسد. او بهتر از من معنی عشق را می داند. او برای تعریف معنی عشق، که معنی آن یکدلی است شایسته تر از من است......

دخترم!
هیچ کس و هیچ چیز را در این جهان نمی توان یافت که شایسته آن باشد که دختری ناخن پای خود را به خاطر آن عریان کند..... [b]
برهنگی بیماری عصر ماست.
به گمان من تن عریان تو باید مال کسی باشد که روحش را برای تو عریان کرده است..

دخترم جرالدین!
برای تو حرف بسیار دارم ولی به موقع دیگری می گذارم و با این پیام نامه ام را پایان می بخشم:

*** انسان باش، پاکدل و یکدل؛ زیرا که گرسنه بودن، صدقه گرفتن و در فقر مردن، هزار بار قابل تحمل تر از پست و بی عاطفه بودن است. ***
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط MostafA ، nasrin67 ، Administrator ، mahdi ، yasi ، nasrin ، mahan ، sarina
۲-۱۰-۱۳۹۰, ۱۰:۱۴ :عصر (آخرین ویرایش در این ارسال: ۲-۱۰-۱۳۹۰ ۱۰:۱۸ :عصر، توسط mahdi.)
ارسال: #2
RE: وصیت نامه چارلی چاپلین به دخترش...
جلل خالق
اون وقت این جرالدین واقعا اسم دختر چارلی چاپلین بوده ؟؟؟؟مهمان ها نمي توانند تصاوير را ببينند و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
۲-۱۰-۱۳۹۰, ۱۰:۲۱ :عصر (آخرین ویرایش در این ارسال: ۲-۱۰-۱۳۹۰ ۱۰:۲۸ :عصر، توسط Administrator.)
ارسال: #3
RE: وصیت نامه چارلی چاپلین به دخترش...
مهمان ها نمي توانند تصاوير را ببينند و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.


جرالدین چاپلین، متولد ۱۹۴۴، یکی از فرزندان چارلی چاپلین از چهارمین ازدواج اوست که همانند پدرش راه سینما را در پیش گرفته است
مردم شهری که همه در آن می لنگند
به کسی که راست می رود میخندند !
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط nasrin ، mahdi ، kaka ، MostafA
۳-۱۰-۱۳۹۰, ۰۲:۴۰ :عصر
ارسال: #4
RE: وصیت نامه چارلی چاپلین به دخترش...
جملاتی بسیار زیبا از چارلی چاپلین

ازدواج مثل بازار رفتن است تا پول و احتیاج
اراده نداری بازار نرو...

************************

حتی بهترین فرزندان نیز دشمن جان پدر و مادرانند.

************************

دنیا آنقدر وسیع است که برای همه مخلوقات جا هست. به جای آن که جای کسی را بگیرید، تلاش کنید جای واقعی خودتان را بیابید.

************************

خوشبختی فاصله اين بدبختی است تا بدبختی ديگر.

************************

اگر شاد بودی آهسته بخند تا غم ناراحت نشود و اگر غمگین بودی آرام گریه کن تا شادی ناامید نشود.
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط mostafa haddadi ، sima
۳-۱۰-۱۳۹۰, ۰۲:۵۲ :عصر
ارسال: #5
RE: وصیت نامه چارلی چاپلین به دخترش...
بهترین لحظات زندگی از نگاه چارلی چاپلین!


To fall in love
عاشق شدن

To laugh until it hurts your stomach
آنقدر بخندی که دلت درد بگیره

To find mails by the thousands when you return from a vacation.
بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی هزار تا نامه داری

To go for a vacation to some pretty place.
برای مسافرت به یک جای خوشگل بری


To listen to your favorite song in the radio.
به آهنگ مورد علاقت از رادیو گوش بدی

To go to bed and to listen while it rains outside.
به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی

To leave the Shower and find that the towel is warm
از حموم که اومدی بیرون ببینی حو له ات گرمه !

