شما وارد حساب خود نشده و یا ثبت نام نکرده اید. لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید تا بتوانید از تمامی امکانات انجمن استفاده کنید.


تبليغات
سامانه ي پيامکي آز پي ان يو مقالات ISI
فروشگاه اينترنتي آز پي ان يو خريد شارژ آز پي ان يو

یک نفر دلش شکسته بود،زمان کنونی: ۱۳-۹-۱۳۹۵، ۰۹:۱۴ :عصر
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: sima
آخرین ارسال: sima
پاسخ: 1
بازدید: 386

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 18 رأی - میانگین امتیازات: 3.44
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

یک نفر دلش شکسته بود،

۲۶-۱۱-۱۳۹۰, ۰۴:۰۴ :عصر (آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۶-۱۱-۱۳۹۰ ۰۴:۰۵ :عصر، توسط sima.)
ارسال: #1
یک نفر دلش شکسته بود،
مهمان ها نمي توانند تصاوير را ببينند و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.


یک نفر دلش شکسته بود،

توی ایستگاه استجابت دعا منتظر نشسته بود،

منتظر...

ولی دعای او دیر کرده بود.

او خبر نداشت که دعای کوچکش توی چهار راه آسمان پشت یک چراغ قرمز شلوغ گیر کرده بود.

او نشست و باز هم نشست.

روزها یکی یکی از کنار او گذشت

روی هیچ چیز و هیچ جا از دعای او اثر نبود.

هیچ کس از مسیر رفت و آمد دعای او با خبر نبود.

با خودش فکر کرد پس دعای من کجاست؟ او چرا نمی‌رسد؟

شاید این دعا راه را اشتباه رفته است! پس بلند شد، رفت تا به آن دعا راه را نشان دهد.

رفت تا که پیش از آمدن برای او دست دوستی تکان دهد.

رفت پس چراغ چهار‌راه آسمان سبز شد.

رفت و با صدای رفتنش کوچه‌های خاکی زمین جاده‌های کهکشان سبز شد.

او از این طرف، دعا از آن طرف، در میان راه باهم آن دو رو به رو شدند.

از صمیم قلب گرم گفت و گو شدند. وای که چقدر حرف داشتند.

برف‌ها کم کم آب می‌شود. شب ذره ذره آفتاب می‌شود.
و دعای هر کسی رفته رفته توی راه مستجاب می‌شود...
سعی نکن متفاوت باشی...
فقط خوب باش...
این روزا خوب بودن به اندازه کافی متفاوته ...
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط nasrin67 ، STAR ، mohammad ، seda ، nematolahi_22
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان


آپلودسنتر آز پي ان يو تالار گفتمان آز پي ان يو
تبلیغات نیازمندی های استان چهارمحال و بختیاری