شما وارد حساب خود نشده و یا ثبت نام نکرده اید. لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید تا بتوانید از تمامی امکانات انجمن استفاده کنید.


تبليغات
سامانه ي پيامکي آز پي ان يو مقالات ISI
فروشگاه اينترنتي آز پي ان يو خريد شارژ آز پي ان يو

کاش می شد ...زمان کنونی: ۱۳-۹-۱۳۹۵، ۰۵:۵۳ :صبح
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: mostafa haddadi
آخرین ارسال: mostafa haddadi
پاسخ: 1
بازدید: 336

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 18 رأی - میانگین امتیازات: 3.33
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

کاش می شد ...

۲۰-۱۰-۱۳۹۰, ۱۲:۲۲ :صبح
ارسال: #1
کاش می شد ...
کــاش می شد که کسی می آمد
این دل خسته ما را می برد
چشم ما را می شست
راز لبخند به لب می آموخت

کــاش می شد دل دیوار پر از پنجره بود
و قفس ها همه خالی بودند
آسمان آبی بود
و نسیمی روی آرامش اندیشه ی ما می رقصید

کــاش می شد که غم و دلتنگی
راه این خانه ما گم می کرد
و دل از هر چه سیاهی ست رها می کردیم
و سکوت جای خود را به هم آوائی ما می بخشید
و کمی مهربان تر بودیم

کــاش می شد دشنام ، جای خود را به سلامی می داد
گل لبخند به مهمانی لب می بردیم
بذر امید به دشت دل هم
کسی از جنس محبت غزلی را می خواند
و به یلدای زمستانی و تنهایی هم
یک بغل عاطفه گرم به مهمانی دل می بردیم
کــاش می فهمیدیم
قدر این لحظه که در دوری هم می راندیم

کــاش می دانستیم راز این رود حیات
که به سر چشمه نمی گردد باز
کــاش می شد مزه خوبی را
می چشاندیم به دلمان

کــاش ما تجربه ای می کردیم
شستن اشک از چشم
بردن غم از دل
همدلی کردن را

کــاش می شد که کسی می آمد
باور تیره ی مان را می شست
و به ما می فهماند
دل ما منزل تاریکی نیست
اخم بر چهره کمی نا زیباست
بهترین واژه همان لبخند است
که ز لبهای همه دور شده ست

کــاش می شد که به انگشت نخی می بستیم
تا فراموش نگردد که هنوز انسانیم !!!
قبل از آنی که کسی سر برسد
ما نگاهی به دل خسته ی خود می کردیم
شاید این قفل به دست خود ما باز شود
پیش از آنی که به پیمانه ی دل باده کنند
همگی رنگ پیمانه ی دل می شستیم

کــاش در باور هر روزه مان
جای تردید نمایان می شد
و سوالی اینست
که چرا سنگ شدیم
و چرا خاطر دریایی مان خشکیده ست ؟
کــاش می شد که شعار
جای خود را به شعوری می داد
تا چراغی گردد دست اندیشه مان

کــاش می شد که کمی آینه پیدا می شد
تا بببینیم در آن صورت خسته این انسان را
شبح تار امانت داران

کــاش پیدا می شد
دست گرمی که تکانی بدهد
تا که بیدار شود ، خاطر آن پیمان
تا کسی می آمد و به ما می فهماند
از خــــدا دور شدیم . . .
« اَلَیسَ اللهُ بِکَافٍ عَبدَهُ ... »
آیا خدا برای بنده اش کافی نیست؟!

سوره ی مبارکه ی زمر - آیه ی نورانی 36
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط Administrator ، MostafA ، mahan ، nasrin67
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان


آپلودسنتر آز پي ان يو تالار گفتمان آز پي ان يو
تبلیغات نیازمندی های استان چهارمحال و بختیاری