شما وارد حساب خود نشده و یا ثبت نام نکرده اید. لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید تا بتوانید از تمامی امکانات انجمن استفاده کنید.


تبليغات
سامانه ي پيامکي آز پي ان يو مقالات ISI
فروشگاه اينترنتي آز پي ان يو خريد شارژ آز پي ان يو

پدری با پسری گفتزمان کنونی: ۲۰-۹-۱۳۹۵، ۰۸:۰۱ :عصر
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: Administrator
آخرین ارسال: Administrator
پاسخ: 1
بازدید: 292

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 9 رأی - میانگین امتیازات: 3.78
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

پدری با پسری گفت

۸-۷-۱۳۹۲, ۰۸:۳۳ :عصر
ارسال: #1
پدری با پسری گفت
پدری با پسری گفت به قهر

که تو آدم نشوی جان پدر

حیف از آن عمر که ای بی سروپا

در پی تربیتت کردم سر

دل فرزند از این حرف شکست

بی خبر از پدرش کرد سفر

رنج بسیار کشید و پس از آن

زندگی گشت به کامش چو شکر

عاقبت شوکت والایی یافت

حاکم شهر شد و صاحب زر

چند روزی بگذشت و پس از آن

امر فرمود به احضار پدر

پدرش آمد از راه دراز

نزد حاکم شد و بشناخت پسر

پسر از غایت خودخواهی و کبر

نظر افکند به سراپای پدر

گفت گفتی که تو آدم نشوی

تو کنون حشمت و جاهم بنگر

پیر خندید و سرش داد تکان

گفت این نکته برون شد از در

«من نگفتم که تو حاکم نشوی

گفتم آدم نشوی جان پدر»
مردم شهری که همه در آن می لنگند
به کسی که راست می رود میخندند !
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط Rastak432 ، اسیر خودم
ارسال پاسخ 


کسانی که از این موضوع بازدید کرده اند . . . ( آز پی ان یو )
7 کاربر زیر موضوع را خوانده اند:
Administrator (۲۳-۱-۱۳۹۳, ۱۲:۳۶ :صبح)، kaka (۸-۷-۱۳۹۲, ۰۹:۰۹ :عصر)، STAR (۹-۷-۱۳۹۲, ۱۱:۲۲ :صبح)، af.rad (۸-۷-۱۳۹۲, ۱۰:۰۵ :عصر)، Rastak432 (۸-۷-۱۳۹۲, ۱۰:۰۱ :عصر)، ikhatami (۹-۷-۱۳۹۲, ۱۱:۰۴ :صبح)، اسیر خودم (۹-۷-۱۳۹۲, ۰۳:۱۷ :صبح)

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان


آپلودسنتر آز پي ان يو تالار گفتمان آز پي ان يو
تبلیغات نیازمندی های استان چهارمحال و بختیاری