To clear your last exam.
آخرین امتحانت رو پاس کنی

To receive a call from someone, you don't see a lot, but you want to.
کسی که معمولا زیاد نمی‌بینیش ولی دلت می‌خواد ببینیش بهت تلفن کنه


To find money in a pant that you haven't used since last year.
توی شلواری که تو سال گذشته ازش استفاده نمی‌کردی پول پیدا کنی


To laugh at yourself looking at mirror, making faces.
برای خودت تو آینه شکلک در بیاری و بهش بخندی !!!

Calls at midnight that last for hours.
تلفن نیمه شب داشته باشی که ساعتها هم طول بکشه


To laugh without a reason.
بدون دلیل بخندی

To accidentally hear somebody say something good about you.
بطور تصادفی بشنوی که یک نفر داره از شما تعریف می‌کنه


To wake up and realize it is still possible to sleep for a couple of hours.
از خواب پاشی و ببینی که چند ساعت دیگه هم می‌تونی بخوابی !


To hear a song that makes you remember a special person.
آهنگی رو گوش کنی که شخص خاصی رو به یاد شما می‌یاره


To be part of a team.
عضو یک تیم باشی


To watch the sunset from the hill top.
از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنی


To make new friends.
دوستای جدید پیدا کنی


To feel butterflies! In the stomach every time that you see that person.
وقتی "اونو" میبینی دلت هری بریزه پایین !


To pass time with your best friends.
لحظات خوبی رو با دوستانت سپری کنی


To see people that you like, feeling happy
کسانی رو که دوستشون داری رو خوشحال ببینی


See an old friend again and to feel that the things have not changed.
یه دوست قدیمی رو دوباره ببینید و ببینید که فرقی نکرده


To take an evening walk along the beach.
عصر که شد کنار ساحل قدم بزنی


To have somebody tell you that he/she loves you.
یکی رو داشته باشی که بدونید دوستت داره


remembering stupid things done with stupid friends. To laugh .......laugh. ........and laugh ......
یادت بیاد که دوستای احمقت چه کارهای احمقانه ای کردند و بخندی و بخندی و ....... باز هم بخندی


These are the best moments of life....
اینها بهترین لحظه‌های زندگی هستند


Let us learn to cherish them.
قدرشون روبدونیم


"Life is not a problem to be solved, but a gift to be enjoyed"
زندگی یک هدیه است که باید ازش لذت برد نه مشکلی که باید حلش کرد

وقتی
زندگی 100 دلیل برای گریه كردن به تو نشان میده تو 1000 دلیل برای خندیدن به اون نشون بده.
(چارلی‌ چاپلین)
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط marjan ، sima ، yasi
ارسال پاسخ 


موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  مکالمات خیام با دوس دخترش fatima 0 294 ۷-۴-۱۳۹۱ ۰۹:۴۳ :صبح
آخرین ارسال: fatima
  نامه یك دوست پسر سنگدل به دوست دخترش nematolahi_22 0 353 ۲۸-۱۲-۱۳۹۰ ۰۷:۲۵ :عصر
آخرین ارسال: nematolahi_22
  وصیت نامه کوروش nematolahi_22 0 329 ۲۵-۱۱-۱۳۹۰ ۱۰:۲۸ :صبح
آخرین ارسال: nematolahi_22
  ورژن جدید وصیت نامه ی حسین پناهی mostafa haddadi 0 354 ۱۵-۱۱-۱۳۹۰ ۱۲:۲۳ :صبح
آخرین ارسال: mostafa haddadi
  وصیت نامه منتشر نشده بزبز قندی !!! The DaRk PrOpheT 0 391 ۲۸-۹-۱۳۹۰ ۰۶:۰۵ :عصر
آخرین ارسال: The DaRk PrOpheT
  اخرین ویرایش وصیت نامه لقمان به پسرش atefeh.m 0 430 ۲۰-۹-۱۳۹۰ ۰۹:۱۳ :عصر
آخرین ارسال: atefeh.m

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان


آپلودسنتر آز پي ان يو تالار گفتمان آز پي ان يو
تبلیغات نیازمندی های استان چهارمحال و بختیاری